احياء فرهنگي Revitalization
احياء فرهنگي هنگامي صورت مي گيرد که فرهنگ اصيل جامعه به دلايل گوناگون از حرکت باز ايستد و جامعه زير سلطه فرهنگ بيگانه يا عوامل فرهنگ بيگانه قرار گيرد. در اين صورت براي طرد فرهنگ جديد، جامعه به احياء فرهنگ اصيل خود دست مي زند.
اخبار بد Bad news
زماني که حمايت هاي مالي در هر کشوري در زمينه هنر منجر به توزيع نتايج خودسرانه اي شود. اخبار خوب Good news
زماني که حمايت هاي مالي در هر کشوري در زمينه هنر منجر به توزيع درآمدي صحيح گردد.
اختراع Invention
ترکيب جديد با استفاده از اطلاعات موجود در فرهنگ جامعه براي ساختن چيزي که قبلاً ساخته نشده است.
اختلاط نژادي Amalgamation
زناشوئي افراد گروههاي مختلف با هم و زايش نوع جديدي از افراد.
اختلاف آماری Statistical discrepancy
تفاوت آماری در اقتصاد کلان, منظور تفاوت میان درآمد ملی از طریق روش مخارج و درآمد ملی از روش درآمدی است.
اختلالهاي شخصيتي Personality disorders
اختلالهاي شخصيتي، شيوه هاي نارسا و نامناسبي هستند براي حل مسئله و کنار آمدن با فشارهاي رواني، اغلب در اوايل نوجواني بروز مي کنند و در سراسر بزرگسالي ادامه مي يابند.
اختيار Authority
عبارت از قدرت تحليل فرمانبرداري است که ناشي از قبول دستور مافوق از طرف زيردست
مي باشد , يعني منشأ اختيار قبول ضمني دستور و تمايل کارمندان به اطاعت از آن است
اختيار تخصصي (كاركردي) (Functional Authority)
شرايط پيچيده سازماني، به مرور، موجب شده كه به واحد يا عضو ستادي در زمينه تخصص، اختيار صدور دستورالعمل داده شود.
- اختيار تخصصي اشاره مي كند به وضعيتي كه اختيار ستادي يك واحد يا عضو ستادي گسترش يابد، و فراتر از وظيفه عادي عضو ستادي شود.(1)
- به عبارت ديگر، حق صدور دستورالعمل به ساير واحدها و كنترل فعاليتهاي آنها در ارتباط با مسئوليتهاي خاص ستادي، به عنوان اختيار تخصصي معروف است.(1)
- امروزه نياز به اختيار تخصصي در سازمانها واقعيتي اجتناب ناپذير است و ضرورت ايجاد هماهنگي و وحدت عمل ميان صف و ستاد و كاربرد فارغ از دغدغه و مانع تخصصي در ايفاي وظايف سازماني، اعمال اختيار تخصصي را موجه مي سازد.(1)
اختيار رسمي Formal Authority
اختيار رسمي و قدمت ناشي از آن وسيله انجام دادن وظايف و مسئوليتها براي رسيدن به هدفهاي سازمان است به عقيده سايمون (1957) اختيار يعني قدرت تصميمگيري براي هدايت فعاليتها و اعمال ديگران. فايول اختيار را به عنوان حق صدور دستور و طلب اطاعت از آن تعبير كرده است.
اختيار سنتي Traditional Authority
اختيار سنتي بر باوري محرز استوار است مبني بر اينكه، مقام كساني كه درگذشته اعمال اختيار مي كردند مقدس است. اطاعت از اين نوع اختيار ديني است به مقام اختيار كه به طور سنتي مقدس. اطاعت از اين نوع اختيار ديني است به مقام اختيار كه به طور سنتي مقدس بوده است و كسي كه اين مقام را اشغال ميكند اختياري را كه به وسيله سنن و رسوم گذشته مقرر شده است به ارث ميبرد. به عنوان مثال در مدرسه دانشآموزان ممكن است اختيار مقام و معلم را بپذيرد به اين دليل كه والدين و اجداد آنان قبل از ايشان پذيرفتهاند.
اختيار سنتي كه بر رسوم و سنن فرهنگي و ارزشهاي اجتماعي مبتني است. اختيار سنتي براين باور و اعتقاد استوار است. كه مقام و پايگاه كساني كه درگذشته اعمال اختيار و اقتدار ميكردند و رسوم و سنن و ارزشهاي مربوط به آن مستلزم احترام است. بنابراين، منصب اختيار مورد حرمت و اطاعت است و شخصي كه آن ا اشغال ميكند اختيار مربوط به آن را كه به موجب رسوم و سنن گذشته معين و مقرر گرديده ارث ميبرد. مثلا در زمينه آموزش و پرورش، اقتدار مقام معلم و شخص معلم از آن جهت نافذ است كه رسوم و سنن فرهنگي، از قبل، آن را حرمت و مشروعيت بخشيده است.
اختيار فرهمند(فرمند) Charismatic Authority
اختيار فرهمند به طرفداري خارقالعاده متكي است كه به واسطه اعتماد شخصي نسبت به او و صفات شايان تقليدش رهبر است. اختيار فرهمند به غير منطقي و عاطفي و هيجاني بودن تمايل داشته و شديدا به صفات شخصي و خصايل ويژه رهبر بستگي دارد. اختيار رهبر فرهمند در درجه اول تابعي از جاذبه غلبه كننده شخصي وي و مخصوصا يك جهتگيري مشترك است كه از داخل گروه ظاهر ميشود و تعهد شديد هنجاري و همذات شدن با شخصي با شخص رهبر به وجود ميآورد از اين رو، دانشآموزان ممكن است به خاطر "صفات" شخص معلم از دستورهاي كلاس پيروي كنند.
اختيار فرمند مبتني است ب اعتقاد و اطمينان بودن و واجد بودن صفات خارقالعاده كه به خاطر مورد اعتماد و اطمينان بودن و واجد بودن صفات نمونه به رهبري رسيده است. اختيار فرمند معمولا عاطفي انفعالي و غيرعقلاني است و قويا به صفات و خصايص شخص رهبر بستگي دارد و اختيار رهبر فرمند، در اصل، تابع جاذبه غلبه كننده شخصي است، و نوعا يك جهتگيري ارزشي مشترك در ميان گروه پديد ميآيد كه تعهد و پايبندي شديد هنجار گونهاي به رهبر و شوق وافي به همانند گردي با او به وجود ميآورد. مثلا در قلمرو آموزش و پرورش، دانشآموزان يك كلاس را بر اثر جذبه شخصيتي يك معلم، رهنمودها و دستورات آموزشي او را با شوق و رغبت اطاعت ميكنند و رغبت اطاعت ميكنند و از لحاظ رفتاري ميكوشند او را سرمشق خود قرار دهند.
اختيار قانوني Legal Authority
اختيار قانوني مبتني بر قوانين تصويب شده است كه ميتواند با روشهاي رسمي و صحيح تغيير كند. در اين اختيار اطاعت در قبال خود شخص يا مقام نيست بلكه نسبت به قوانيني است كه اين قوانين مشخص ميكنند از چه كسي و تا چه اندازه بايد اطاعت كرد به عبارت ديگر، اختيار قانوني فقط به موجب قوانين رسمي و فقط در حيطه اختياري كه در ادارات وجود دارد به اشخاص و مقامها تفويض ميشود. در يك مدرسه اطاعت در قبال اصول غير شخصي است كه بر اداره سازمان حكمفرماست.
اختيار قانوني كه منشاء آن قوانين و مقررات عقلاني است كه براي نظم اجتماعي وضع ميشوند اختيار قانوني مبتني است بر قوانين مصوبي كه با رويههاي صحيح رسمي قابل تغييرند. در اينجا اطاعت از شخص يا مقام و منصب در ميان نيست بلكه اصل، اطاعت از قانون است. قوانين مشخص مي كنند كه از چه كساني و تا چه اندازه بايد اطاعت كرد به عبارت ديگر اختيار قانوني فقط به موجب قوانين رسمي و در حيطه معين و محدودي به مناصب و اشخاص تفويض ميشود. در سازمانهاي آموزش و پرورش، نظير ساير سازمانهاي رسمي، قوانين مصوب بر امور و فعاليتهاي رسمي آموزش و پرورش حاكميت دارند.

