تبليغاتX
دکتر داود محمدی

ارتباط گرایی                                                  Communicationism

یعنی مشکلی را که ارتباطی نیست ارتباطی بپندارند و با آن به عنوان مشکل ارتباطی رفتار کنند.

ارتباطات                               Relations

*-ارتباطات عبارت است از :توزیع اطلاعات به منظور هدایت رفتار سازمانی انسان  و هماهنگی عملیات در یک سازمان .(1)

*-ارتباطات فرآیندی است پویا که زیربنای بقا، رشد و تحولات همه سیستمهای زنده در سازمان است. ارتباطات یکی از وظایف و نقشهای حیاتی انسان و سازمان است که توسط آن ،انسان یا سازمان اعضای داخلی خودراباهم مرتبط می‌سازد.

*-ارتباطات یعنی برقراری مناسبات بین دو طرف ازطریق تحریک حس ادراک توسط یک طرف و ایجاد سرعت انتقال‌، درک و جوابگویی در طرف دیگر .

*-ارتباطات یعنی مبادلۀحقایق ،نظرات و عقاید بین دونفر یا دو گروه از افرادی که عهده دار انجام مأموریت خاصی شده اند، به منظور تامین وحدت مقاصد و تلاشها.

*-ارتباطات یعنی تعقیب و مبادلۀعقاید و اطلاعات وروشهای بین اعضای یک روه از طریق زبان یا به کار گرفتن علائم دیگر .

*-ارتباطات یعنی مبادلۀ افکار‌، احساسات‌، عقاید و معانی بین دو نفر از طریق علائم و اشارات .

4

شبکۀارتباطات ،درواقع،سلسله اعصاب سازمان را تشکیل می دهد.توزیع اطلاعات برای تنظیم و کنترل رفتار، به ارتباطات انسانی محدود نمی شود ،بلکه سیستمهای مکانیی را نیز در بر می‌گیرد.(2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 1:17 |

مقاله پذیرفته شده در همایش وچاپ شده در کتاب

 مجموع مقالات دومین همایش صنعت بیمه و

دانشگاه

-----------------------------------------------------------------------------------------

چكيده

بيمه براي همكاري و رفع مشكلات انسان‌ها بنيان‌ گذاشته شده است. هرگاه مباني فرهنگي آن يعني همان احسان و نيكوكاري تقويت گردد از مشكلات آن كاسته شده و جايگاه آن در جامعه رشد بيشتري خواهد يافت.

در اسلام بر مفاهيمي چون تدبير و آينده‌نگري، عزت و آرامش‌ نفس، و امنيت فردي و اجتماعي افراد تأكيد شده است. اسلام معتقد است كه از فقر و آثار سوء آن بايد پرهيز كرد و زمينه عزت و كرامت انسان‌ها را فراهم نمود. براي مقابله با حوادث يا كاهش آن‌ها از پيش بايد مهيا بود. اسلام بر تعاون، جماعت، احسان و نيكوكاري با برادران ديني تأكيد كرده است. با عنايت به مفاهيم مذكور و توجه عميق اسلام به تأمين امنيت فردي و اجتماعي، احساس امنيت خاطر در جامعه ديني ملموس‌تر و نمايان‌تر مي‌گردد.

در اين مقاله مباني فرهنگي بيمه در اسلام در دو بعد فردي و اجتماعي مورد كنكاش قرار مي‌گيرد و آرامش رواني مطلوب را نتيجه احراز دو عامل دروني (ايمان) و بيروني (تأمين اجتماعي) معرفي مي‌كند.

واژگان کلیدی : بيمه، آينده‌نگري، تدبير عزت نفس، آرامش.

 

مقدمه

اساس بيمه بر همكاري و رفع مشكلات انسان‌ها بوده است. اما اگر اين همكاري با انگيزه‌هاي معنوي همراه شود، طبعاً محاسن اين عمل بيشتر شده از بروز برخي مشكلات احتمالي آن كاسته خواهد شد.1

اگر بيمه بر مباني ديني استوار شود و موضوعاتي چون احسان و انفاق، ترحم به يكديگر ومبارزه با فقر در اين كار مدنظر قرار گيرد، مباني آن تقويت مي‌شود. همچنين اگر اعضا از اثرات مطلوب بيمه در ايجاد عزت نفس و تقويت مباني همبستگي و وحدت آگاه باشند، بيشتر به بيمه رغبت نشان خواهند داد. در اين بخش درصدد توضيح اين مطلب هستيم كه اگر مباني ديني (فرهنگي) بيمه تبيين شود، و مردم بر اين اساس بيمه‌گذاري نمايند، علاوه بر رفع برخي مشكلات، در صحنه اجتماع با موفقيت بيشتري روبه‌رو خواهد شد.در واقع بيمه بستري مناسب براي اجراي سنت احسان و تقويت حس برادري، مبارزه با بروز فقرهاي ناخواسته (حوادث) و ... است.در اين‌جا مباني ديني (فرهنگي) بيمه را بررسي مي‌كنيم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه بیست و سوم آبان 1388 و ساعت 17:0 |

 

كليد واژه ها : نيازسنجي آموزشي. مدل سه بعدي نيازسنجي ، دلفي ، فيش باول ، بارش مغزي .

مقدمه :

امروزه در جهان سازمان ها به مثابه سازمان هاي يادگيرنده مي باشند . سازمان هاي يادگيرنده سازمان هايي هستند كه در آنها افراد بطور مستمر توانايي هاي خود را افزون مي سازند ، جايي كه الگوهاي جديد تفكر رشد مي يابند ، انديشه هاي جمعي ترويج مي شوند و افراد چگونگي آموختن را به اتفاق هم مي آموزند . سازمان هاي يادگيرنده كاركناني يادگيرنده دارند . (1) سازمان هاي آموزشي به جهت ماهيت آموزشي و توليد علم در صف مقدم سازمان هاي يادگيرنده قرار مي گيرند و مي بايست در اين زمينه پيشرو باشند . نكته بسيار مهم در اين مسئله آن است كه افراد چه مطالبي را بايد ياد بگيرند ،‌لذا در اين جا است كه نقش نيازسنجي آموزشي و اهميت آن مشخص مي گردد .

در همين رابطه شايد گزاف نباشد اگر گفته شود امروزه يكي از مهمترين وظايف مديران نظام هاي آموزشي شامل بخش هاي ستادي (ادارات آموزش و پرورش) و بخش هاي صف (مدارس و آموزشگاه ها) تعيين نيازهاي اساسي مورد نياز كاركنان خصوصاً اعضاي هيات آموزشي مي باشد . در همين راستا لازم است مديران ؛ خود داراي مهارت نيازسنجي آموزشي در حيطه سازماني خود باشند . به همين جهت در نگاهي كوتاه مهمترين نكاتي را كه مديران در بررسي و تعيين مهارتهاي اساسي كاركنان آموزشي و غير آموزشي بدانند ارائه گرديده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 18:5 |

ادغام                                                          Conglomerate merger

ترکيب و اتحاد چند واحد توليدي که در بازارهاي کاملاً متفاوت فعاليت مي نمايند و کالاهاي مختلفي که هيچ ارتباطي با هم ندارند را توليد مي کنند.

ادغام (همانندی سازی)                   Assmilation    

از ریشه لاتینی در معنای عمل «همانند ساختن» گرفته شده است. از دیدگاه زیست شناسی، همانند گمردی یا ادغام، شامل عملیاتی است که از طریق آن موجودات زنده موادی را که در جسم آنان جذب می شود، به جوهر وجودی خود متبدل می سازند و همانند گردی اجتماعی فرایندی است که بر پایه آن افراد یا گروههای متعلق به فرهنگ ها و یا محیط های متفاوت در کلی همگن تبدیل یا دگرگونی می یابند. به طور کلی آمیختگی دو فرهنگ متفاوت در یک فرهنگ که شامل ویژگی های هر دو فرهنگ است.


ادغام افقی                                                       Tlorizontal merger

ترکیب دو واحد تولیدی که محصول مشابهی را در محدوده جغرافیایی خاصی به فروش
می رسانند.

ادغام عمومی                     Vertical integration

هماهنگ سازی متمرکز فعالیت های جهانی شرکت های فراملیتی

ادیان اخلاقی                                                    Ethical religions

ادیانی که به جاذبه اخلاقی یک «معلم بزرگ» (مانند بودا یا کنفوسیوس) وابسته اند، به جای اینکه بر پایه اعتقاد به موجودات فوق طبیعی استوار باشند.

اراده ملی                                                                             National will

خلق و خوی و روحیه مردم و شیوه نفوذ این عوامل در توانایی کشور برای جوابگویی به علایق امنیت ملی یا برای دستیابی به مقاصد ملی، عزم ملی، خواست مردم.

.(2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 4:27 |

اختيار                                                      Authority

عبارت از قدرت تحليل فرمانبرداري است که ناشي از قبول دستور مافوق از طرف زيردست
مي باشد , يعني منشأ اختيار قبول ضمني دستور و تمايل کارمندان به اطاعت از آن است

اختيار تخصصي (كاركردي)                      (Functional Authority)

شرايط پيچيده سازماني، به مرور، موجب شده كه به واحد يا عضو ستادي در زمينه تخصص، اختيار صدور دستورالعمل داده شود.

- اختيار تخصصي اشاره مي كند به وضعيتي كه اختيار ستادي يك واحد يا عضو ستادي گسترش يابد، و فراتر از وظيفه عادي عضو ستادي شود.(1)

- به عبارت ديگر، حق صدور دستورالعمل به ساير واحدها و كنترل فعاليتهاي آنها در ارتباط با مسئوليتهاي خاص ستادي، به عنوان اختيار تخصصي معروف است.(1)

- امروزه نياز به اختيار تخصصي در سازمانها واقعيتي اجتناب ناپذير است و ضرورت ايجاد هماهنگي و وحدت عمل ميان صف و ستاد و كاربرد فارغ از دغدغه و مانع تخصصي در ايفاي وظايف سازماني، اعمال اختيار تخصصي را موجه مي سازد.(1)

اختيار رسمي                     Formal Authority

اختيار رسمي و قدمت ناشي از آن وسيله انجام دادن وظايف و مسئوليتها براي رسيدن به هدفهاي سازمان است به عقيده سايمون (1957) اختيار يعني قدرت تصميم‌گيري براي هدايت فعاليتها و اعمال ديگران. فايول اختيار را به عنوان حق صدور دستور و طلب اطاعت از آن تعبير كرده است.

اختيار سنتي                  Traditional Authority

  اختيار سنتي بر باوري محرز استوار است مبني بر اينكه، مقام كساني كه درگذشته اعمال اختيار مي كردند مقدس است. اطاعت از اين نوع اختيار ديني است به مقام اختيار كه به طور سنتي مقدس. اطاعت از اين نوع اختيار ديني است به مقام اختيار كه به طور سنتي مقدس بوده است و كسي كه اين مقام را اشغال مي‌كند اختياري را كه به وسيله سنن و رسوم گذشته مقرر شده است به ارث مي‌برد. به عنوان مثال در مدرسه دانش‌آموزان ممكن است اختيار مقام و معلم را بپذيرد به اين دليل كه والدين و اجداد آنان قبل از ايشان پذيرفته‌اند.

اختيار سنتي كه بر رسوم و سنن فرهنگي و ارزشهاي اجتماعي مبتني است. اختيار سنتي براين باور و اعتقاد استوار است. كه مقام و پايگاه كساني كه درگذشته اعمال اختيار و اقتدار مي‌كردند و رسوم و سنن و ارزشهاي مربوط به آن مستلزم احترام است. بنابراين، منصب اختيار مورد حرمت و اطاعت است و شخصي كه آن ا اشغال مي‌كند اختيار مربوط به آن را كه به موجب رسوم و سنن گذشته معين و مقرر گرديده ارث مي‌برد. مثلا در زمينه آموزش و پرورش، اقتدار مقام معلم و شخص معلم از آن جهت نافذ است كه رسوم و سنن فرهنگي، از قبل، آن را حرمت و مشروعيت بخشيده است.

اختيار فرهمند(فرمند)            Charismatic  Authority

اختيار فرهمند به طرفداري خارق‌العاده متكي است كه به واسطه اعتماد شخصي نسبت به او و صفات شايان تقليدش رهبر است. اختيار فرهمند به غير منطقي و عاطفي و هيجاني بودن تمايل داشته و شديدا به صفات شخصي و خصايل ويژه رهبر بستگي دارد. اختيار رهبر فرهمند در درجه اول تابعي از جاذبه غلبه كننده شخصي وي و مخصوصا يك جهت‌گيري مشترك است كه از داخل گروه ظاهر مي‌شود و تعهد شديد هنجاري و همذات شدن با شخصي با شخص رهبر به وجود مي‌آورد از اين رو، دانش‌آموزان ممكن است به خاطر "صفات" شخص معلم از دستورهاي كلاس پيروي كنند.

اختيار فرمند مبتني است ب اعتقاد و اطمينان بودن و واجد بودن صفات خارق‌العاده كه به خاطر مورد اعتماد و اطمينان بودن و واجد بودن صفات نمونه به رهبري رسيده است. اختيار فرمند معمولا عاطفي انفعالي و غيرعقلاني است و قويا به صفات و خصايص شخص رهبر بستگي دارد و اختيار رهبر فرمند، در اصل، تابع جاذبه غلبه كننده شخصي است، و نوعا يك جهت‌گيري ارزشي مشترك در ميان گروه پديد مي‌آيد كه تعهد و پاي‌بندي شديد هنجار گونه‌اي به رهبر و شوق وافي به همانند گردي با او به وجود مي‌آورد. مثلا در قلمرو آموزش و پرورش، دانش‌آموزان يك كلاس را بر اثر جذبه شخصيتي يك معلم، رهنمودها و دستورات آموزشي او را با شوق و رغبت اطاعت مي‌كنند و رغبت اطاعت مي‌كنند و از لحاظ رفتاري مي‌كوشند او را سرمشق خود قرار دهند.

اختيار قانوني                     Legal Authority

اختيار قانوني مبتني بر قوانين تصويب شده است كه مي‌تواند با روشهاي رسمي و صحيح تغيير كند. در اين اختيار اطاعت در قبال خود شخص يا مقام نيست بلكه نسبت به قوانيني است كه اين قوانين مشخص مي‌كنند از چه كسي و تا چه اندازه بايد اطاعت كرد به عبارت ديگر، اختيار قانوني فقط به موجب قوانين رسمي و فقط در حيطه اختياري كه در ادارات وجود دارد به اشخاص و مقامها تفويض مي‌شود. در يك مدرسه اطاعت در قبال اصول غير شخصي است كه بر اداره سازمان حكمفرماست.

اختيار قانوني كه منشاء آن قوانين و مقررات عقلاني است كه براي نظم اجتماعي وضع مي‌شوند اختيار قانوني مبتني است بر قوانين مصوبي كه با رويه‌هاي صحيح رسمي قابل تغييرند. در اينجا اطاعت از شخص يا مقام و منصب در ميان نيست بلكه اصل، اطاعت از قانون است. قوانين مشخص مي كنند كه از چه كساني و تا چه اندازه بايد اطاعت كرد به عبارت ديگر اختيار قانوني فقط به موجب قوانين رسمي و در حيطه معين و محدودي به مناصب و اشخاص تفويض مي‌شود. در سازمانهاي آموزش و پرورش، نظير ساير سازمانهاي رسمي، قوانين مصوب بر امور و فعاليتهاي رسمي آموزش و پرورش حاكميت دارند.

اخلاق                               Moral   

در جـوامع گونـاگـون، اخلاق در مـديـريـت و بـه خصوص در سـازمـان ها، اهـميت خـاصـي داشـته است، زيرا به رفتار و عملکرد کارکنان مربوط مي شود. از ديدگاه مديريتي، اخلاق را مي توان چنين تعريف کرد: مقررات و اصولي که اشاره بر درست يا نادرست بودن رفتار و عملکرد کارکنان يا مردم دارد.

ادراک                                                                              Perception

ادراک فرايندي است که بدان وسيله فرد احساس خود را تفسير مي نمايد تا بتواند به محيط خود معني بدهد. مدير بايد اين مطلب را بداند که واکنش کارکنان براساس برداشت آنان قرار دارد نه براساس واقعيت

ð- ادراک ماحصل تجزيه و تحليلهاي مغز و تعبير و استنباط و تفسير اطلاعات مکتسبه بوسيلۀحواس مي باشد. (1)

ð- ادراک به يک معنا مفهوم يافتن محرکهاي مختلفي است که به حواس ما مي رسد درواقع تامحرکهاي مختلف سمعي و بصري معنا و مفهومي نيابند، ادراک آنها مقدور نخواهد بود.(2)

ð- ادراک شناخت احساس و معنی و مفهوم يافتن آن است مثلاًگرفتن اثر صوت – نور - درد و انتقال اثر آنها به مراکز عصبي را احساس مي‌ناميم امّاتشخيص اين که صورت رسيده ناشي از لرزش سيم يک سنتور يا تارهاي صوتي يک بلبل و يا يک قورباغه است. ادراک ناميده مي‌شود. دريافت نور را احساس مي‌ناميم‌، امّا تشخيص اين که نور رسيده ناشي از نور يک شمع يا يک چراغ است‌، ادراک نام دارد. در ادراک، تفکر و انديشه وجوددارد ،بنابراين ترشح غدد بزاقي، عرق کردن بدن درگرما بالرزيدن آن در مقابل سرمارا نمي توان ادراک ناميد ، درحقيقت تجسم يک غذاي خوشمزه و به دنبال آن ترشح بزاق باز کردن پنجره هاي اتاق بدليل گرما يابستن آنها بعلت سرما مي توانند ادراک به حساب آيند .(3)

ð-ادراک عبارت است از کشف، بازشناسي و تفسير انگيزه حسي، کودک به بيرون ازپنجره نگاه مي‌کند و طرحهايي از روشنايي، تاريکي ورنگها را مي‌بيند. کودک از اين گوناگوني، اطلاعاتي استخراج مي کند، بدين ترتيب اين طرح بصورت منظره خياباني ادراک مي شود.(4)

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 17:22 |
والملک یبقی معی الکفر ولا یبقی معی الظلم

نامه مولا علی به مالک اشتر

معرفی: وقتی مولا علی، مالک اشتر نخعی از یاران خود را به امارت مصر منصوب کرد، به او نامه ای نوشت. این نامه بی تردید از مهمترین اسناد سیاسی حقوق اسلامی و خصوصا شعبه شیعی آن است. این نامه به روشنی نشان می دهد رویکرد مترقی مولا علی به مساله حکومت را در عصر جاهلیت عرب و در دوران حکومت های الیگارشی. در این نامه که به نوعی به قانون اساسی اسلامی ایشان می ماند ویژگی های حکومت اسلامی، حاکم اسلامی، حقوق شهروندان، رابطه دولت با شهروند و … بیان شده است. توصیه می کنم علاقه مندان، ـ خصوصا دانشجویان و دوستداران مباحث حقوق عمومی ـ آنرا با دقت کامل مطالعه کنند. این ترجمه از ترجمه نهج البلاغه انجام شده توسط دکتر آیتی می باشد.

 

متن نامه: “به نام خداوند بخشاينده مهربان ‏اين فرمانى است از بنده خدا،على امير المؤمنين،به مالك بن الحارث الاشتر.درپيمانى كه با او مى‏نهد،هنگامى كه او را فرمانروايى مصر داد تا خراج آنجا را گرد آوردو با دشمنانش پيكار كند و كار مردمش را به صلاح آورد و شهرهايش را آباد سازد.

او را به ترس از خدا و برگزيدن طاعت او بر ديگر كارها و پيروى از هر چه دركتاب خود بدان فرمان داده،از واجبات و سنتهايى كه كس به سعادت نرسد مگر به‏پيروى از آنها،و به شقاوت نيفتد،مگر به انكار آنها و ضايع گذاشتن آنها.و بايد كه‏خداى سبحان را يارى نمايد به دل و دست و زبان خود،كه خداى جل اسمه،يارى‏كردن هر كس را كه ياريش كند و عزيز داشتن هر كس را كه عزيزش دارد بر عهده گرفته‏است.و او را فرمان مى‏دهد كه زمام نفس خويش در برابر شهوتها به دست گيرد و ازسركشيهايش باز دارد،زيرا نفس همواره به بدى فرمان دهد، مگر آنكه خداوندرحمت آورد.

اى مالك، بدان كه تو را به بلادى فرستاده‏ام كه پيش از تو دولتها ديده، برخى‏دادگر و برخى ستمگر.و مردم در كارهاى تو به همان چشم مى‏نگرند كه تو دركارهاى واليان پيش از خود مى‏نگرى و درباره تو همان گويند كه تو درباره‏آنها مى‏گويى و نيكوكاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته،توان شناخت.

بايد بهترين اندوخته‏ها در نزد تو،اندوخته كار نيك باشد.پس زمام هواهاى نفس خويش فروگير و بر نفس خود،در آنچه براى او روا نيست،بخل بورزكه بخل ورزيدن بر نفس،انصاف دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوش‏مى‏شمارد.مهربانى به رعيت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را شعاردل خود ساز.چونان حيوانى درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت‏شمارى،زيراآنان دو گروهند يا همكيشان تو هستند يا همانندان تو در آفرينش.از آنها خطاهاسر خواهد زد و علتهايى عارضشان خواهد شد و،بعمد يا خطا،لغزشهايى كنند،پس،از عفو و بخشايش خويش نصيبشان ده،همانگونه كه دوست دارى كه خداوندنيز از عفو و بخشايش خود تو را نصيب دهد.زيرا تو برتر از آنها هستى و،آنكه تو را بر آن سرزمين ولايت داده،برتر از توست و خداوند برتر از كسى است‏كه تو را ولايت داده است.ساختن كارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده‏است.

اى مالك،خود را براى جنگ با خدا بسيج مكن كه تو را در برابر خشم او توانى‏نيست و از عفو و بخشايش او هرگز بى‏نياز نخواهى بود.هرگاه كسى را بخشودى،ازكرده خود پشيمان مشو و هرگاه كسى را عقوبت نمودى،از كرده خود شادمان مباش.

هرگز به خشمى،كه از آنت امكان رهايى هست،مشتاب و مگوى كه مرا بر شما اميرساخته‏اند و بايد فرمان من اطاعت‏شود.زيرا،چنين پندارى سبب فساد دل و سستى‏دين و نزديك شدن دگرگونيها در نعمتهاست.هرگاه،از سلطه و قدرتى كه در آن‏هستى در تو نخوتى يا غرورى پديد آمد به عظمت ملك خداوند بنگر كه برتر ازتوست و بر كارهايى تواناست كه تو را بر آنها توانايى نيست.اين نگريستن سركشى‏تو را تسكين مى‏دهد و تندى و سرافرازى را فرو مى‏كاهد و خردى را كه از تو گريخته‏است‏به تو باز مى‏گرداند.

بپرهيز از اينكه خود را در عظمت‏با خدا برابر دارى يا در كبريا و جبروت،خودرا به او همانند سازى كه خدا هر جبارى را خوار كند و هر خودكامه‏اى را پست وبيمقدار سازد.هر چه خدا بر تو فريضه كرده است،ادا كن و درباره خواص خويشاوندانت و از افراد رعيت،هركس را كه دوستش مى‏دارى،انصاف را رعايت‏نماى.كه اگر نه چنين كنى،ستم كرده‏اى و هر كه بر بندگان خدا ستم كند،افزون بربندگان،خدا نيز خصم او بود.و خدا با هر كه خصومت كند، حجتش را نادرست‏سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از اين كار باز ايستد و توبه كند.هيچ چيز چون‏ستمكارى،نعمت‏خدا را ديگرگون نكند و خشم خدا را برنينگيزد،زيرا خدا دعاى‏ستمديدگان را مى‏شنود و در كمين ستمكاران است.

بايد كه محبوبترين كارها در نزد تو،كارهايى باشد كه با ميانه‏روى سازگارتر بود وبا عدالت دمسازتر و خشنودى رعيت را در پى داشته باشد زيرا خشم توده‏هاى مردم،خشنودى نزديكان را زير پاى بسپرد و حال آنكه،خشم نزديكان اگر توده‏هاى مردم ازتو خشنود باشند، ناچيز گردد.خواص و نزديكان كسانى هستند كه به هنگام فراخى‏و آسايش بر دوش والى بارى گران‏اند و چون حادثه‏اى پيش آيد كمتر از هر كس به‏ياريش برخيزند و خوش ندارند كه به انصاف درباره آنان قضاوت شود.اينان همه چيزرا به اصرار از والى مى‏طلبند و اگر عطايى يابند،كمتر از همه سپاس مى‏گويند و اگربه آنان ندهند،ديرتر از ديگران پوزش مى‏پذيرند.در برابر سختيهاى روزگار،شكيباييشان بس اندك است.اما ستون دين و انبوهى مسلمانان و ساز و برگ در برابردشمنان،عامه مردم هستند،پس،بايد توجه تو به آنان بيشتر و ميل تو به ايشان‏افزونتر باشد.

و بايد كه دورترين افراد رعيت از تو و دشمنترين آنان در نزد تو،كسى باشد كه‏بيش از ديگران عيبجوى مردم است.زيرا در مردم عيبهايى است و والى از هر كس‏ديگر به پوشيدن آنها سزاوارتر است.از عيبهاى مردم آنچه از نظرت پنهان است،مخواه كه آشكار شود،زيرا آنچه بر عهده توست،پاكيزه ساختن چيزهايى است كه برتو آشكار است و خداست كه بر آنچه از نظرت پوشيده است،داورى كند.تا توانى‏عيبهاى ديگران را بپوشان،تا خداوند عيبهاى تو را كه خواهى از رعيت مستوربماند،بپوشاند.و از مردم گره هر كينه‏اى را بگشاى و از دل بيرون كن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشيده داشته‏اند،به تغافل زن و گفته سخن‏چين را تصديق مكن.زيرا سخن چين،خيانتكار است،هر چند،خود را چون‏نيكخواهان وانمايد.

با بخيلان راى مزن كه تو را از جود و بخشش باز دارند و نه با حريصان،زيراحرص و طمع را در چشم تو مى‏آرايند كه بخل و ترس و آزمندى،خصلتهايى‏گوناگون هستند كه سوء ظن به خدا همه را دربر دارد.بدترين وزيران تو،وزيرى است‏كه وزير بدكاران پيش از تو بوده است و شريك گناهان ايشان.مبادا كه اينان همراز وهمدم تو شوند،زيرا ياور گناهكاران و مددكار ستم پيشگان بوده‏اند.در حالى كه،تومى‏توانى بهترين جانشين را برايشان بيابى از كسانى كه در راى و انديشه و كاردانى‏همانند ايشان باشند ولى بار گناهى چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از كسانى كه‏ستمگرى را در ستمش و بزهكارى را در بزهش يارى نكرده باشند.رنج اينان بر توكمتر است و ياريشان بهتر و مهربانيشان بيشتر و دوستيشان با غير تو كمتر است.

اينان را در خلوت و جلوت به دوستى برگزين.و بايد كه برگزيده‏ترين وزيران توكسانى باشند كه سخن حق بر زبان آرند،هر چند،حق تلخ باشد و در كارهايى‏كه خداوند بر دوستانش نمى‏پسندد كمتر تو را يارى كنند،هر چند،كه اين سخنان‏و كارها تو را ناخوش آيد.به پرهيزگاران و راست گويان بپيوند،سپس،از آنان‏بخواه كه تو را فراوان نستايند و به باطلى كه مرتكب آن نشده‏اى،شادمانت‏ندارند،زيرا ستايش آميخته به تملق،سبب خودپسندى شود و آدمى را به سركشى‏وادارد.

و نبايد كه نيكوكار و بدكار در نزد تو برابر باشند،زيرا اين كار سبب شود كه‏نيكوكاران را به نيكوكارى رغبتى نماند،ولى بدكاران را به بدكارى رغبت‏بيفزايد.باهر يك چنان رفتار كن كه او خود را بدان ملزم ساخته است.و بدان،بهترين چيزى كه‏حسن ظن والى را نسبت‏به رعيتش سبب مى‏شود،نيكى كردن والى است در حق رعيت و كاستن است از بار رنج آنان و به اكراه وادار نكردنشان به انجام دادن كارهايى‏كه بدان ملزم نيستند.و تو بايد در اين باره چنان باشى كه حسن ظن رعيت‏براى توفراهم آيد.زيرا حسن ظن آنان،رنج‏بسيارى را از تو دور مى‏سازد.به حسن ظن تو،كسى سزاوارتر است كه در حق او بيشتر احسان كرده باشى و به بدگمانى،آن‏سزاوارتر كه در حق او بدى كرده باشى.

سنت نيكويى را كه بزرگان اين امت‏به آن عمل كرده‏اند و رعيت‏بر آن سنت‏به‏نظام آمده و حالش نيكو شده است،مشكن و سنتى مياور كه به سنتهاى نيكوى‏گذشته زيان رساند،آنگاه پاداش نيك بهره كسانى شود كه آن سنتهاى نيكو نهاده‏اند وگناه بر تو ماند كه آنها را شكسته‏اى.تا كار كشورت به سامان آيد و نظامهاى نيكويى،كه پيش از تو مردم برپاى داشته بودند برقرار بماند،با دانشمندان و حكيمان،فراوان،گفتگو كن در تثبيت آنچه امور بلاد تو را به صلاح مى‏آورد و آن نظم و آيين كه مردم‏پيش از تو بر پاى داشته‏اند.

بدان،كه رعيت را صنفهايى است كه كارشان جز به يكديگر اصلاح نشود و ازيكديگر بى‏نياز نباشند.صنفى از ايشان لشكرهاى خداى‏اند و صنفى،دبيران خاص‏يا عام و صنفى قاضيان عدالت گسترند و صنفى،كارگزاران‏اند كه بايد در كار خودانصاف و مدارا را به كار دارند و صنفى جزيه دهندگان و خراجگزارانند،چه ذمى وچه مسلمان و صنفى بازرگانان‏اند و صنعتگران و صنفى فرودين كه حاجتمندان ومستمندان باشند.هر يك را خداوند سهمى معين كرده و ميزان آن را در كتاب خود وسنت پيامبرش(صلى الله عليه و آله)بيان فرموده و دستورى داده كه در نزد مانگهدارى مى‏شود.

اما لشكرها،به فرمان خدا دژهاى استوار رعيت‏اند و زينت واليان.دين به آنهاعزت يابد و راهها به آنها امن گردد و كار رعيت جز به آنها استقامت نپذيرد.و كارلشكر سامان نيابد،جز به خراجى كه خداوند براى ايشان مقرر داشته تا در جهاد بادشمنانشان نيرو گيرند و به آن در به سامان آوردن كارهاى خويش اعتماد كنند و نيازهايشان را برآورد.اين دو صنف،برپاى نمانند مگر به صنف سوم كه قاضيان وكارگزاران و دبيران‏اند،اينان عقدها و معاهده‏ها را مى‏بندند و منافع حكومت را گردمى‏آورند و در هر كار،چه خصوصى و چه عمومى،به آنها متكى توان بود. و اينها كه‏برشمردم،استوار نمانند مگر به بازرگانان و صنعتگران كه گردهم مى‏آيند و تا سودى‏حاصل كنند،بازارها را برپاى مى‏دارند و به كارهايى كه ديگران در انجام دادن آنهاناتوان‏اند امور رعيت را سامان مى‏دهند.آنگاه،صنف فرودين،يعنى نيازمندان ومسكينان‏اند و سزاوار است كه والى آنان را به بخشش خود بنوازد و ياريشان كند.درنزد خداوند،براى هر يك از اين اصناف،گشايشى است.و هر يك را بر والى حقى‏است،آن قدر كه حال او نيكو دارد و كارش را به صلاح آورد.و والى از عهده آنچه‏خدا بر او مقرر داشته،بر نيايد مگر،به كوشش و يارى خواستن از خداى و ملزم‏ساختن خويش به اجراى حق و شكيبايى ورزيدن در كارها،خواه بر او دشوار آيد ياآسان نمايد.

آنگاه از لشكريان خود آن را كه در نظرت نيكخواه‏ترين آنها به خدا و پيامبر اوو امام توست،به كار برگمار.اينان بايد پاكدامن‏ترين و شكيباترين افراد سپاه باشند،دير خشمناك شوند و چون از آنها پوزش خواهند،آرامش يابند.به ناتوانان،مهربان‏و بر زورمندان،سختگير باشند. درشتيشان به ستم بر نينگيرد و نرميشان برجاى‏ننشاند.آنگاه به مردم صاحب حسب و خوشنام بپيوند،از خاندانهاى صالح كه‏سابقه‏اى نيكو دارند و نيز پيوند خود با سلحشوران و دليران و سخاوتمندان‏و جوانمردان استوار نماى،زيرا اينان مجموعه‏هاى كرم‏اند و شاخه‏هاى احسان وخوبى.آنگاه به كارهايشان آنچنان بپرداز كه پدر و مادر به كار فرزند خويش‏مى‏پردازند.اگر كارى كرده‏اى كه سبب نيرومندى آنها شده است،نبايد در نظرت بزرگ‏آيد و نيز نبايد لطف و احسان تو در حق آنان هر چند خرد باشد،در نظرت اندك‏جلوه كند.زيرا لطف و احسان تو سبب مى‏شود كه نصيحت‏خود از تو دريغ ندارند وبه تو حسن ظن يابند.نبايد بدين بهانه،كه به كارهاى بزرگ مى‏پردازى،از كارهاى كوچكشان غافل مانى،زيرا الطاف كوچك را جايى است كه از آن بهره‏مند مى‏شوندو توجه به كارهاى بزرگ را هم جايى است كه از آن بى‏نياز نخواهند بود.

بايد برگزيده‏ترين سران سپاه تو،در نزد تو،كسى باشد كه در بخشش به افراد سپاه‏قصور نورزد و به آنان يارى رساند و از مال خويش چندان بهره‏مندشان سازد كه‏هزينه خود و خانواده‏شان را،كه بر جاى نهاده‏اند،كفايت كند،تا يكدل و يك راى روى‏به جهاد دشمن آورند،زيرا مهربانى تو به آنها دلهايشان را به تو مهربان سازد.و بايدكه بهترين مايه شادمانى واليان برپاى‏داشتن عدالت در بلاد باشد و پديد آمدن‏دوستى در ميان افراد رعيت.و اين دوستى پديد نيايد،مگر به سلامت دلهاشان.ونيكخواهيشان درست نبود،مگر آنگاه كه براى كارهاى خود بر گرد واليان خود باشندو بار دولت ايشان را بر دوش خويش سنگين نشمارند و از دير كشيدن‏فرمانرواييشان ملول نشوند.پس اميدهايشان را نيك برآور و پيوسته به نيكيشان‏بستاى و رنجهايى را كه تحمل كرده‏اند،همواره بر زبان آر،زيرا ياد كردن از كارهاى‏نيكشان،دليران را برمى‏انگيزد و از كارماندگان را به كار ترغيب مى‏كند.ان شاء الله. وهمواره در نظر دار كه هر يك در چه كارى تحمل رنجى كرده‏اند،تا رنجى را كه يكى‏تحمل كرده به حساب ديگرى نگذارى و كمتر از رنج و محنتى كه تحمل كرده،پاداشش مده.شرف و بزرگى كسى تو را واندارد كه رنج اندكش را بزرگ شمرى وفرودستى كسى تو را واندارد كه رنج‏بزرگش را خرد به حساب آورى.

چون كارى بر تو دشوار گردد و شبهه آميز شود در آن كار به خدا و رسولش‏رجوع كن.زيرا خداى تعالى به قومى كه دوستدار هدايتشان بود،گفته است:«اى‏كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا اطاعت كنيد و از رسول و الوالامر خويش فرمان‏بريد و چون در امرى اختلاف كرديد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد به خدا وپيامبر رجوع كنيد.»

رجوع به خدا،گرفتن محكمات كتاب اوست و رجوع به رسول،گرفتن سنت‏جامع اوست، سنتى كه مسلمانان را گرد مى‏آورد و پراكنده نمى‏سازد.و براى داورى‏در ميان مردم،يكى از افراد رعيت را بگزين كه در نزد تو برتر از ديگران بود.از آن‏كسان،كه كارها بر او دشوار نمى‏آيد و از عهده كار قضا برمى‏آيد.مردى كه مدعيان باستيزه و لجاج،راى خود را بر او تحميل نتوانند كرد و اگر مرتكب خطايى شد،بر آن‏اصرار نورزد و چون حقيقت را شناخت در گرايش به آن درنگ ننمايد و نفسش به‏آزمندى متمايل نگردد و به اندك فهم،بى‏آنكه به عمق حقيقت رسد،بسنده نكند.

قاضى تو بايد،از هر كس ديگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بيش از همه به‏دليل متكى باشد و از مراجعه صاحبان دعوا كمتر از ديگران ملول شود و دركشف حقيقت،شكيباتر از همه باشد و چون حكم آشكار شد،قاطع راى دهد.

چرب‏زبانى و ستايش به خودپسنديش نكشاند.از تشويق و ترغيب ديگران به يكى‏از دو طرف دعوا متمايل نشود.چنين كسان اندك به دست آيند،پس داورى مردى‏چون او را نيكو تعهد كن و نيكو نگهدار.و در بذل مال به او،گشاده دستى به‏خرج ده تا گرفتاريش برطرف شود و نيازش به مردم نيفتد.و او را در نزد خود چنان‏منزلتى ده كه نزديكانت درباره او طمع نكنند و در نزد تو از آسيب ديگران در امان‏ماند.

در اين كار،نيكو نظر كن كه اين دين در دست‏بدكاران اسير است.از روى هوا وهوس در آن عمل مى‏كنند و آن را وسيله طلب دنيا قرار داده‏اند.

در كار كارگزارانت‏بنگر و پس از آزمايش به كارشان برگمار،نه به سبب دوستى باآنها.و بى‏مشورت ديگران به كارشان مگمار،زيرا به راى خود كار كردن و از ديگران‏مشورت نخواستن، گونه‏اى از ستم و خيانت است.كارگزاران شايسته را در ميان‏گروهى بجوى كه اهل تجربت و حيا هستند و از خاندانهاى صالح،آنها كه در اسلام‏سابقه‏اى ديرين دارند.اينان به اخلاق شايسته‏ترند و آبرويشان محفوظتر است و ازطمعكارى بيشتر رويگردان‏اند و در عواقب كارها بيشتر مى‏نگرند. در ارزاقشان بيفزاى،زيرا فراوانى ارزاق،آنان را بر اصلاح خود نيرو دهد و ازدست اندازى به مالى كه در تصرف دارند،باز مى‏دارد.و نيز براى آنها حجت است،اگر فرمانت را مخالفت كنند يا در امانتت‏خللى پديد آورند.پس در كارهايشان تفقدكن و كاوش نماى و جاسوسانى از مردم راستگوى و وفادار به خود بر آنان بگمار.

زيرا مراقبت نهانى تو در كارهايشان آنان را به رعايت امانت و مدارا در حق رعيت‏وامى‏دارد.و بنگر تا ياران كارگزارانت تو را به خيانت نيالايند.هر گاه يكى از ايشان‏دست‏به خيانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خيانت او گرد آمد و همه بدان‏گواهى دادند،همين خبرها تو را بس بود.بايد به سبب خيانتى كه كرده تنش را به‏تنبيه بيازارى و از كارى كه كرده است، بازخواست نمايى.سپس،خوار و ذليلش‏سازى و مهر خيانت‏بر او زنى و ننك تهمت را بر گردنش آويزى.

در كار خراج نيكو نظر كن،به گونه‏اى كه به صلاح خراجگزاران باشد.زيرا صلاح‏كار خراج و خراجگزاران،صلاح كار ديگران است و ديگران حالشان نيكو نشود،مگربه نيكوشدن حال خراجگزاران،زيرا همه مردم روزيخوار خراج و خراجگزاران‏اند.

ولى بايد بيش از تحصيل خراج در انديشه زمين باشى،زيرا خراج حاصل نشود،مگربه آبادانى زمين و هر كه خراج طلبد و زمين را آباد نسازد،شهرها و مردم را هلاك كرده‏است و كارش استقامت نيابد،مگر اندكى.هرگاه از سنگينى خراج يا آفت محصول يابريدن آب يا نيامدن باران يا دگرگون شدن زمين،چون در آب فرو رفتن آن يا بى‏آبى،شكايت نزد تو آوردند،از هزينه و رنجشان بكاه،آنقدر كه اميد مى‏دارى كه كارشان راسامان دهد.و كاستن از خراج بر تو گران نيايد،زيرا اندوخته‏اى شود براى آبادانى بلادتو و زيور حكومت تو باشد،كه ستايش آنها را به خود جلب كرده‏اى و سبب‏شادمانى دل تو گردد،كه عدالت را در ميانشان گسترده‏اى و به افزودن ارزاقشان و به‏آنچه در نزد ايشان اندوخته‏اى از آسايش خاطرشان و اعتمادشان به دادگرى خود ومدارا در حق ايشان،براى خود تكيه‏گاهى استوار ساخته‏اى.چه بسا كارها پيش آيدكه اگر رفع مشكل را بر عهده آنها گذارى،به خوشدلى به انجامش رسانند.زيرا چون‏بلاد آباد گردد،هر چه بر عهده مردمش نهى،انجام دهند كه ويرانى زمين را تنگدستى‏مردم آن سبب شود و مردم زمانى تنگدست گردند كه همت واليان،همه گردآوردن مال بود و به ماندن خود بر سر كار اطمينان نداشته باشند و از آنچه مايه عبرت است،سود برنگيرند.

سپس،به دبيرانت نظر كن و بهترين آنان را بر كارهاى خود بگمار و نامه‏هايى راكه در آن تدبيرها و اسرار حكومتت آمده است،از جمع دبيران،به كسى اختصاص ده‏كه به اخلاق از ديگران شايسته‏تر باشد.از آن گروه كه اكرام تو سرمستش نسازديا چنان دليرش نكند كه در مخالفت‏با تو،بر سر جمع سخن گويد و غفلتش سبب‏نشود كه نامه‏هاى عاملانت را به تو نرساند يا در نوشتن پاسخ درست تو به آنها درنگ‏روا دارد،يا در آنچه براى تو مى‏ستاند يا از سوى تو مى‏دهد،سهل‏انگارى كند،ياپيمانى را كه به سود تو بسته،سست گرداند و از فسخ پيمانى كه به زيان توست،ناتوان باشد.دبير بايد به پايگاه و مقام خويش در كارها آگاه باشد زيرا كسى كه مقدارخويش را نداند،به طريق اولى،مقدار ديگران را نتواند شناخت.مباد كه در گزينش‏آنها بر فراست و اعتماد و حسن ظن خود تكيه كنى.زيرا مردان با ظاهر آرايى و نيكوخدمتى،خويشتن را در چشم واليان عزيز گردانند.ولى،در پس اين ظاهر آراسته وخدمت نيكو،نه نشانى از نيكخواهى است و نه امانت.

دبيرانت را به كارهايى كه براى حكام پيش از تو بر عهده داشته‏اند،بيازماى و از آن‏ميان، بهترين آنها را كه در ميان مردم اثرى نيكوتر نهاده‏اند و به امانت چهره‏اى‏شناخته‏اند،اختيار كن.كه اگر چنين كنى اين كار دليل نيكخواهى تو براى خداونداست و هم به آن كس كه كار خود را بر عهده تو نهاده.بر سر هر كارى از كارهاى خوداز ميان ايشان،رئيسى برگمار.كسى كه بزرگى كار مقهورش نسازد و بسيارى آنهاسبب پراكندگى خاطرش نشود.اگر در دبيران تو عيبى يافته شود و تو از آن غفلت‏كرده باشى،تو را به آن بازخواست كنند.

اينك سفارش مرا در حق بازرگانان و پيشه‏وران بپذير و درباره آنها به كارگزارانت‏نيكو سفارش كن.خواه آنها كه بر يك جاى مقيم‏اند و خواه آنها كه با سرمايه خويش‏اين سو و آن سو سفر كنند و با دسترنج‏خود زندگى نمايند.زيرا اين گروه،خود مايه‏هاى منافع‏اند و اسباب رفاه و آسودگى و به دست آورندگان آن از راههاى دشوارو دور و خشكى و دريا و دشتها و كوهساران و جايهايى كه مردم در آن جايها گردنيايند و جرئت رفتن به آن جايها ننمايند.اينان مردمى مسالمت‏جوى‏اند كه نه ازفتنه‏گريهايشان بيمى است و نه از شر و فسادشان وحشتى.در كارشان نظر كن،خواه‏در حضرت تو باشند يا در شهرهاى تو.با اينهمه بدان كه بسيارى از ايشان را روشى‏ناشايسته است و حريص‏اند و بخيل.احتكار مى‏كنند و به ميل خود براى كالاى خودبها مى‏گذارند،با اين كار به مردم زيان مى‏رسانند و براى واليان هم مايه ننگ و عيب‏هستند.

پس از احتكار منع كن كه رسول الله(صلى الله عليه و آله)از آن منع كرده است وبايد خريد و فروش به آسانى صورت گيرد و بر موازين عدل،به گونه‏اى كه در بها،نه‏فروشنده زيان بيند و نه بر خريدار اجحاف شود.پس از آنكه احتكار را ممنوع‏داشتى،اگر كسى باز هم دست‏به احتكار كالا زد،كيفرش ده و عقوبتش كن تا سبب‏عبرت ديگران گردد ولى كار به اسراف نكشد.

خدا را،خدا را،در باب طبقه فرودين:كسانى كه بيچارگان‏اند از مساكين ونيازمندان و بينوايان و زمينگيران.در اين طبقه،مردمى هستند سائل و مردمى‏هستند،كه در عين نياز روى سؤال ندارند.خداوند حقى براى ايشان مقرر داشته و ازتو خواسته است كه آن را رعايت كنى،پس،در نگهداشت آن بكوش.براى اينان دربيت المال خود حقى مقرر دار و نيز بخشى از غلات اراضى خالصه اسلام را،در هرشهرى،به آنان اختصاص ده.زيرا براى دورترينشان همان حقى است كه‏نزديكترينشان از آن برخوردارند.و از تو خواسته‏اند كه حق همه را،اعم از دور ونزديك،نيكو رعايت كنى.سرمستى و غرور،تو را از ايشان غافل نسازد،زيرا اين‏بهانه كه كارهاى خرد را به سبب پرداختن به كارهاى مهم و بزرگ از دست هشتن،هرگز پذيرفته نخواهد شد. پس مت‏خود را از پرداختن به نيازهايشان دريغ مدار و به تكبر بر آنان چهره‏دژم منماى و كارهاى كسانى را كه به تو دست نتوانند يافت،خود،تفقد و بازجست‏نماى.اينان مردمى هستند كه در نظر ديگران بيمقدارند و مورد تحقير رجال‏حكومت.كسانى از امينان خود را كه خداى ترس و فروتن باشند،براى نگريستن دركارهايشان برگمار تا نيازهايشان را به تو گزارش كنند.

با مردم چنان باش،كه در روز حساب كه خدا را ديدار مى‏كنى،عذرت پذيرفته‏آيد كه گروه ناتوانان و بينوايان به عدالت تو نيازمندتر از ديگران‏اند و چنان باش كه‏براى يك يك آنان در پيشگاه خداوندى،در اداى حق ايشان،عذرى توانى داشت.

تيمار دار يتيمان باش و غمخوار پيران از كار افتاده كه بيچاره‏اند و دست‏سؤال پيش‏كس دراز نكنند و اين كار بر واليان دشوار و گران است و هرگونه حقى دشوار و گران‏آيد.و گاه باشد كه خداوند اين دشواريها را براى كسانى كه خواستار عاقبت نيك‏هستند،آسان مى‏سازد.آنان خود را به شكيبايى وامى‏دارند و به وعده راست‏خداوند،درباره خود اطمينان دارند.

براى كسانى كه به تو نياز دارند،زمانى معين كن كه در آن فارغ از هر كارى به آنان‏پردازى. براى ديدار با ايشان به مجلس عام بنشين،مجلسى كه همگان در آن حاضرتوانند شد و،براى خدايى كه آفريدگار توست،در برابرشان فروتنى نمايى و بفرماى‏تا سپاهيان و ياران و نگهبانان و پاسپانان به يك سو شوند،تا سخنگويشان بى‏هراس‏و بى‏لكنت زبان سخن خويش بگويد.كه من از رسول الله(صلى الله عليه و آله)بارهاشنيدم كه مى‏گفت:پاك و آراسته نيست امتى كه در آن امت،زيردست نتواند بدون‏لكنت زبان حق خود را از قوى دست‏بستاند.پس تحمل نماى، درشتگويى يا عجزآنها را در سخن گفتن.و تنگ حوصلگى و خودپسندى را از خود دور ساز تا خداونددرهاى رحمتش را به روى تو بگشايد و ثواب طاعتش را به تو عنايت فرمايد.اگرچيزى مى‏بخشى،چنان بخش كه گويى تو را گوارا افتاده است و اگر منع مى‏كنى،بايد كه منع تو با مهربانى و پوزشخواهى همراه بود. سپس كارهايى است كه بايد خود به انجام دادنشان پردازى. از آن جمله،پاسخ‏دادن است‏به كارگزاران در جايى كه دبيرانت درمانده شوند.ديگر برآوردن نيازهاى‏مردم است در روزى كه بر تو عرضه مى‏شوند،ولى دستيارانت در اداى آنها درنگ وگرانى مى‏كنند.كار هر روز را در همان روز به انجام رسان،زيرا هر روز را كارى است‏خاص خود.

بهترين وقتها و بيشترين ساعات عمرت را براى آنچه ميان تو و خداست،قرارده اگر چه در همه وقتها،كار تو براى خداست،هرگاه نيتت صادق باشد و رعيت را درآن آسايش رسد.

بايد در اقامه فرايضى،كه خاص خداوند است،نيت‏خويش خالص گردانى و دراوقاتى باشد كه بدان اختصاص دارد.پس در بخشى از شبانه‏روز،تن خود را درطاعت‏خداى بگمار و اعمالى را كه سبب نزديكى تو به خداى مى‏شود به انجام‏رسان و بكوش تا اعمالت‏بى‏هيچ عيب و نقصى گزارده آيد،هر چند،سبب فرسودن‏جسم تو گردد.چون با مردم نماز مى‏گزارى،چنان مكن كه آنان را رنجيده سازى يانمازت را ضايع گردانى،زيرا برخى از نمازگزاران بيمارند و برخى نيازمند.ازرسول الله(صلى الله عليه و آله)هنگامى كه مرا به يمن مى‏فرستاد،پرسيدم كه‏چگونه با مردم نمازگزارم؟فرمود:به قدر توان ناتوانترين آنها و بر مؤمنان مهربان‏باش.

به هر حال،روى پوشيدنت از مردم به دراز نكشد،زيرا روى پوشيدن واليان ازرعيت‏خود، گونه‏اى نامهربانى است‏به آنها و سبب مى‏شود كه از امور ملك آگاهى‏اندكى داشته باشند.اگر والى از مردم رخ بپوشد،چگونه تواند از شوربختيها ورنجهاى آنان آگاه شود.آن وقت،بسا بزرگا، كه در نظر مردم خرد آيد و بسا خردا،كه‏بزرگ جلوه كند و زيبا،زشت و زشت،زيبا نمايد و حق و باطل به هم بياميزند.زيراوالى انسان است و نمى‏تواند به كارهاى مردم كه از نظر او پنهان مانده،آگاه گردد. و حق را هم نشانه‏هايى نيست كه به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود.و تويكى از اين دو تن هستى:يا مردى هستى در اجراى حق گشاده‏دست و سخاوتمند،پس چرا بايد روى پنهان دارى و از اداى حق واجبى كه بر عهده توست دريغ فرمايى‏و در كار نيكى،كه بايد به انجام رسانى،درنگ روا دارى.يا مردى هستى كه‏هيچ خواهشى را و نيازى را برنمى‏آورى،در اين حال،مردم،ديگر از تو چيزى‏نخواهند و از يارى تو نوميد شوند،با اينكه نيازمنديهاى مردم براى تو رنجى‏پديد نياورد،زيرا آنچه از تو مى‏خواهند يا شكايت از ستمى است‏يا درخواست‏عدالت در معاملتى.

و بدان،كه والى را خويشاوندان و نزديكان است و در ايشان خوى برترى‏جويى‏و گردنكشى است و در معاملت‏با مردم رعايت انصاف نكنند.ريشه ايشان را با قطع‏موجبات آن صفات قطع كن.به هيچيك از اطرافيان و خويشاوندانت زمينى را به‏اقطاع مده،مبادا به سبب نزديكى به تو،پيمانى بندند كه صاحبان زمينهاى‏مجاورشان را در سهمى كه از آب دارند يا كارى كه بايد به اشتراك انجام دهند،زيان‏برسانند و بخواهند بار زحمت‏خود بر دوش آنان نهند.پس لذت و گوارايى،نصيب‏ايشان شود و ننگ آن در دنيا و آخرت بهره تو گردد.اجراى حق را درباره هر كه باشد،چه خويشاوند و چه بيگانه،لازم بدار و در اين كار شكيبايى به خرج ده كه خداوندپاداش شكيبايى تو را خواهد داد.هر چند،در اجراى عدالت،خويشاوندان و نزديكان‏تو را زيان رسد. پس چشم به عاقبت دار،هر چند،تحمل آن بر تو سنگين آيد كه‏عاقبتى نيك و پسنديده است.

اگر رعيت‏بر تو به ستمگرى گمان برد،عذر خود را به آشكارا با آنان در ميانه نه وبا اين كار از بدگمانيشان بكاه،كه چون چنين كنى،خود را به عدالت پروده‏اى و بارعيت مدارا نموده‏اى. عذرى كه مى‏آورى سبب مى‏شود كه تو به مقصود خود رسى‏و آنان نيز به حق راه يابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند،از آن روى برمتاب كه خشنودى خداى در آن‏نهفته است.صلح سبب بر آسودن سپاهيانت‏شود و تو را از غم و رنج‏برهاند وكشورت را امنيت‏بخشد.ولى،پس از پيمان صلح،از دشمن برحذر باش و نيك‏برحذر باش.زيرا دشمن،چه بسا نزديكى كند تا تو را به غفلت فرو گيرد.پس‏دورانديشى را از دست منه و حسن ظن را به يك سو نه و اگر ميان خود و دشمنت‏پيمان دوستى بستى و امانش دادى به عهد خويش وفا كن و امانى را كه داده‏اى، نيك،رعايت نماى.

در برابر پيمانى كه بسته‏اى و امانى كه داده‏اى خود را سپر ساز،زيرا هيچ يك ازواجبات خداوندى كه مردم با وجود اختلاف در آرا و عقايد،در آن همداستان وهمراى هستند،بزرگتر از وفاى به عهد و پيمان نيست.حتى مشركان هم وفاى به‏عهد را در ميان خود لازم مى‏شمردند،زيرا عواقب ناگوار غدر و پيمان شكنى رادريافته بودند.پس در آنچه بر عهده گرفته‏اى،خيانت مكن و پيمانت را مشكن وخصمت را به پيمان مفريب.زيرا تنها نادانان شقى در برابر خداى تعالى،دليرى كنند.

خداوند پيمان و زينهار خود را به سبب رحمت و محبتى،كه بر بندگان خود دارد،امان قرار داده و آن را چون حريمى ساخته كه در سايه‏سار استوار آن زندگى كنند و به‏جوار آن پناه آورند.پس نه خيانت را جايى براى خودنمايى است و نه فريب را و نه‏حيله‏گرى را.پيمانى مبند كه در آن تاويل را راه تواند بود و پس از بستن و استواركردن پيمان براى بر هم زدنش به عبارتهاى دو پهلو كه در آنها ايهامى باشد،تكيه‏منماى.و مبادا كه سختى اجراى پيمانى كه بر گردن گرفته‏اى و بايد عهد خدا را در آن‏رعايت كنى،تو را به شكستن و فسخ آن وادارد،بى‏آنكه در آن حقى داشته باشى.

زيرا پايدارى تو در برابر كار دشوارى كه اميد به گشايش آن بسته‏اى و عاقبت‏خوشش‏را چشم مى‏دارى،از غدرى كه از سرانجامش بيمناك هستى بسى بهتر است.و نيز به‏از آن است كه خداوندت بازخواست كند و راه طلب بخشايش در دنيا و آخرت بر توبسته شود.

بپرهيز از خونها و خونريزيهاى بناحق.زيرا هيچ چيز،بيش از خونريزى بناحق،موجب كيفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نكشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان،چون در روز حساب به داورى در ميان مردم‏پردازد،نخستين داورى او درباره خونهايى است كه مردم از يكديگر ريخته‏اند.پس‏مباد كه حكومت‏خود را با ريختن خون حرام تقويت كنى،زيرا ريختن چنان خونى‏نه تنها حكومت را ناتوان و سست‏سازد،بلكه آن را از ميان برمى‏دارد يا به ديگران‏مى‏سپارد.اگر مرتكب قتل عمدى شوى،نه در برابر خدا معذورى،نه در برابر من،زيراقتل عمد موجب قصاص مى‏شود.اگر به خطايى دچار گشتى و كسى را كشتى ياتازيانه‏ات،يا شمشيرت،يا دستت در عقوبت از حد درگذرانيد يا به مشت زدن و يابالاتر از آن، به ناخواسته،مرتكب قتلى شدى،نبايد گردنكشى و غرور قدرت تومانع آيد كه خونبهاى مقتول را به خانواده‏اش بپردازى.

از خودپسندى و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت‏شده و نيز از دلبستگى به‏ستايش و چرب‏زبانيهاى ديگران،پرهيز كن،زيرا يكى از بهترين فرصتهاى شيطان‏است‏براى تاختن تا كردارهاى نيكوى نيكوكاران را نابود سازد.زنهار از اينكه به‏احسان خود بر رعيت منت گذارى يا آنچه براى آنها كرده‏اى،بزرگش شمارى يا وعده‏دهى و خلاف آن كنى.زيرا منت نهادن احسان را باطل كند و بزرگ شمردن كار،نورحق را خاموش گرداند و خلف وعده،سبب برانگيختن خشم خدا و مردم شود.

خداى تعالى فرمايد:خداوند سخت‏به خشم مى‏آيد كه چيزى بگوييد و به جاى‏نياوريد. (۲)

از شتاب كردن در كارها پيش از رسيدن زمان آنها بپرهيز و نيز،از سستى در انجام‏دادن كارى كه زمان آن فرا رسيده است و از لجاج و اصرار در كارى كه سررشته‏اش‏ناپيدا بود و از سستى كردن در كارها،هنگامى كه راه رسيدن به هدف باز و روشن‏است،حذر نماى.پس هر چيز را به جاى خود بنه و هر كار را به هنگامش به انجام‏رسان.

و بپرهيز از اينكه به خود اختصاص دهى،چيزى را كه همگان را در آن حقى است‏يا خود را به نادانى زنى در آنچه توجه تو به آن ضرورى است و همه از آن آگاه‏اند.زيرابزودى آن را از تو مى‏ستانند و به ديگرى مى‏دهند.زودا كه حجاب از برابر ديدگانت‏برداشته خواهد شد و بينى كه داد مظلومان را از تو مى‏ستانند.به هنگام خشم‏خويشتندار باش و از شدت تندى و تيزى خود بكاه و دست‏به روى كس بر مدار وسخن زشت‏بر زبان مياور و از اينهمه،خود را در امان دار باز ايستادن ازدشنامگويى و به تاخيرافكندن قهر خصم،تا خشمت فرو نشيند و زمام اختيارت به‏دستت آيد.و تو بر خود مسلط نشوى مگر آنگاه كه بيشتر همت‏ياد بازگشت‏به‏سوى پروردگارت شود.

بر تو واجب آمد كه همواره به ياد داشته باشى،آنچه كه بر واليان پيش از تو رفته‏است،از حكومت عادلانه‏اى كه داشته‏اند يا سنت نيكويى كه نهاده‏اند يا چيزى ازپيامبر،(صلى الله عليه و آله)كه آورده‏اند يا فريضه‏اى كه در كتاب خداست و آن رابرپاى داشته‏اند.پس اقتدا كنى به آنچه ما بدان عمل مى‏كرده‏ايم و بكوشى تا از هر چه‏در اين عهدنامه بر عهده تو نهاده‏ام و حجت‏خود در آن بر تو استوار كرده‏ام،پيروى‏كنى،تا هنگامى كه نفست‏به هوا و هوس شتاب آرد،بهانه‏اى نداشته باشى.و جزخداى كس نيست كه از بدى نگهدارد و به نيكى توفيق دهد.

از وصايا و عهود رسول الله(صلى الله عليه و آله)با من ترغيب به نماز بود ودادن زكات و مهربانى با غلامانتان.و من اين عهدنامه را كه براى تو نوشته‏ام به‏وصيت او پايان مى‏دهم و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 13:29 |

اثر خارجي ازدحام                Crowding – out effect

افزايش در مخارج دولتي که منجر به افزايش در نرخ بهره و در نتيجه باعث کاهش سطح سرمايه گذاري خصوصي عمدي (planned) مي شود.

اثر درآمدي                                                                 Income effect

تغـيير در مقـدار تقـاضـا بـه علـت تـغيـيـر ميـزان قـدرت خـريـد، بـه عبـارتـي اثر درآمدي، تغيير در مقدار تقاضاست که به علت تغيير در درآمد واقعي که خود ناشي از تغيير در قيمت است، ايجاد مي شود.

اثر ضریب افزایش بودجه متوازنBalanced budget multipler effect

یعنی تأثیری که افزایش همزمان و مساوی در هزینه های دولتی و مالیات ها در سطح تعادلی درآمد ملی دارد, که البته همان طوری که در ضریب افزایش بودجه متوازن توضیح داده شد, نتیجه حاصله, افزایش درآمد ملی به همان میزان افزایش هزینه های دولتی و مالیات ها خواهد بود. (با فرض اینکه مالیات ها مستقل از درآمد ملی باشد.)

اثر قيمتي                                                                             Price effect

کل تغيير در مقدار تقاضا ناشي از تغيير در قيمت اثر قيمت برابر است با مجموع اثر درآمدي و جانشيني

اثر هاله اي                                                              Halo effect

يک سوگيري که طبق آن، برداشت کلي مطلوب يا نامطلوب ما از يک شخص، استنباط هاي ما را درباره آن شخص و انتظارات آينده ما را از او، تحت تأثير قرار مي دهد.


اثر همگوني                                                       Homogeneity effect

تمايل به ملاحظه شباهت بيشتر در ميان اعضاي يک گروه بيگانه تا در ميان اعضاي يک گروه خودي.

اثربخشي                             Effectiveness

ملاك اثربخشي معمولا رفتاري است كه مورد ارزشيابي قرار مي گيرد مع هذا ملاك سنجش, صرفا خود رفتار نمي تواند باشد, بلكه رفتار را نسبت به انتظارات معيني كه ارزشيابي كننده براي رفتار قائل است بايد مورد سنجش قرار داد.

در نتيجه, رفتار يك نقش معين در آن واحد ممكن است به وسيله گروههاي مختلف كه انتظارات متفاوتي از آن نقش دارند به اشكال متفاوتي ارزشيابي بشود. در مدل فوق اثربخشي, تابع توافق و همخواني رفتار يا انتظارات نقش معين است. به عبارت ديگر اثربخشي ميزان توافق رفتار سازماني با انتظارات سازماني است.

اجبار اجتماعي                      Social constraint

در اصطلاح به نوعي کنترل منفي اطلاق مي شود که به هر صورت و به هر منظور صورت پذير و موجبات انجام فعل و يا ترک آن را از جانب ديگري و عليرغم خواست او فراهم کند.

اجتماع                                                                           Community

گروه خاصي از مردم که در يک منطقه جغرافيايي معين سکونت دارند، داراي فرهنگ مشترکي اند و به طور دسته جمعي، براي يک هدف معين عمل مي کنند.

اجتناب از ماليات                                                           Tax avoidance

به کارگيري و استفاده از مقررات و ضوابط قانوني را اجتناب از پرداخت ماليات

احساس                                Sense

عبارت از برداشتهايي است كه فرد از دنياي گروه خود ونيز درباره هر يك از اعضاء گروه خود دارد. وفاداري خارج از چهارچوب دوستي، اين عنصر را توجيه مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 16:46 |

آنتروپي يا بي نظمي                             Entropy

آنتروپي، قانون عمومي طبيعت است كه به موجب آن، هر شكل سازمانداري، به سوي بي نظمي و بي سازماني ميل مي كند. سيستمهاي فيزيكي به سوي پراكندگي و تقسيم اتفاقي عناصر خود مي گرايند و سيستمهاي زنده بر اثر كهولت مي ميرند.

همه سيستمها، صرفنظر از ماهيت، اندازه يا نوع آنها، به مرور زمان، ميل به يك حالت بي نظمي، فروپاشي، ركود و بي حركتي، كهولت و مرگ دارند. در سيستمهاي مكانيكي با تعويض قطعات و يا تعمير آنها و در سيستمهاي زنده، از طريق مداوا و معالجه و تعويض اعضاي بدن با آنتروپي مبارزه مي شود.

در سيستمهاي اجتماعي به ويژه سازمانها، امكانات فراواني براي مبارزه با آنتروپي وجود دارد. اين سيستمها با بازنشسته كردن اعضاي مسن و جذب افراد جوان، استفاده از دانش و تكنولوژي جديد و... فراگرد آنتروپي را معكوس و يا متوقف ساخته، دوام مي آورند. مع هذا اين سازمانها نيز بر اثر بروز دشواريهاي دروني يا تاثير عوامل خارجي (محيطي) دچار ازهم پاشيدگي و انحلال مي شوند.

در نظامهاي آموزشي، هرگونه اقدام در جهت بازآموزي مديران و معلمان، استفاده از روشها و تكنولوژي نوين آموزشي، بهبود شرايط زندگي و كاري كاركنان، مشاوره و راهنمائي دانش آموزان، تجهيز و بازسازي امكانات فيزيكي و... گامهائي درجهت خنثي كردن نيروهاي آنتروپي محسوب مي شوند.(5)

آنتروپي در سيستمهاي بسته معيار تشخيص كهولت سيستم است و كهولت نيز به معناي از هم فروپاشي، بي نظمي و بي تفاوتي است كه با گذشت زمان بر كليه اجزاء سيستم مستولي مي شود.(4)

آيين گذار                                                                   Rites of passage

اين اصطلاح را نخستين بار وان ژنب در کتابي به نام مناسک گذر براي مشخص کردن مراسم و مناسک گذر يک فرد از حالتي به حالت ديگر يا از مرحله اي به مرحله ديگر و يا از پايگاهي به پايگاه اجتماعي ديگر به کار برده است. به عبارتي تشريفات رسمي که انتقال يک فرد از يک پايگاه سني به پايگاه سني ديگر را آيين گذار مي نامند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت 2:20 |

آثار و فوايد جنبي (بيروني)                                 External benefits

چنانچه فعاليت اقتصادي يک فرد يا يک واحد توليدي منافعي براي ديگران ايجاد کند، آن را فايده جنبي يا آثار جنبي مي گويند.

آداب و رسوم (شيوه هاي قومي)                 Folk ways

شيوه هاي معمول و آموخته رفتار در درون جامعه به عبارتي کاربرد معمولي زندگي روزمره و قراردادهاي مربوطه به آن

آربيتراژ                                                                      Arbitrage

آربيتراژ به خريد يک کالا در بازار ارزانتر و فروش همزمان کالا در بازار گرانتر اطلاق مي شود. به نتيجه اين عمل برابر کردن قيمت يک کالا در بازارهاي مختلف است, به استثناي اختلاف قيمت هايي که ناشي از هزينه حمل و نقل, ريسک و خطر خواهد بود.

آرمان شهر، مدينه فاضله                           Utopia

معنـاي دقيق واژه «نيست در جهان» يـا سـرزميني اسـت که وجـود نـدارد. ايـن مفهوم در آغاز، عنـوان اثـر برجسـته اي بـه زبـان لاتيني از تومـاس (Thomas more) بـود. او بـا اين مفهـوم، مـدينـه کامل و حکومت آرماني را توصيف مي کرد. امروزه اين واژه اغلب در جهت نشان دادن روياي کمال اجتماعي که امکان وصول بدان نيست، همچنين تعبيه خيالي و غيرقابل تحقق سازمان سياسي، اجتماعي و اقتصادي به کار مي آيد. به عبارتي، کشور خيالي يا مدينه فاضله يا دولت ايده آلي که بعضي از فيلسوفان در ذهن پرورانده اند. اين واژه در استعاده براي طرحهاي غير عملي و خيال پرستانه به کار مي رود.

آرمانهاي ملي                National Aspirations

مجموعه ارزش هايي است که مردم يک کشور يا يک دولت خواستار دستابي به آنها هستند. آرمانهاي ملي را هم رديف يا بالاتر از اهداف ملي دانسته اند.

آزادي سخن (بيان)                   Free speech

اصلي که در جوامع مردم سالار به عنوان حق طبيعي براي انسانها شمرده مي شود و براساس آن شهروندان مي توانند آزادانه مسائل سياسي را طرح و تحليل نمايند.

آزادی ورود (به صنعت) و خروج (از صنعت) Freedom of entry and exit

یکی از مشخصات بازار رقابت کامل, آزادی ورود به صنعت و آزادی خروج از صنعت است و منظور این است که هیچ گونه محدودیتی برای ورود واحدهای تولیدی جدید به صنعت در بلند مدت و همین طور خروج این واحدها از صنعت نباید وجود داشته باشد.

آزاديابي قيد                                                           Foot loose

اين واژه مربوط به هنرمنداني مانند مجسمه سازان و نقاشان مي شود که لزومي ندارد که خود در شهر ساکن باشند. تنها چند ديدار در سال با يک فروشنده کافي است تا يک ارتباط برقرار شود. براي مثال جورجيا اکيفي در نيومکزيکو زندگي مي کند و اين در حالي است که آثار او در نيويورک به نمايش در مي آيند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:19 |

 Cultural Mapping Toolkit - 960K

دو روش در خصوص برنامه ريزي فرهنگي وجود دارد . يك فرايند 9 مرحله اي با يك چارچوب زماني كه مي تواند به عنوان يك نقطه شروع در توسعه برنامه كاري در نظر گرفته شود . از ديدگاه يك سازمان اجتماعي پويا در شراكت با دولت محلي به وجود آمده است و ممكن است با ارضاي نيازهاي منحصر بفرد جامعه تان تطابق يابد

 

مراحل ( گامها ).

آمادگي

جمع آوري اطلاعات و پژوهش

ارزيابي و تجزيه و تحليل

سازمان و  مشاوره

نوشتن برنامه

مشاوره ثانويه

جمع بندي ( نهايي كردن ) و اقدام

اجرا ،

 نظارت و بازنگري

يك برنامه  با استفاده از فرآيند 9 مرحله اي از 13 تا 20 ماه طول مي كشد . زمان بيشتري به معني خطرات پروژه اي اتفاق افتاده باشد . زمان كوتاه تر به معني اينست كه پروژه از كيفيت و پايايي اطلاعات برخوردار ميباشد به طوري كه  در جامعه و ذينفعان دولت تعميم  دارد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 2:33 |
     Cultural Mapping Toolkit - 960K                       

قبل از اينكه شروع كنيد...

برنامه ريزي نمي تواندستاده هاي  مورد نظر شما را تضمين كند.

 در عوض مي تواند به شما كمك كند براي دستيابي به برخي چيزهاي صحيح براي موفقيت هاي آينده : آمادگي براي روبرويي با چالشها كه موقيعت ارائه مي كند . يكي از نقش هاي شما  براي مقابله با چالشها اين است كه تمرينات را انجام دهيد و بدانيد با چه چيزي مخالف هستيد .

برنامه ريزي به خوبي اطلاعاتي است كه بر آن بنا نهاده مي شود .

بسياري اوقات ، گروه ها بر فرضيات آزمون شده تكيه مي كنند و اين برنامه ها را به يك زمينه متزلزل مي كشانند .هر كس مي داند كه مشكلي وجود نخواهد داشت كه يافتن سرمايه گذاري براي امكانات و تسهيلات جديد براي آن غير ممكن باشد . اين يك امر بسيار مهم است كه هر كس بايد بداند كه مي تواند بوسيله اين امر به بالا پيش رود . اگر در برنامه ريزي پيش مي رود اين اشتباه است كه زمان اضافه اي را براي آزمون فرضيات خلاف واقيعت صرف كنيم .

برنامه ريزي جادويي نيست : شما هميشه نمي توانيد آنچه را كه مي خواهيد بدست آوريد .

سازمانها اغلب به ابتكارات جديد مانند يك برنامه ، امكانات ، توسعه انساني مي انديشند . اما فرايند برنامه ريزي يك تحقيق و رسيدگي است . برنامه ريزي يك ابزار است كه مي تواند به شما براي حركت به جلو كمك كند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 2:7 |
چك ليست : Cultural Mapping Toolkit - 960K

آيا جامعه شما براي برنامه ريزي فرهنگي آماده است ؟

 

شما از برنامه ريزي فرهنگي در يك روش مختصر و متقاعد كننده به چه چيزي مي توانيد دست پيدا كنيد؟

     .

    آيا از حمايت هاي سياسي متناسب برخوردار هستيد؟

 

    آيا شركت كنندگان در برنامه ريزي تنوع جامعه را منعكس خواهند كرد؟

 

    آيا سرمايه در دسترس و تخصيص يافته براي پرداخت هزينه هاي برنامه

ريزي است؟منابع كدامند ؟

 

    آيا سرمايه و وجوه نقد براي اجراي توصيه هاي برنامه ريزي در دسترس

مي باشد ؟ منابع كدام خواهند بود ؟

 

   آيا رهبران فرهنگي جامعه از فرآيند برنامه ريزي حمايت خواهند كرد؟

 

    آيا سازمان توانا ، با بخش هاي مختلف ، كارمندان كافي ، ظرافت مديريت

 براي انجام فرآيند برنامه ريزي به صورت اداري وجود دارد؟

 

    آيا به تحقيقات محلي و كارشناسان برنامه ريزي دسترسي داريد ؟

 

    آيا تجربه اجتماعي مثبتي در برنامه ريزي داريد؟

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 1:57 |

برنامه ريزي فرهنگي  : قبل از شروعCultural Mapping Toolkit - 960K

سئوال بپرسيد و به ديگران گوش بسپاريد در جامعه خودتان همكاري و اتحاد را بوجود آوريد .

درباره تصميم گيرندگان در اجتماعتان ياد بگيريد .

درباره امكانات سرمايه گذاري تحقيق كنيد .

خودرا در مقالات و ساير منابع  در مورد برنامه ريزي فرهنگي غوطه ور سازيد ( منابع را ببينيد )

شما ممكن است اين كار را براي نگاهي بر برنامه هاي فرهنگي ساير جوامع كمك كننده يابيد .

منابع ديگر را مي توانيد در www.creativeil/.ca/todkits  بيابيد .

 و معيارهاي آنها چيست ؟ ايا نيازمند سرمايه هاي مشابه هستند ؟.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 1:50 |
2010 Legacies Now gratefully acknowledges the Province of British Columbia

for its ongoing support of initiatives like the Cultural Planing Toolkit

خلاقيت

ابزار برنامه ريزي فرهنگي Cultural Mapping Toolkit - 960K

برنامه ريزي براي موفقيت در تمام سطوح زندگي ما ضروري است. برنامه ريزي فرهنگي يك شانس براي جامعه به منظور ايجاد يك نقشه راه بي نظير براي هدايت نيازها ، تمايلات و توانايهايشان به وجود مي آورد.

ابزار برنامه ريزي فرهنگي

استفاده از اين ابزار

 

اين ابزار يك راهنما براي فرآيند برنامه ريزي فرهنگي در جامعه است ، كه شامل يك مدل مناسب و كاربردي براي هدايت كردن و حركت بر روي نقشه فرآيند است. زمينه اساسي و جزئيات اضافي در وب سايت فراهم شده است.

ابزارها به منظور كشف پتانسيل برنامه ريزي فرهنگي و براي تشويق مديران و رهبران جامعه ، برنامه ريزان و كارمندان دولت محلي توسعه داده شده است.

ما نيز اميدواريم كه بتوانيم اينكه منابع فرهنگي چگونه ميتوانند رجحانهاي جامعه را حمايت كنند را نشان دهيم .

اين نوشته براي همه افراد نوشته شده است ، در حاليكه مستقيما در هر دو مقوله فرهنگ و برنامه ريزي اجتماعي درگير شده است و شامل :

 

- رهبران اجتماع و سازمانها هر دودر داخل و خارج بخش فرهنگي.

- كارمندان دولت محلي با مسئوليت براي خدمات فرهنگي و عمومي و خط  مشي توسعه.

- اعضا منتخب شورا كه شامل كساني است داراي نقش توسعه اقتصادي و سهام تجاري و سهام فرهنگي هستند.

- آنان كه در دولت محلي و سازمانهاي شريك بكار گرفته شده اند و در آموزش و پرورش ، بهداشت ، محيط ، برنامه ريزي – ايمني- حمل ونقل و ساير بخشهاي منابع فرهنگي ميتواند همكاري بي نظيري داشته باشند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 19:36 |

ارکسترهای سمفونی نه تنها قدیمی ترین موسسات هنرهای نمایشی هستند، بلکه بطور کلی بزرگترین گروه غیر انتفاعی نیز محسوب می شوند. در آمد نا خالص شان در سالهای 1996-97، 6/976 میلیون دلار بود. و کل در آمد شرکت های آمریکایی اپرا 3/602 میلیون دلار و تئاتر های محلی غیر انتفاعی که اعضای آن را گروه Theatre Communication تشکیل می دادند. 565 میلیون دلار بود. اگر چه بروود وی و کمپانی رود کل دریافت ناخالص شان در سال 281/1 بیلیون دلار بود و به ما اعلام کردند کل صنعت هنری بر روی تئاتر می پرخد تا ساخت موسیقی یا اپرا سمفونی.

در غیاب و عدم دسترسی به داده های معتبر، دیک نتزار کل در آمد صنعت رقص را در سالهای 1983 و 84 بطور تقریبی 150 میلیون دلار اعلام کرد. حتی روند رشد و تورم نیز در سالهای 1996-97 بیشتر بود و می بایستی زیر صنعت موسیقی اپرا یا تئاتر غیرانتفاعی قرار بگیرد. بنابر این پر واضح است که رقص کوچکترین بخش از این چهار مقیاس در گردش پولی می باشد. اگر چه اپرا در راس رقص و اصطلاحات پولی قرار دارد برای اینکه بیشترین هزینه تولید را به خود اختصاص می دهد. حضار (تماشاچیان) نظر متفاوتی دارند. تحقیقات میزان محبوبیت اشکال مختلف هنری در ایالات متحده را به صورت ذکر شده در جدول 1-3 نشان می دهند. این جدول نشان می دهد که رقص باله در مکان سوم قرار دارد و اپرا نسبتاً نزدیک به صدر جدول است.

ولی تئاتر و سمفونی (کنسرت سمفونی) در ته جدول قرار دارند.

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 14:32 |

ارکسترهای سمفونی: ارکسترهای سمفونی قدیمی ترین موسسات در  خلق هنرهای نمایشی زنده هستند.  قدیمی ترین ارکستر بجای مانده، متعلق به لوئیس St (1880) بوستن (1881)، شیکاگو (1890)، سین سیناتی (1894) و فیلا دلفیا (1900) می باشد. داده ها از انبوه تاریخچه ارکستر سمفونی در ایالات متحده که توسط فیلیپ هارت جمع آوری شده است جدول 2-2، تاریخ پایه گذاری این ارکسترها را دهه 87 نشان می دهد و در سال 1971 میزان بودجه سالیه به 100 هزار دلار رسیده است. همچنین بیشترین رشد ارکستر را در سالهای بین 1920 تا 1940 نشان می دهد، ولی این روند تا سالهای 1940 و 1950 نیز ادامه داشته است. در اینجا نیز موسسه فورد نقش مهمی را ایفا کرده است. در سال 1965، فورد 2/80 دلار به 60 تا از بهترین و قوی ترین ارکسترهای ایالات متحده کمک مالی کرد (او گفته بود که بالاترین کمک ها را در پشتیبانی از هنرها انجام خواهد داد)/ در اوایل سال 1960 کمپانی دریافته بود که با پائین ترین سطح دستمزد و در کوتاهترین فاصله اجرا، می تواد موسیقی دان های زیادی را به ارکسترها جذب کند. کمپانی به نمایش های طولانی مدت در مقیاس های پرداخت دستمزد بهتر توانست سطح تجربه موسیقی دان ها را ارتقاء بخشد و ارکستر را با بالاترین کیفیت ها اجرا کند. 3 دوره، 3 ماه (9 ماه) بدین طریق کمک کرد و صندوق هایی را نیز برای کمک به هنرها پایه گذلری کرد. ارکسترها نیز طی این 5 سال به رقابت پرداختند. در پی این شیوه، در سالهای 1970-1971، 91 ارکستر سمفونی به منظور حفظ مالی نبیاد شرکت کردند و به صندوق میزان 6/120 دلار کمک کردند و توانسته در آمد سالیانه را به بیش از 7 ملیون دلار برسانند و بدین طریق: اجرا کنندگان یا برپاکنندگان حمایت کردند. طی سالهای 1996 97 مجموع در آمد سرمایه گذاری ارکسترهای سمفونی ایالات متحده 4/91 از میلیون دلار بود و کل در آمد به دصد 4/9 درصد مشخص شده بود. باید توجه داشت که کمک و در آمد سرمایه گذاری از بودجه و دیگر شاخه های هنرهای نمایشی مهم تر است.در سالهای 1995-96 تنها 1/3 درصد از در آمد اپرا و تنها 5/3 درصد از در آمد تئاتر غیر انتفاعی بودند. در مورد رقص باله و مدرن این میزان صفر بوده است.

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 13:59 |

رقص و باله: شکل گیری و توسعه رقص هم درست مثل هنر نمایشی در ایالات متحده به صورت یکی از رویدادهای مهم فرهنگی در 50 سال گذشته عنوان می شود. عوامل اصلی کاملاً مشخص هستند. قبل از جنگ دوم جهانی رقص باله بصورت تخصصی در یالات متحده خیلی کم اجرا شده بود. اغلب شهروندان یا مردم آمریکا به رقص باله علاقمند بودند البته به سبک و سیاق رقص باله اروپایی که همیشه همراه با زوال و انحطاط قشر درباری (سلطنتی) بود شرکتهای اروپایی همچون بالت روس دو مونت کار لو که سفر تفریحی به آمریکا شمالی داشتند. اما چند تا شرکت آمریکایی زودتر افتتاح شده بودند. قدیمی ترین این رقص ها، رقص باله آتلانتا بود که مرقع آن به سال 1929 بر می گشت. رقص باله سانفراسیسکو در سال 1932 در محل اپرا بالت سانفرانسیسکو آغاز شد. تئاتر باله، سرانجام در سال 1940 به صورت تئاتر باله آمریکن مشهور شد. تا قبل از جنگ دوم جهانی شرکتی افتتاح نشده بود. طراح رقص های دسته جمعی جورج بالنشین در سال 1933 همراه با لیخکولن (لینکلن) کویستین در ایالات متحده مدرسه باله و یک شرکت معروف رقص راه اندازی کردند این مدرسه یا این شیوه اولین هدف برای افتتاح دیگر مدارس رقص باله در نیویورک سیتی در سال 1934 بود، ولی تا نیمه دوم سال1946، درست زمانی که کریستین بدنبال کشف جامعه رقص باله بود، به این مهم دست نیافتند. در سال 1948، شرکتهای تبلیغاتی رسمی به کمک و حمایت از جامعه باله (گروه باله) در نیویورک سیتی آمدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 13:33 |

تئاتر:

دنیای تئاتر در ایالات متحده، تقریباً تغییرات مداومی را در قرن بیستم داشته است. از سال 1920 تا 1940، برود وی تقریباً معادل تئاتر در آمریکا بود. هر چند که همیشه موضوعی نداشت. در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تئاتر درخارج از نیویورک پیشرفت زیادی را نشان داد. در تمام شهرهای بزرگ و بسیاری از شهرهای کوچک تماشاخانه های فعالی وجود داشت. اصولاً، همه آنها یک سهم محلی یا یک سازمان روش نمایش داشتند یا اینکه دیدارهایی با شرکتهای توریستی داشتند و آن را بصورت چند صد ساله گزارش می دادند. تعداد تئاتر های محلی فعال رکود یا تنزل شدیدی را داشتند. اگر چه این رکود دو دهه پس از این قرن رخ داده  است. از قرار معلوم، پیشرفت تصاویر متحرک و پخش رادیویی به بازار تئاتر محلی لطمه وارد کرد و بحران بزرگ را بوجود آورد. تحول و حرکت آهسته تئاتر از سال 1920 و 1930 آغاز شد اگر چه آرزوهای بزرگ به طریقه دیگری در شرکا شکل می گیرد و آن می تواند بازار گرایی شدید برود وی باشد همچنین ممکن است که بخاطر جنگ بحران بزرگ دو برابر شود.

در سالهای جنگ جهانی دوم، تئاتر در یالات متحده تغییر شکل پیدا کرد و بصورت یک شبکه ثابت و غیر انتقاعی شروع به فعالیت کرد یا (همانگونه که قبلاً گفته شد) یا بصورت تئاترهای منطقه ای شکل گرفت. تنها پس از سال 1940، تعداد شبکه های تئاتر افزایش پیدا کردند و تا سال 1990 به 200 تا رسید. گروه ارتباطات تئاتری در سال 1961، یک سازمان خدماتی غیر انتفاعی بود که تئاتر تخصصی را در ایالات متحده ترویح می کرد. اعضای این گروه در سال 1966 به 30 نفر رسید. در سال 1980 این تعداد به 170 نفر و تا سال 1992 به226 نفر رسید. رشد تعداد (افراد) علاقمند به تئاتر موجب رشد هنر شده بود. چرا که با روند رشد هنری تعداد کارهای پیشنهادی جدید به برود وی بصورت فصلی در آمد و گهگاهی در سالهای پس از جنگ نیز خاتمه می یافت. تئاترهای محلی بر اساس ذوق و قریحه نمایشنامه نویس های جدید و تولیدات جدید بود.

در حالیکه تئاتر محلی در حال گسترش یافتن بود، در نیویورک تحول تئاتری در حال شکل گیری بود: توسته off-Broadway که بعدها بصورت تئاتر اف- برودوی شکل گرفت . off-Broadway در اوایل سال 1950 بصورت یک پدیده جدید معرفی شد. این شیوه پیشگام در ح رکت و رشد تئاتر بوده در واشنگتن نیمی از ( ) بازیکنان (هنرمندان) (پس از آغاز به کار کردن صنف تئاتر) در سال 1914 این حرفه را آغاز کردند ون هنرمندان شهرهای ایالتی در سال 1916 با کار Eugene o’ Neiv معروف شدند. اما این برای هنرمندان تا اوایل سال 1950، کار کوچک (کوچکی) بنظر می رسید و جاه طلبی هنرمندان عرصه تئاتر، راه دیگری را بسوی بروود وی گشود. توماس گل مور، برای سالهای 1953-1754 تا کار فصلی را در برنامه کاری off-Broadway قرار داد. اگر چه تعداد تهیه کنندگان برنامه های جدید تا حدودی کاهش یافته بود، اما به مرور نمایش ها افزایش پیدا کرد. داده های مور در سالهای 1963 -64 نشانگر کل نمایش ها در اف بروود وی است که اکثر آنها در برود وی اجرا گردیده است.

داده های یک هفته کاری در Actor’s Equity (اتحادیه صنفی کارهای تخصصی) نشان می دهد ککه عملکرد تئاتر off-Broadway تا پس از سال 1960 موثر بوده است، بدون اینکه شیوه یا راهکردی معرفی شده باشد (جدول 2-2 را ببینید).

تئاتر off-Broadway از تولیدات تجاری شکل گرفت، اما پیشرفتی را ایجاد کرد که به نفع شرکتهای دولتی نبود. فرق بین تئاتر برود وی off-Broadway در قرارداد. Equity تحت عملکرد تهیه کنندگان off-Broadway رسمیت یافت. میزان حقوق (دستمزد) کمتر از برودوی بود، اما ساعات کاری یکی بود: جا برای نشستن به جز جایگان ویژه بیشتر از 499 منهتن بود.

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 13:31 |

 

جدول a3-2، داده هایی در رابطه حضور مردم در 6 کشور اروپای غربی در محلهای اجرای هنرهای نمایشی زنده و همچنین کشورهای کانادا و استرالیا را نشان می دهد. موضوع قابل درک و جالبی که وجود دارد، مقایسه روندهای اخیر در این کشورها و روند شرح داده شده در بالا برای ایالات متحده را نشان می دهد. اگر الگوی ایالات متحده با کاهش رشد یا نزول شروع بشود. در جای دیگر افزایش و غلبه بر این وضعیت رخ خواهد داد، بعبارت دیگر رقابت در فرهنگ عامه افزایش پیدا می کند. از طرف دیگر، اگر مقایسه های بین المللی، تفاوتهای قابل درکی را نشان بدهند، نتیجه آنست که ممکن است سطح رقابتی در فرهنگ عامل رخ داده باشد، عوامل دیگر نیز نتایج متفاوت دیگری را نشان می دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 13:9 |

 

مهم ترین جنبه اقتصادی در هنرهای نمایشی زنده آنست که مجبورند بودجه ای را برای فیلمبرداری صرف کنند. برای دیدن نمایشنامه هملت فرد باید برود آمفی تئاتر. این تقابلات در مورد کالاهای تولید شده هم وجود دارد، برای مثال محصول تولید می شود و سپس از طریق فروشگاههای زنجیره ایی توزیع می گردند و نهایتاً ما می توانیم بدین طریق روند رو به رشد هنرهای زنده نمایشی را با آزمودن متوالی تفاوتها درک کنیم.

همانگونه که از اصطلاح حاکمیت مصرف کننده برداشت می شود، در واقع یک فرضیه استاندارد از تحلیل و تجزیه اقتصادی در کی سیستم اقتصادی آزاد است که کمیت پاسخگوی عرضه بیشتر یا ایجاد تغییرات اندک در تقاضا است. برای مثال، اگر تقاضای ماشین لباسشویی افزایش پیدا کند به همان نسبت تولید افزایش پیدا می کند، ایجاد کارخانه ها و بازده های آنها، موجب مهیا شدن موقعیت ها می شود و تعداد زیادی از (قسمت عمده ای) از کارخانجات پخش کننده محصولات شوینده مصرف کنندگان جدیدی را ایجاد می کنند و سپس این محصولات را در فروشگاهها توزیع می کنند. اکثر اوقات، این فروشگاه ها منحصراً به فروشندگان ماشین لباسشویی برای سنجش میزا خرید نیستند. بنابر این به عرضه راحت پاسخ داده می شودو این روند بطور مستمر برای تقاضا ادامه پیدا می کند زمانیکه هنرهای نمایشی زنده برای پخش مهیا می شوند، شرایط اینگونه نیست. در مورد بازارهای محلی که به اندازه ی فیز بزرگ هستند، تولید کننده تا حدودی حمایت می شوند، قبل از اینکه صحبت و سقم تولیدات محلی مشخص شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 13:6 |

 

پخش تلویزیون پس از جنگ دوم جهانی و بر اساس تأثیرات آن بر مصرف کنندگان داخلی معرفی شد. در سال 1947 پخش تلویزیونی برای مصرف کنندگان 94 سنت در هر 100 دلار DPI بود که اصولاً برای تماشای فیلم پرداخت می شد. در سال 1975، 97 درصد شهروندان آمریکایی یک دستگاه تلویزیون داشتند و برای هر فیلم مورد نظر 19 سنت در 100 دلار پرداخت می کردند که این سطح در سال 1947 به 5/1 دلار رسید.

و تنها برای بیش از نیمی از تماشاگرانی که پول را نقد پرداخت کرده بودند، مهیا گردید. به راستی که اکثر مصرف کنندگان از رادیو تلویزیون های تعمیری برای دیدن یا شنیدن فیلم استفاده می کردند.

در حالیکه تداخل زمانی ورود تلویزیون با فیلم بسیار شدید و آشکار بود و برروی تعداد تماشاگرانی که برای دیدن هنرهای نمایشی حضور پیدا می کردند تأثیر شگرفی گذاشت. در سالهای 1947 تا 1957، میزان زمان و پول صرف شده برای ردیف های بعدی هنری از 11 سنت به 7 سنت در هر 100 دلار DPI بود. برای اینکه تماشاگران فیلم اوقات فراغتشان را بین هنرهای نمایشی و فیلم (تلویزیون)  تقسیم کرده بود و این میزان از 9 به 18 درصد افزایش پیدا کرده بود.

بنابراین  سخت نسبت که به این موضوع پی ببریم: چرا هنرهای نمایشی زنده بسیار پایدارتر و ماندگارتر از فیلم ها و رقابت آنها با تلویزیون هستند؟ در حقیقت تلویزیون و فیلم، تکنیک های مشابه تصویری است که بر روی یک سطح صاف پخش می شود، در حالیکه پخش زنده هنرهای نمایشی زنده، بعد سومی را از لحاظ زیبا شناسی به شخصیت فراهم می کنند ولی از حالت های دیگر تقلید و نسخه برداری نمی شود. رقص باله به وضوح این واقعیت را نشان میدهد. تلویزیون نمی تواند بعد سوم و زنده را همانند اجرا بر روی صحنه و در حین اجرای رقص و در یک فضای حقیقی را بوجود بیاورد. بعضی اوقات اهمیت زیبا شناسی لوث می شود.

کسی که عاشق رقص باله است هیچ وقت نمی تواند آن فضا حقیقی را در بخش تلویزیون شاهد باشد یا بیابد. همین مورد برای متغییر هنرهای زنده (پخش زنده )صدق می کند.

هنوز بحث گفتگو های فراوانی در مورد شادی و سرزندگی موجود در هنرهای نمایشی و در مقابل رقابت تلویزیون با آن برسر نخسه های پخش هنرهای نمایشی و همچنین پخش انواع دیگر هنرها است (نه تنها همه سرگرمی ها)، چیزی که ما را وادار می کند تا به تماشای تلویزیون مشغول شویم پر کردن اوقات فراغت و سرگرمی است.
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 12:59 |

 

پیشی گرفتن هنرهای نمایشی و سرگرمی های دیگر بر مبنای صرف وقت و پول می باشد. اصطلاحات  رقابتی-دوره ای و براساس تغییر و تحولات  و نوع آوری ها در تکنولوژی بکار گرفته می شوند، برای مثال در سالهای پس از قرن نوزدهم میلادی، اختراع دستگاه ضبط نوار و تصویر متحرک، مقدمه ای بود برای صداگذاری بر تصاویر متحرک نوارهای متعلق به سال 1927 و توسعه اقتصادی تلویزیون پس از جنگ دوم جهانی و متعاقب آن ضبط آهسته تر نوار در سیستم های ضبط صوت، نوارهای ویدیوئی، دیسک های فشرده و اخیراً صفحه ویدیو بوده است. مقایسه روند خرید مصرف کنندگان هنرهای نمایشی با روند پرداخت های نقدی در دیگر فعالیت های سرگرم کننده، باعث شد تا به نقطه نظراتی در هر دو وضعیت رقابتی هنرهای نمایشی و تحت تأثیر قرار گرفتن برخی از اختراعات در عرصه تکنولوژی، دست پیدا کنیم.

بخش بالایی جدول 1-2 نشان می دهد که خرج مصرف کننده در هنرهای نمایشی و گروه های دیگر مرتبط به فعالیت های سرگرم کننده بین سالهای 1929 تا 1997 درصدی از درآمد قابل تصرف بخش خصوصی را تأمین کرده است. روند روبه رشد گرایش تماشاچیان به گروه های مختلف هنری و سرگرمی در شکل 1-2 به وضوح ملاحظه می شود و اینکه درصد خرج DPI و پذیرش هنرهای نمایشی، تصاویر متحرک و تماشاگران ورزشی بر اساس عدد و سال پایه 100=1929 طراحی گردیده است.

برای هر سال بدست آمده، عدد یا نماد عددی محاسبه شده را نسبت به DPI در آن سال و درصد سال پایه 1929 می سنجند. برای مثال جدول 1-2 درصد خرج DPI را در پذیرش هنرهای نمایشی یا ورود هنرهای نمایشی را بصورت 111/0 در سال 1947 و 155/0 در سال 1929 نشان می دهد. تقسیمات  پیشین یک نسبت 716/0 را برای سال 1947 بوجود می آورد و ضربدر 100، عددهای نمادین آن که در شکل 1-2  مشخص گردیده اند 6/71 برای سال 1947 خواهند بود. عدد پیشرفت نمایانگر توسعه مهم DPI در خرج کردن مصرف کننده به منظور وارد کردن هنرهای نمایشی و متوقف شدن سطح درصدی در سال 1929 بر روی عدد 6/71 می باشد. بعبارت دیگر، مصرف کنندگان بخش کوچکی یا کوچکتری از درآمدشان را صرف ورود هنرهای نمایشی در سال 1947 تا سال کرده اند1929.

ممکن است که شخص جایگاه حقیقی هنرهای نمایشی را در میان گروه های متعدد تفریحی و سرگرمی مورد بررسی قرار بدهد جدول 1-2، خرج کردن یا صرف کردن مصرف کننده را در کل تفریحات نشان می دهد و درصد مشخص آن از 9/5 DPI در سال 1970 تا 9/7 درصد در سالهای اخیر می باشد. درآمد قابل استفاده واقعی برای هر Capita Rose، 26 درصد بیشتر از میزان همان دوره می باشد. بخش یا سهم مصرف شده در سرگرمی معمولاً بتدریج  افزایش پیدا می کند و به ما می گوید که تفریح کردن یا تفریح داشتن درست مثل یک زندگی تجملاتی خوب و مناسب می باشد، مثل چیزهایی که مردم می خواهند با داشتن آنها به استانداردهای واقعی زندگی دست پیدا کنند.

وزارت بازرگانی بخش کوچکی را برای سرگرمی های تماشاگران فراهم و هزینه کرد. بخش پائینی جدول 1-2 نشان می دهد که در سال 1929، مجموع داده های بدست آمده 21 درصد است و تصاویر متحرک 79درصد آن را تشکیل داده اند. فیلم ها از بیشترین محبوبیت برخوردار هستند. تصاویر گفتاری یا صدادار در ابتدای سال 1927 توسط خواننده جاز، آی جولسون معرفی گردید. این عامل موجب شد تا ترک های صدادار و فیلم ها  که از محبوبیت خاصی برخوردار بودند، همچنان  درصدد هنرهای مطلوب مردم تا سال 1920 قرار بگیرند. در طی بحران بزرگ که طی سالهای جنگ دوم جهانی روی داد (هنگامیکه فرصت هایی همچون سفر و تفریحات محدود شده بودند) 80% تماشاگران وقت خود را صرف فیلم ها و سریال های تلویزیونی کردند.

هنرهای نمایشی زنده در عرصه رقابت با تصاویر گویا متوقف نشدند. کاهش درآمد ملی در طی بحران بزرگ صدمه جبران ناپذیری (هنگفتی) را به هنرهای نمایشی و عرصه رقابتی با فیلم ها وارد کرد. تماشاگران نیز در این میان سهم عمده ای داشتند چرا که میزان 14 درصدی سال 1929 به 8 درصد در ده سال (بعد) رسید. جدول 1-2 نشان می دهد که مصرف کنندگان در سال 1929، برای هنرهای نمایشی بصورت زنده 16 سنت از هر 100 دلار DPI، پرداخت می کردند. در سال 1939، این میزان به 9 سنت در 100 دلار کاهش یافت.

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 12:57 |

رشد و توسعه بخش هنری

صنعت هنری بخاطر دستیابی انسان به تصویر درست از خودش بسیار مهم است، چرا که انسان نه تنها در زمینه ابعاد، بلکه در زمینه رشد و توسعه ذاتاً کنجکاو است. اگر در جامعه پیشرفت سریع و خوبی داشته باشیم، فکر می کنیم که به همان نسبت هم موقعیت  اجتماعی خوبی خواهیم داشت و بالعکس. این بخش را با روند رو به رشد هنر در زندگی و جامعه ایالات متحده در سال 1929، و با توجه به رشد و توسعه تکنولوژی و اختراعات، آغاز می کنیم. سپس به نقد و بررسی روش های اعمال شده در کشورهایی همچون کانادا، استرالیا و اروپای غربی می پردازیم. در این متن، فرمهای اصلی هنرهای نمایشی در زندگی همچون تئاتر، سمفونی، اپرا و رقص که می توانند با هم سازماندهی شوند، عنوان گردیده است. رشد فعالیت های هنری و رشد موزه های هنری بطور جداگانه در بخش های 9 و 10 شرح داده شده اند.

هر چند که ممکن است  به تمامی این هنرها تنها به چشم یک نوع سرگرمی نگاه کنیم، ولی به واقع تنها یک سرگرمی نیستند و در فرمهای دیگر به صورت یک شغل و یا منبع درآمد  هستند. این بخش چشم انداز تاریخی هنر را پیش روی شما قرار می دهد و به شما این امکان را می دهد تا روند رو به رشد هنر را سنجید و همچنین ایجاد رقابت در میان انواع تفریح ها و سرگرمی ها و بخصوص فرمهای دیگر سرگرم کننده تماشاچی را به ما نشان می دهد علاوه بر این به ما نشان می دهد که چگونه اجرای زنده هنرها  جای خود را به ابداعات و نوع آوری های تکنولوژی سپردند. از تصاویر سخنگو در تلویزیون گرفته تا دیسک های فشرده و دستگاه های ویدیویی که می توانند برنامه ها را بصورت غیرزنده و به دفعات پخش کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 12:55 |

چکیده

«فرهنگ شیوه زندگی یک ملت است که الگوهای قراردادی از تفکر و رفتار شامل ارزشها، عقاید، مقررات، سلوک، سازمان­های سیاسی، فعالیتهای اقتصادی و امثال آن را که از طریق یادگیری و نه توارث زیستی از نسلی به نسلی دیگر منتقل می­شود در بر می­گیرد.[1]»

توسعه فرهنگی به معنای رشد، پرورش و افزایش آگاهی، دانش و معرفت انسان­ها و آمادگی آن­ها برای تحول، پیشرفت، قانون پذیرای، نظم و انضباط و بهبود روابط اجتماعی و انسانی و افزایش توانایی­های علمی و اخلاقی و معنوی است.[2]

آسیب­شناسی اصطلاح جدیدی در حوزه اندیشه دینی است و به مفهوم شناخت آسیب­ها و اشکالاتی است که به اعتقادات و باورهای دینی و یا به آگاهی و معرفت دینی و علمی در یک جامعه دینی وارد می­شود و یا ممکن است وارد شود.

آسیب شناسی فرهنگ دینی به بررسی آفات و آسیب­هایی می­پردازد که رنگ و لعاب دینی دارد و عناصر شکل دهنده و سازنده دین را تحت تأثیر قرار می­دهد.

واژگان کلیدی

فرهنگ، توسعه، توسعه فرهنگی، دین، آسیب­شناسی فرهنگ دینی

تعریف مفاهیم

فرهنگ[3]

الف) مفهوم فرهنگ در ادب فارسی: در واژه­نامه­های فارسی پبه طور ضمنی به دو مفهوم اساسی فرهنگ که ریشه و چشمه باشد اشاره شده است. در بعضی از واژه­نامه­ها از قبیل فرهنگ جهانگیری، مجمع الفرس، برهان قاطع، برهان جامع و نفیسی فرهنگ به شاخه درختی گفته می­شود که آن را می­خوابانند و روی آن خاک می­ریزند به طوری که سرشاخه از خاک بیرون است تا امکان رشد آن فراهم باشد.

در برخی از کتب لغت، فرهنگ را به معنی کاریز و قنات گرفته اند. در این دو مورد از فرهنگ به عنوان ریشه زندگی و چشمه حیات یاد شده است. علاوه بر این ها تعاریف دیگری هم در کتب لغت فارسی وجود دارد که در آنها فرهنگ به معنی ادب، عقل، دانش، بزرگی، معرفت، علم، فضیلت و صنعت به کار رفته است.[4]

مطابق وجه تحلیلی فرهنگ، کلمه فرهنگ از دو جزء ترکیب شده است: 1- «فر» درفرس هخامنشی و اوستا (Far و Fra) از پیشوندهاست. به معنی پیش و 2- «هنگ» جداگانه در فارسی به معنی قصد و نیت می­باشد. «هنگ» با پیشوند «فر» به معنی دانش و ادب است و اصولاً فرهنگ در زبان پهلوی به معنی تربیت و آموزش و پرورش و آنچه آموخته می­شد به کار می­رفته است.[5]

ب) مفهوم فرهنگ در مغرب زمین: در مغرب زمین کلمه culture مشتق از فعل لاتینی به معنای پروراندن[6] است. این واژه نخستین باردر قرن یازدهم میلادی در اروپا ابداع و به دو معنای مراسم دینی و کشت و زراعت به کار برده شده است. اما در عصر روشنگری، فرهنگ به معنای آموزش و پرورش روح اندیشه بشر مطرح شد.[7]

ج) فرهنگ از دید گاه اصطلاحی و علمی: واژه فرهنگ از نظر علمی، تعاریف بسیاری دارد تا جایی شمار آنها به بیش از 250 تعریف می­رسد[8] که در این نوشتار تنها به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد:

«فرهنگ شیوه زندگی یک ملت است که الگوهای قراردادی از تفکر و رفتار شامل ارزشها، عقاید، مقررات، سلوک، سازمانهای سیاسی، فعالیت­های اقتصادی و امثال آن را که از طریق یادگیری و نه توراث زیستی از نسلی به نسل دیگر منتقل می­شود در بر می­گیرد.»[9]

«فرهنگ مجموعه آداب و رسوم، اعتقادات، ارزشها و رفتارهایی است که آدمیان در زندگی روزمره به کار می­گیرند و با آن زندگی می کنند.»[10]

«فرهنگ را می­توان شیوه و راه زندگی یک جامعه دانست»[11]

در سنت انگلیسی ـ فرانسوی، مفهوم فرهنگ اغلب مترادف با تمدن به کار می­رود. تایلور که به مفهوم انسان شناسانه فرهنگ توجه دارد تعریف زیر را ارائه می­دهد:

«فرهنگ یا تمدن عبارت است از مجموعه­ای پیچیده ازدانستنی­ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین و رسوم و هر توانایی دیگر و عاداتی که افراد به عنوان جامعه دارند.»

ادوار ساپیر فرهنگ را عبارت از «سیستم رفتارها و حالت­های متکی بر ضمیرناخودآگاه» می­داند. به زعم او فرهنگ یک گروه، ابداع تمام مدل­های اجتماعی رفتار است که به وسیله همه یا اکثریت اعضای گروه، جامه عمل به خود می­پوشد و برای بیان بعضی از صور رفتارهای اختصاصی به کار می­رود.

هرسکویتز فرهنگ را «بخش انسان ساخته محیط» می­داند.[12] این تعریف این امکان را می­دهد که بتوان درباره فرهنگ عینی (صندلی، ابزارها، هواپیما و کامپیوتر) و فرهنگ ذهنی (مقوله سازی، هنجارها، نقش­ها و ارزش­ها) صحبت کرد.

اسکینر فرهنگ را چنین تعریف می­کند:

«فرهنگ دسته­ای از برنامه های تقویت شده است.» [13]

هافستد نیز دو تعریف زیر را از فرهنگ ارائه داده است:

«فرهنگ مانند یک برنامه کامپیوتری است که رفتار را کنترل می­کند.»[14]

«فرهنگ نرم افزار ذهن است.»[15]

علاوه بر موارد فوق، فرهنگ در اصطلاحات گوناگون علوم، تعریف خاص خود را دارد. بنابراین از تفصیل سخن در این زمینه پرهیز می­کنیم و با ذکر تعریفی بحث را به پایان
می­بریم. بر این اساس عامل انسان شناختی فرهنگ عبارت است از:

«امور متداول در میان یک قوم و ملت (اعم از علوم و رسوم و آداب و سنن) که آحاد آن قوم به دریافت و عمل به ان پایبند بوده، ان چنان که زیربنای اندیشه­ها و مبنای تصمیم­های آنان بوده و شکل دهنده مغز آنها باشد.»[16]

آسیب­های فرهنگی دینی از منظر قرآن کریم

 ازنظر قرآن عوامل متعددی آسیب پذیری یک جامعه را در حوزه ارزش­های فرهنگی و نیز شخصیت و اصالت­های اجتماعی رقم می­زنند که مهم­ترین آنها عبارتند از:[17]

1.تزلزل در مبانی اعتقادی جامعه

این عامل، مهم ترین آفت شرک و به عبارتی بی هویتی و مسخ انسانی است. قرآن انسان

مشرک را همچون موجودی معلق در فضا تصویرمی­کند که یا طعمه عقابی تیز چنگ
می­شود و یا تندباد حوادث او را به نقطه­ای دوردست پرتاب می­کند.
[18]

2- غفلت از ظرفیت و قوای وجودی خود (انسان)

عامل دیگر آسیب­پذیری فرهنگی از نظر قرآن، غافل شدن افراد و به طور کلی جامعه از ظرفیت و قوای وجودی خویش است. انسان اشرف مخلوقات در روی زمین است.

«و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب­ها) برنشاندیم و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریده­های خود برتری آشکار دادیم.»[19]

اما این انسان اگر در قوای وجودی خود غفلت کند می­تواند خود را به اسفل السافلین بکشاند.

3- ظاهرسازی

ظاهرسازی به عنوان یک آسیب اساسی در متون دینی به ویژه قرآن مورد انتقاد و هشدار قرار گرفته است. قرآن به ما می­آموزد که با وجود ریاکاری، خرسندی از مشاهده صورت ظاهر انجام آداب و مناسک، هیچ جایی نخواهد داشت بلکه نمازگزاران ریاکار، حتی مورد توبیح و تهدید قرآن نیز قرار گرفته­اند.

«پس وای بر نمازگزارانی (4) که از نمازشان غافلند (5)، آنان که ریا می­کنند(6)»[20]


 

4- دنیا دوستی و دنیازدگی

خداوند دین گریزی برخی از مردم را به خاطر دنیا دوستی و ترجیح دنیا به آخرت می­داند.

«کسی که بر سفره دلش زنگار کفر نشسته، پس بر آنها غضب خداست و ایشان را عذاب دردناک است. زیرا این ها دنیا را بر آخرت ترجیح می­دهندو خدا محققاً کافرین را هدایت نمی­کند.»[21]

دنیا طلب به گونه­ای سرگرم دنیا می­شود و این سرگمی به گونه­ای او را مجذوب می­کند که دیگر در مسائل دینی نمی­اندیشد.

5- دوستان گمراه

دوستی با دوستان گمراه و فاسد، گمراهی و فساد انسان را به دنبال خواهد داشت. در روز قیامت، انسان ظالم انگشت حسرت گزیده و می­گوید:

«و روزی است که ستمکار دستهای خود را می­گزد (و) می­گوید: ای کاش با پیامبر راهی بر می­گرفتم. ای وای، کاش فلانی را دوست (خود) نگرفته بودم. او بود که مرا به گمراهی کشانید پس از آنکه قران به من رسیده بود و شیطان همواره فروگذارنده انسان است.»[22]

6- فاصله بین گفتار و کردار افراد به ویژه عالمان دینی

اساساً انسان پیش از آنکه از قول، سخن و تبلیغ متولیان دین تأثیر بپذیرد، از کردار و سلوک و عملکرد آنان متأثر می­شود. قرآن کریم در توبیخ عالمان دینی که اعمالشان بر خلاف اقوالشان است می­فرماید:

«آیا مردم را به نیکی فرمان می­دهید و خود را فراموش می­کنید.»[23]

و یا در سوره صف آمده است:

«ای کسانی که ایمان آورده­اید، چرا چیزی می­گویید که انجام نمی­دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.»[24]

8- احکام دین را به بازی گرفتن

همان گونه که انسان می­توند همه چیز را به بازی گیرد، این آفت از انسان مؤمن به ایمان او سرایت می­کند.

«و کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفته است، رها کن.»[26]

910- گزینشی عمل کردن نسبت به آیات خدا

در سوره محمد آمده است:

«و کسانی که ایمان آورده­اند می­گویند: چرا سوره­ای (درباره جهاد) نازل نمی­شود؟ اما چون سوره­ای صریح نازل شد و در آن نام کارزار آمد، آنان که در دلهایشان مرضی هست، مانند کسی که به حال بیهوشی مرگ افتاده» و در سوره انعام[29] آمده است:

«بعضی را (آیات) آشکار نمودید و بسیاری را پنهان داشتید.»[30

[31]13- تفسیر و تغییر در دین به میل و خواسته خود

«اینان کلمات حق را به میل خویش تغییر می­دهد و می­گویند اگر چنین حکمی از سوی پیامبر به شما داده شد آن را بپذیرید و اگر داده نشد از او کناره کنید.»[33]

14- توسل به زور و خشونت برای دیندار کردن

»و اگر پروردگار تو می­خواست، قطعاً هر که در زمین است همه آنها یکسر ایمان می­آوردند. پس آیا تو مردم را ناگزیر می­کنی که بگروند؟»[34] 

- با تشکر از دوست گرامی حاج آقا ابولقاسمی

 

 


+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 2:47 |

 

 

بسمه تعالي

«نقش اينترنت در تبليغ ديني»

تبليغ ديني رساندن حقايق و معارف اسلامي به مخاطب و دعوت و تشويق مردم به رعايت و اطاعت فرامين الهي و تاسي به سيره انبياء و ائمه اطهار عليهم السلام (فرصت ها و چالش‌ها ، 1385)

از زمان ظهور پيامر اسلام تا بحال شيوه‌هاي تبليغ همواره متناسب با زمان و مكان و شرايط اجتماعي خود بوده است .

امروزه از طرفي يونسكو پيشنهاد كرده است كه دسترسي به فضاهاي اطلاعاتي از حقوق اساسي انسان ها به شمار آيد و به اعلاميه حقوق بشر افزوده گردد (احمديان ، 1383) و از طرف ديگر مطابق تحقيقي كه شركت IBM انجام داده است هر روز بالغ بر يك ميليون صفحه الكترونيكي به صفحاتي كه فعالانه در دسترس اند به شبكه جهاني اينترنت افزوده مي شود (عطاران ، 1380) به همين جهت لازم است مبلغان دين از فضاي بوجود آمده كه مي تواند تهديدي به شمار آيد استفاده نموده و با تبديل آن به فرصت از امكانات اينترنت در جهت تبليغ استفاده نمايند .

كليد واژه ها :

«تبليغ ، تبليغ ديني ، رسانه ، اينترنت ، پست الكترونيكي ، و بلاك، سايت ، جستجوي اينترنتي» .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 2:12 |