تبليغاتX
دکتر داود محمدی
 ÝÑã ÏÑ ÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘ ÌåÇä ÇÞÊÕÇÏارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
- روزنامه مستقل سراسري صبح ايران(يكشنبه)
 از پژوهشگران برتر واحد تهران جنوب تجليل شد
به همت معاونت پژوهشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب ، مراسم تجليل از پژوهشگران برتر اين واحد در سالن آمفي تئاتر مرکز تحصيلات تکميلي اين واحد برگزار شد.به گزارش خبرنگار آفرينش  در اين مراسم  دکتر علي دهقاني و دکتر داود محمدي از دانشکده مديريت و حسابداري   به عنوان پژوهشگران برتر و نمونه مورد تقدير قرار گرفتند. گفتني است  پيش از اين مراسم کارگاهي با عنوان کتابخانه ديجيتالي برگزار شد.
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 2:18 |

تقارن عید سعید فطر و شروع سال تحصیلی را گرامی داشته وبه همه دانشجویان گرامی تبریک عرض می کنم .امید وارم در سال تحصیلی جدید نیز خداوند عمر مفید و توفیق تلاش در جهت روشن نمودن گوشه ای هر چند کوچک از نقاط تاریک جهل مان و افزون شدن دانش و مهارتمان درجهت ساختن اینده ای روشن تر عطا فرماید .امید بسیار دارم که شما فرهیختگان کشور عزیزم با تلاش روز افزون در سطوح علمی نیز همچون امور دیگر مسئولیت پذیر و موفق باشید .

روزه یك سو شد و عید آمد و دلها برخاست

می زخمخانه به جوش آمد و می باید خواست

توبه زهد فروشان گرانجان بگذشت

وقت رندی زطرب كردن رندان پیداست

چه ملامت بود آن را كه چنین باده خورد

این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست

باده نوشی كه در او روی و ریایی نبود

بهتر از زهد فروشی كه در او روی و ریاست

ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق

آنكه او عالم سر است بدین حال گواست

فرض ایزد بگذاریم وبه كس بد نكنیم

 و آنچه گویند روا نیست نگوئیم رواست..

(حافظ)

برگ تحویل می كند رمضان بار تودیع بر دل اخوان

یار نادیده سرزود برفت دیر ننشست نازنین مهمان

ماه فرخنده روی برپیچید وعلیك السلام یا رمضان

الوداع ای زمان طاعت و خیر مجلس ذكر و محفل قرآن

مهر فرمان ایزدی بر لب نقش دربند و دیو در زندان

تا دگر روزه با جهان آید بس بگردد به گونه گون جهان

روزه بسیار وعید خواهد بود تیرماه و بهار و تابستان

تا كه در منزل حیات بود سال دیگر كه در غریبستان

خاك چندان از آدمی بخورد كه شود خاك و آدمی یكسان

كارجان پیش اهل دل سهل است تو نگه دار جوهر ایمان.

(سعدی)


+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 و ساعت 1:30 |

تاريخچه نظريه سيستمها

   تاريخچه نظريه سيستمها را از دو ديدگاه مي توان بررسي نمود. ديدگاه اول  براي بررسي روند توسعه نظريه سيستمها ترجيح مي دهد به بررسي روند تحولات و رويدادهايي بپردازد که در دانشگاه هاي آمريکا (و بخصوص دانشگاه MIT) در سالهاي 1940 تا 1970رخ داد. ديدگاه دوم به بررسي روند تحول در شيوه هاي نگرش به جهان و متدولوژي علم در سطح جهان  مي پردازد. آنچه در پي مي آيد، خلاصه اي از دو نگرش فوق است.

الف) تحولات دانشگاه MIT

   پس از جنگ جهاني دوم، سه جهش در دانشگاه MIT بوجود آمد که هريک 10 سال به درازا کشيد. در اين جهش ها انديشه و علم پيشرفت هاي بزرگي کردند و دنيا با شناخت هاي جديدي از سايبرنتيک[1] گرفته تا حادترين مسئله روز يعني محدوديت رشد اقتصادي آشنا شد. در جريان بسط و نشر و حرکت و تحول افکار و آراء، رشته  هاي گوناگون دانش، از روشها و لغات و اصطلاحات يکديگر استفاده مي کنند و به اين ترتيب زمينه هاي بکر و دست نخورده بارور مي شوند. در سالهاي 1940 تا 1950 رابطه ميان ماشين و ارگانيسم مورد مطالعه قرار مي گيرد. در اين دوران مفاهيمي همچون بازخور[2] که تا آن زمان در مورد ماشين ها بکار مي رفت، در مورد ارگانيسم نيز بکار رفتند و راه پيدا شدن دو دانش جديد يعني اتوماسيون و انفورماتيک هموار گرديد. در دهه 1940 چندين سمينار (بيش از ده مورد) برگزار شد که در آنها متخصصيني از رشته هاي مختلف (از مکانيک و الکترونيک تا زيست شناسي و فيزيولوژي و رياضيات) شرکت جستند و به تبادل اطلاعات و نظريات پرداختند. دانشمندان کم کم دريافتند که برخي مسائل فقط با همکاري متخصصان رشته هاي مختلف قابل حل اند. به عبارت ديگر، بررسي و حل برخي مسائل به ديدگاهي فراتر از ديدگاه يک رشته خاص نياز دارد. در سال 1948 کتاب "سايبرنتيک" (علم مربوط به چگونگي ارتباطات در انسان و ماشين) توسط وينر[3] منتشر شد. وينر استاد درس رياضي در دانشگاه MIT بود که در پروژه ساخت و به کارگيري دستگاههاي نشانه گيري خودکار براي توپ هاي ضدهوايي  با همکاري مهندس جواني بنام جولي ين بيگلاو[4] شرکت جست و به دنبال آن شباهتهايي بين ناهنجاريهاي رفتاري در اين دستگاهها و بعضي اختلالات در بدن انسان (که در پي آسيب ديدگي مخچه بوجود مي آيند) پيدا کردند. بررسي هاي انجام شده در آن زمان نشان مي داد اگر مخچه انسان آسيب ببيند، بيمار قادر نخواهد بود حتي ليوان آب را بردارد و بنوشد. آنقدر لرزش دستهاي بيمار زياد مي شود که سرانجام محتوي ليوان را به بيرون خواهد ريخت. با توجه به شباهت اين اختلال با اختلال موجود در دستگاههاي هدف گيري خودکار هواپيما، نتيجه گرفتند که براي کنترل حرکاتي که جهت به انجام رساندن مقصود معيني انجام مي شوند، اولا بايد اطلاعاتي در دست داشت و ثانيا اين اطلاعات بايد در مدار بسته اي گردش کنند. در اين مدار بسته، نتايج و آثار حرکات و فعاليت ها ارزيابي و سپس براساس تجارب گذشته، حرکات بعدي تعيين مي گردد. بدين ترتيب بازخور منفي[5] مطرح شد که هم در تجهيزات و هم در انسان بکار مي رفت. در سال 1948، کتاب "نظريه رياضي ارتباطات" نيز توسط شانون[6] منتشر شد و دو کتاب فوق مبناي سايبرنتيک و نظريه اطلاعات قرار گرفتند. در دهه 1950 دوباره توجه از ارگانيسم به سوي ماشين منعطف مي شود و مفاهيمي همچون حافظه و فراگيري در مورد ماشين هم بکار مي رود و به اين ترتيب مقدمات پديد آمدن دانش هاي نويني همچون بيونيک (علمي که مي کوشد ماشين هاي الکترونيکي را به تقليد از بعضي از دستگاههاي موجودات زنده بوجود آورد.) و هوش مصنوعي بوجود مي آيد. در دهه 1960 در زمينه سايبرنتيک و دينـاميک سيستم پيشرفت هاي مهمي بوجود آمد. جي فارستر[7] در سال 1961 به سمت استادي در مدرسه مديريت دانشگاه MIT برگزيده شد و مبحث ديناميک صنعتي[8] را بوجود آورد. هدف او از طرح اين موضوع آن بود که سازمانها و موسسات صنعتي را همانند سيستمهاي سايبرنتيک بنگرد و از راه شبيه سازي[9]، نحوه کارشان را دريابد. او در سال 1964 ديناميک صنعتي را به سيستم هاي شهري نيز تعميم داد و ديناميک شهري[10] را مطرح نمود و بدنبال آن در سال 1971 با انتشار کتاب ديناميک جهان، رشته دينامیک سيـستمها[11] را بنيان نهاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 و ساعت 0:57 |

رسیده بود بلایی ولی بخیر گذشت

۲ روز قبل در جاده عباس اباد کلاردشت دچار یک حادثه رانندگی شدم که بحمدلله بخیر گذشت .اما ذکر چند نکته بنظرم لازم است :

۱-اول خدای را مانند همیشه شاکرم که معجزه وار ما را از خطری حتمی مصون  داشت

۲-تشکر بی حد از اهالی عباس اباد که به محض وقوع حادثه به طرف العینی به کمک ما امدندو بلافاصله به بیمارستان رسانندند خاصه جناب اقای کیومرث خستوی که زحمات بی حدی را متقبل شدند .

۳-سپاس فراوان از پرسنل مهربان و متعهد بیمارستان شهید رجایی تنکابن یا بقول خودشان شهسوار که با وجود ترکم مراجع و قلت امکانات از هیچ لطف و سرویسی فروگذار نکردند و تا حد توان رسیدگی کامل نمودند.

........اما چند  گله همیشگی از خودرو سازان ایرانی .........

قبلا بارها از اجحافی که خورو سازان ایرانی در حق مصرف کننده دارند گفته ام ..اینکه خودرو را به ۳-۴ برابر مشابه اروپایی ان ولی با ۴/۱ کیفیت می فروشند.اخرش هم ورشکست می شوند اما از پاداش های ۵۰۰ میلیونی نمی گذرند و.........بگذریم  در حاثه ای که برای ما رخ داد زمان حادثه کمربند یکی از سرنشینان باز شد !!هیچکدام از کیسه های هوا عمل نکردند !!!و ترمز های ای بی اس هم به هکذا....لذا بجز خودرو که از دست رفت مقداری اسیب دیدگی هم بوجود امد که اگر لطف و عنایت خداوند نبود معلوم نبود الان در خدمت شما بودم یا ......

-------------------------------------------------------------------------------------------------

این هم مطلبی بی ربط:

 

 

در بیمارستان که بودم تلوزیون مصاحبه اقای اژه ای  را از شبکه ۲ پخش می کرد .ایشان بسیار دقیق و مفصل به تحقیقات گروه ۳ نفره اشاره می کردند که مثلا با وجود کلی بررسی و تحقیقات مفصل هیچ اثری از فردی بنام ترانه موسوی پیدا نکرده اند و ....خواستم پیشنهادبدهم ایشان در تیمشان از بازپرسان و بازجویان ....ببخشید از تهیه کنندگاه و مجریان برنامه ۳۰/۲۰ هم استفاده کنند زود تر به نتیجه می رسند زیرا همین ترانه موسوی که چند سازمان و قوه قضاییه و ...نتوانستند پیدا کنند مجریان این برنامه مثل اب خوردن خود و خانواده و شماره تلفن و جد و ابادش را از تلوزیون پخش کردند.بنظرم اقای اژه ای کمی هم تلوزیون نگاه کنند تا خبر دار شوند علاوه بر پخش برنامه ترانه موسوی   دفتر کار و مجله اقای کروبی را بسته و مدارک ایشان را هم برده اند .اگر وقت نکردند یک زنگی به بچه های ۳۰/۲۰ بزنند اخرین اطلاعات و مدارک را تحویل می گیرند .بنظ م پرونده لباس شخصی ها را هم اگر بدهند دست اینها مثل عوامل کودتای مخملین یک شبه همه را شناسایی و دستگیر ومعترف می کنند و مثل حالا اینقدر شناسایی این عوامل سخت و نشدنی نمی شود .بالاخره کار را باید داد دست کاردان(این هم نکته مدیریتی اش تا نگویید بی ربط بود)

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 3:12 |
با توجه به نزدیکی پایان تعطیلات  جهت استفاده بهینه از اوقات فراغت باقیمانده می خواهم یک کتاب و یک فیلم معرفی کنم که انشالله مفید باشد و محظوظ شوید .

۱- کتاب پیشنهای کتاب مزرعه حیوانات شاهکار جورج اورول نویسنده شهیر انگلیسی است که کتب متعددی را نوشته .اگر فرصت کردید کتاب ۱۹۸۴ ایشان هم از شاهکار های ادبیات است .این دو کتاب رمان هستند و هیچ ربطی به سیاست ندارند!!

از این کتاب دو انیمیشن هم ساخته شده اما توصیه می کنم کتاب را بخوانید.

خلاصه داستان از قول نشریه کاغذ اخبار:

مزرعه حیوانات

یزدان جلیلیان

«همه‌ی حیوانات باهم برابرند، اما برخی از آن‌ها از برخی دیگر برابرترند.»

مزرعه‌ی حیوانات اثر جورج اورول نویسنده‌ی انگلیسی است که عمده‌ی شهرت او به‌خاطر نوشتن رمان‌های سیاسی است.

داستان از جایی شروع می‌شود که حیوانات مزرعه تصمیم به شورش علیه صاحب مزرعه می‌گیرند. آغازگر این شورش خوک پیری است که سال‌ها در مزرعه زندگی کرده و از ظلم صاحب مزرعه نسبت به حیوانات ناراضی است. بالاخره روزی شورش صورت می‌گیرد و مزرعه به‌دست حیوانات می‌افتد. پس‌از بیرون راندن صاحب مزرعه خوک‌ها مدیریت مزرعه را به‌دست می‌گیرند و شعار «چهارپا خوب، دوپا بد» را به‌عنوان آرمان انقلابی حیوانات معرفی می‌کنند. خوک‌ها به‌تدریج همه‌ی امکانات و تسهیلات مزرعه را برای خود برمی‌دارند و حیوانات دیگر را به کار کردن در مزرعه می‌گمارند، در این میان یکی از خوک‌ها کودتا می‌کند و حکومت را به‌دست می‌گیرد، اما به‌علت حکومت دیکتاتوری و تصمیمات نادرست، اوضاع مزرعه روزبه‌روز بدتر می‌شود، در انتها رمان جایی به پایان می‌رسد که دیگر خوک‌ها از انسان‌ها قابل تمایز نیستند و شعار انقلاب نیز تغییر کرده: «چهارپا خوب، دوپا بهتر»

نتیجه‌گیری از داستان به‌قدری ساده است که مجالی برای نقد باقی نمی‌گذارد.!!!

در پایان می‌توان گفت که مزرعه‌ی حیوانات کتابی است که به زبان تمثیل وقوع انقلاب کمونیستی در روسیه را شرح می‌دهد و در واقع نقدی است بر حکومت‌های توتالیتر و نظام‌های کمونیستی حاکم بر شوروی و هم‌چنین کشورهای اروپای شرقی در عصر جنگ سرد.!!!

-----------------------------------------------------------------------------------------

 

۲-اما فیلم مورد نظر   دیوار   شاهکار الن پارکر فیلمساز انگلیسی است که دقیقا برگردان البوم  دیوار اثر گروه پینک فلوید است که در نظر سنجی های مختلف فیلم محبوب جوانان دهه ۸۰ بوده است .برای ارتباط بهتر با فیلم توصیه می کنم اگر زبان انگلیسی تان خوب نیست از ترجمه ترانه ها که در بازار موجود است استفاده کنید .

تتمه:

۱-حالا که الحمدلله همه جا تحت باز سازی وتعمیر قرار گرفته و کلیه مراسم سیاسی عبادی و ... یکجا کنسل شده!!من هم برای خود سازی چند روزی خدمتتان نخواهم بود .مواظب خودتان باشید.

۲- اقای قاسم شاهی عزیز ادرس وبلاگ شما صحیح نبود نشد وارد شده نظر بگذارم .شما برای حل مشکل به معاون اموزشی خانم درمان مراجعه نمایید.موفق باشید.


 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 1:54 |

تقدیم به دوست خوبم فرهاد که سالهای قبل اکثرا با هم در شب های قدر به مسجد الجواد و امام زمان می رفتیم و اکنون می دانم در امریکا از کثرت مشغله امسال شب های قدر را درمحل کار می گذراند اما می دانم دعایش از من پذیرفته تر است .

---------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------

 « بسم الله الرحمن الرحیم
اناانزلناه فی لیله القدر
و ماادریک ما لیله القدر
لیله القدر خیر من الف شهر
تنزل الملائکه والروح، فیها باذن ربهم من کل امر
سلام هی حتی مطلع الفجر »
« ما «آن» را فرود آوردیم درشب قدر
و چه میدانی که شب قدر چیست؟
شب قدر از هزار ماه برتر است
فرشتگان و آن روح دراین شب فرود می‌آیند
به اذن خداوندشان از هر سو
سلام بر این شب تا آنگاه که چشمه خورشید ناگهان می‌شکافد! »
تاریخ قبرستانی است طولانی و تاریک، ساکت و غمناک، قرن‌ها از پس قرن‌ها هم تهی و هم سرد، مرگبار و سیاه و نسل‌ها در پی نسل‌ها، همه تکراری و همه تقلیدی، و زندگی‌ها، اندیشه‌ها و آرمان‌ها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ!
ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شب‌های پیوسته، آشوبی، لرزه‌ای، تکان و تپشی که همه چیز را بر می‌شود و همه خواب‌ها را برمی‌آشوبد و نیمه سقف‌ها را فرو می‌ریزد. انقلابی در عمق جان‌ها و جوششی در قلب وجدان‌های رام و آرام، درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانه‌هایی از یک «تولید بزرگ»، شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده یک نجات! همه جا ناگهان، «حیات و حرکت»، آغاز یک زندگی دیگر، پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین، به سرزمین، به این قبرستان تیره و تباه که در آن انسان‌ها، همه اسکلت شده‌اند، فرود آمده‌اند.

--------------------------------------------------------------------------------

سخن گفتن درباره علي (ع) بي‌نهايت دشوار است، زيرا به عقيده من، علي (ع) يك قهرمان يا يك شخصيت تاريخي تنها نيست. هر كس درباره علي (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسي كند، خود را نه تنها در برابر يك فرد، يك فرد برجسته انساني در تاريخ مي‌بيند، بلكه خود را در برابر معجزه‌اي و حتا در برابر يك مساله علمي، يك معماي علمي «‌اين خلقت» احساس مي‌كند. بنابراين درباره علي (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن مي‌آيد، درباره يك شخصيت بزرگ سخن گفتن نيست، بلكه درباره معجزه‌اي است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاريخ متجلي شده است
...
درد علي (ع) خيلي بزرگ‌تر است و آن درد خيلي بايد درد نيرومندي باشد، كه اين روح را اين اندازه بي‌تاب بكند! مسلما اين همان درد انساني است كه خود را در اين عالم زنداني مي‌بيند، انساني است كه خود را بيشتر از اين عالم مي‌بيند و احساس خفقان در اين عالم مي‌كند
...
درد علي (ع) دو گونه است: يك درد، دردي است كه از زخم شمشير ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس مي‌كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه‌هاي شب خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردي مي‌گرييم كه از شمشير ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس مي‌كند. اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله درآورده است، «تنهايي» است كه ما آن را نمي‌شناسيم!
بايد اين درد را بشناسيم، ‌نه آن درد را كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي‌كند و ... ما درد علي (ع) را احساس نمي‌كنيم
...
ما ملتي كه افتخار بزرگ انتصاب به علي (ع) و مكتب علي (ع) را داريم و اين بزرگترين افتخار تاريخي است كه مي‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترين سرمايه، اميدي است كه مي‌تواند به وسيله آن نجات پيدا كرده، ‌به آگاهي، بيداري، حركت و رهايي برسد، اما در عين حال مي‌بينيم كه با داشتن علي (ع) و با داشتن «عشق به علي» هم نرسيده‌ايم!
در صورتي كه «شيعه علي (ع) بودن» از «چون علي (ع) عمل كردن» شروع مي‌شود و اين مرحله‌اي است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراين ما يك ملت «دوستدار علي (ع) » ‌هستيم، اما نه «شيعه علي (ع) »‌! چراكه شيعه علي (ع) همچنان كه گفتم علي (ع) ‌وار بودن، علي (ع) ‌وار انديشيدن، علي (ع) ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علي (ع) وار مسؤوليت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علي (ع) ‌وار زيستن، علي (ع) ‌وار پرستيدن و علي ع) ‌وار خدمت كردن است

---------------------------------------------------------

آدمی می تواند خود را بکشد،اما نمی تواند
تصمیم بگیرد که نفهمد

آگاه باشیم تا با اشباع علمی،خود را از نظر فکری
اشباع یافته احساس نکنیم

وقتی زور جامه تقوا می پوشد فجیع ترین
شکل تاریخ بوجود میآید .

به    پذیرفتن آنچه را که پذیرفتنی نیست
مومن شدن، عین خریت است

کسانیکه تن به هر ذلتی می دهند تا زنده بمانند
مرده های خاموش و پلید تاریخ اند

وقتی در صحنه ی حق وباطل نیستی
هر کجا خواهی باش ، چه به نماز ایستاده باشی
چه به شراب ،هر دو یکی است

قناعت یعنی " آزاد شدن از زیر اسارت مصرفهای
تحمیلی و مصنوعی "نه به کم ساختن و
فقر پرستی که این خود ذلت است

دعا هرگز جانشین وظیفه نمی شود

-------------------------------------------

(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 4:59 |

این هم ترانه ای برای تغییر ذائقه

------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------------

خاک خونین Lyrics

علیرضا عصار » مولای عشق » خاک خونین

» شاعر : مهدی شریفی
» آهنگ ساز : فواد حجازی
» خواننده : علیرضا عصار
» آلبوم : مولای عشق
» آهنگ : خاک خونین

چون قدم بر خاک خونين داشتی
بذر غيرت در زمين می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آميختی
در رکوعت می به ساغر ريختی

قبلهء تو عشق و مستی، قتلگاه
اين مشايخ قبله‌هاشان بر گناه

گويمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دو رو

سجده بر پست و رياست می کنيم
با خدا هم ما سياست می کنيم

کو نشانی که شما اهل دليد
جملگی تان بر نماز باطليد

می چکد شک بر سر سجاده‌ها
وای از روزی که افتد پرده‌ها

ما خدايان زيادی ساختيم
مال مردم را به خود پرداختيم

چون قدم بر خاک خونين داشتی
بذر غيرت در زمين می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آميختی
در رکوعت می به ساغر ريختی

(شير حق برخيز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد

کاخ‌ها گرديده مسجد ، سرفراز
صد رکعت تزوير دارد هر نماز) تکرار

سجده در مسجد حسينا مشکل است
اين بنا از دل نباشد، از گل است

اين خصان با مال مردم زند‌ه اند
جملگی اندر نماز و سجده‌اند

دم ز راه و رسم سلمان می زنيم
لاف اسلام و مسلمان می زنيم

کاشکی از نسل سلمان می شديم
لحظه ای يک دم مسلمان می شديم

سجده بر پست و رياست می کنيم
با خدا هم ما سياست می کنيم

کو نشانی که شما اهل دليد
جملگی تان بر نماز باطليد

می چکد شک بر سر سجاده‌ها
وای از روزی که افتد پرده‌ها

ما خدايان زيادی ساختيم
مال مردم را به خود پرداختيم

چون قدم بر خاک خونين داشتی
بذر غيرت در زمين می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آميختی
در رکوعت می به ساغر ريختی
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 2:57 |

ادغام                                                          Conglomerate merger

ترکيب و اتحاد چند واحد توليدي که در بازارهاي کاملاً متفاوت فعاليت مي نمايند و کالاهاي مختلفي که هيچ ارتباطي با هم ندارند را توليد مي کنند.

ادغام (همانندی سازی)                   Assmilation    

از ریشه لاتینی در معنای عمل «همانند ساختن» گرفته شده است. از دیدگاه زیست شناسی، همانند گمردی یا ادغام، شامل عملیاتی است که از طریق آن موجودات زنده موادی را که در جسم آنان جذب می شود، به جوهر وجودی خود متبدل می سازند و همانند گردی اجتماعی فرایندی است که بر پایه آن افراد یا گروههای متعلق به فرهنگ ها و یا محیط های متفاوت در کلی همگن تبدیل یا دگرگونی می یابند. به طور کلی آمیختگی دو فرهنگ متفاوت در یک فرهنگ که شامل ویژگی های هر دو فرهنگ است.


ادغام افقی                                                       Tlorizontal merger

ترکیب دو واحد تولیدی که محصول مشابهی را در محدوده جغرافیایی خاصی به فروش
می رسانند.

ادغام عمومی                     Vertical integration

هماهنگ سازی متمرکز فعالیت های جهانی شرکت های فراملیتی

ادیان اخلاقی                                                    Ethical religions

ادیانی که به جاذبه اخلاقی یک «معلم بزرگ» (مانند بودا یا کنفوسیوس) وابسته اند، به جای اینکه بر پایه اعتقاد به موجودات فوق طبیعی استوار باشند.

اراده ملی                                                                             National will

خلق و خوی و روحیه مردم و شیوه نفوذ این عوامل در توانایی کشور برای جوابگویی به علایق امنیت ملی یا برای دستیابی به مقاصد ملی، عزم ملی، خواست مردم.

.(2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 4:27 |
-----

ریس جمهور در مجلس فرمودند اگر نمایندگان از علم مدیریت اطلاع داشته باشندمی دانند که مدیران استراتژیک نیازی به دانش و تجربه در کار جدید ندارند و همین که در کار قبلی موفق بوده اند نشان میدهد که در کار جدید هم موفق خواهند شد !!!؟؟(واقعا موفقیت های امثال علی ابادی و...معرف خاص و عام است)والله ما که در مدیریت سواد کمی داریم همینقدر می دانیم که مدیران به ۳ مهارت احتیاج دارند:فنی-ادراکی-انسانی و هرچه ار سطوح پایین به سمت مدیریت های عالی و استراتژیک برویم نیاز به مهارت های فنی(تخصص در شغل مورد نظر)کم می شود ولی به صفر نمی رسد و مدیران در هر سطحی نیاز به دانش و تخصص مربوطه دارند .بگذریم که مدیریت استراتژیک ذاتی و هنرمندی نیست و دانشی بسیار تخصصی است که تصدی ان نیاز به دانش و تجربه بیشتری دارد.ظاهرا بتدریج از دو ملاک مشهور تخصص و تعهد در این دوره دیگر همان تعهد!!کفایت می کند .!!هر چند بار ها من هم گفته ام همان ملاک تعهد کافی است .زیرا متعهد واقعی کسی است که کاری راکه بلد نیست قبول نمی کند واگر قبول کرد متعهد هم نیست .نماینده مخالف در مجلس می گوید از کاندید وزارت کار پرسیدیم شما که تخصص و تجربه این حوزه را ندارید چرا قبول کردید و ایشان گفتند که امر شد من هم قبول کردم (ارجاع به یادداشت مدیریت تکلیفی).چهره شرمسار وزیر کار در این لحظه دیدنی بود .اما بعد با اعتماد بنفس بالا سخن گفتند و ....خب رای اعتماد هم گرفتند !!مانند وزارت نفت و ......

-----------

 

داستان معرفی کاندیداهای وزارت هم بسیار اموزنده بود مثل معرفی اقای علی ابادی که ظاهرا قرار بود خدمات خود در عرصه ورزش را در وزارت نیرو هم ارایه دهند که هر دو هم با تخصص و تجربه ایشان بی ربط بود (قبلا در مورد مدیریت تکلیفی و اقای علی ابادی عرض کرده بودم که پیش بینی ام درست بود و ایشان اگر دفعه بعد برای محیط زیست معرفی شد تعجب نکنید) .

-----------

رای اعتماد نمایندگان هم جالب بود .گفته میشد حدود ۱۱ وزیر رای اعتماد نخواهند گرفت ولی با توصیه رهبری کوتاه امده و رای دادند !بلا تشبیه نمی دانم اگر مثلا شرکت مسافر بری تعدادی خودرو برای حمل مسافر در نظر داشته باشد و متوجه شود تعدادی از اینها ترمز ندارند یا موتور نیم سوز دارند با توصیه امام جمعه می توانند همه را خریداری نمایند و مردم را با ان جابجا نمایند؟و اگر اینگونه شد باید چه بگوییم و برای چه کسی متاسف باشیم ؟راننده خودرو یا شرکت مسافربری یا....

------------

رهبری از توسعه علوم انسانی و کثرت دانشجویان ان اظهار نگرانی کرده اند و در مقابل هم نمایندگان و کاندیداها تا توانستند در مجلس شعر خواندند .خب شعر و ادبیات هم از شاخه های علوم انسانی است و لذا می توان شک کرد که ایشان با این عمل خود در مقابل رهبر موضع مخالف گرفته اند و لذا التزام عملی ندارد و شاید قصد انقلاب مخملی دارند !الله اعلم

--------------

رهبری فرموده اند چرا در حوزه علوم انسانی بومی و دینی کاری نشده و نقشه راهی وجود ندارد .اولا ماشالله به وزارت علوم و اموزش پرورش و شورایعالی انقلاب فرهنگی و ده ها سازمان و متولی ریز و درشت دیگر که طی این سالهل میلیاردها بودجه گرفته اند اما هنوز حتی نقشه راه هم نداریم .منابع بجای خود (رای اعتماد اینطوری اخر موجب گله انطوری هم می شود .حالا هی ادم ضعیف انتخاب کنید)ثانیا در دوره دانشجویی در لیسانس تحت نظر دکتر باهر و به کمک اقای ایتی جزوه ای نوشتیم تحت عنوان کلیلت اقتصاد -نگرشی اسلامی  سالهل بعد پس از به روز رسانی در سال ۷۷ کتاب ان چاپ شد و سریعا تجدید چاپ گردید.این کتاب  یکی از مراجع اقتصاد اسلامی در حوزه نیز هست .اما در سال ۸۰ وقی برای بررسی کتاب به پژوهشگاه علوم انسانی دعوت شدم .دوست عزیزم اقای دکتر توکلی( که البته بعدا در شهید بهشتی با ایشان رفاقت پیدا کردم )ایراد گرفتند که دیواری از اسلام کوتاه تر نیست که هر کس به خود اجازه اظهار نظر در ان را می دهد .منظور ایشان هم ریش نداشتن بنده بود .باری سال قبل هم نامه ای به ناشر ارسال کردند که این کتاب ممنوع الچاپ است زیرا:

(اوردن نام پیامبر در کنار نام مارکس توهین به پیامبر است!!!-اوردن نام قران در کنار نام کتاب کاپیتال مارکس توهین به قران است و ....)تازه این در صورتی است که برای مجوز چاپ قبلا کلی از محتوی ان را حذف کرده بودند.

انشالله کل نامه را اسکن می کنم و روی وبلاگم می کذارم اموزنده است .به همین جهت من کتابی هم در زمینه مدیریت اسلامی داشتم که با کمک اقای دکتر ایتی نوشته بودیم که از خیر چاپ ان کلا گذشتم .رهبر می گوید کاری نشده یعنی علما خودشان کاری نکردند و نگذاشتند امثال من هم کاری کنیم .خب معلوم است که وضع همین می شود .وقتی علم مقدس شد چگونه می شود در اقتصاد از مارکس نام برد و منکوب نشد .این حوزه حوزه ای است مخصوص بعضی اساتید که اغلب هم انقدر گرفتاری  دارند که رتق و فتق امور مملکتی جایی برای تحقیق نگذاشته و همین که با روزی ۱۸ ساعت خدمت خالصانه بتوانند در ان ۶ ساعت باقیمانده هم بخوابند و هم به خانواده برسند و مدارک مهندسی و دکترای خود را بگیرند کفایت می کند .

------------------------------------

با این نحوه انتصابات در کشور ما همان بهتر که حرف رهبری را حداقل در رشته های مدیریت فورا اجرا نمایند و اگر شد ان را کلا حذف نمایند تا اساتید و دانشجویان گمراه حداقل در جهل مرکب ابد الدهر نمانند و فکری به حال خود کرده یا تغییر رشته بدهند یا ....از ما گذشته حداقل فکر این جوانان باشید تا امید و ایمانشان از دست نرود.

-----------------------------------

اعلام کرده اند که قرار است با شدت مسئله حمله به کوی دانشگاه را پیگیری و عوامل را مجازات نمایند .الحمدلله که قرار است غیر از عوامل انقلاب مخملین عوامل حمله به کوی دانشگاه را هم شناسایی و مجازات کنند .فقط نکته اینجاست این عوامل خود سر خیلی ناقلا و زرنگ هستند و مثل عوامل کودتای مخملین نمی توان انها را به سادگی شناخت و به دادگاه اورد .فرضا هم که شناخته شوند نمی توان از انها اعتراف گرفت و مدرکی هم که نداریم لذا مانند حمله ۱۰ سال قبل کلی امدند و رفتند و اخر سر رییس و مدیر شدند و فقط یک سرباز وظیفه بدبخت به جرم سرقت ریش تراش محکوم شد!!!با توجه به اینکه زدن ریش حرام است و ریش تراش مال حرام است و مال حرام نیز ملکیت ندارد ان سرباز را نیز بیخود محکوم کردند و کلا ان ماجرا مقصری نداشت .ایندفعه نیز احتمالا چنین خواهد شد .لذا بنده از طرف اسیب دیدگان وساطت می کنم که خدای نکرده سرباز وظیفه ای دیگر بیخود محکوم نشود و ظلمی به کسی نگردد که راضی نیستیم .انشالله خدا خودش جزای لازم را می دهد و نیازی به زحمت عزیزان نیست چون فعلا هنوز کسی شناسایی نشده و وقتی طی ۲ ماه هنوز نمی دانیم چه کسی حمله کرده بعدا هم بعید است کسی پیدا شود .

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 17:9 |

اختيار                                                      Authority

عبارت از قدرت تحليل فرمانبرداري است که ناشي از قبول دستور مافوق از طرف زيردست
مي باشد , يعني منشأ اختيار قبول ضمني دستور و تمايل کارمندان به اطاعت از آن است

اختيار تخصصي (كاركردي)                      (Functional Authority)

شرايط پيچيده سازماني، به مرور، موجب شده كه به واحد يا عضو ستادي در زمينه تخصص، اختيار صدور دستورالعمل داده شود.

- اختيار تخصصي اشاره مي كند به وضعيتي كه اختيار ستادي يك واحد يا عضو ستادي گسترش يابد، و فراتر از وظيفه عادي عضو ستادي شود.(1)

- به عبارت ديگر، حق صدور دستورالعمل به ساير واحدها و كنترل فعاليتهاي آنها در ارتباط با مسئوليتهاي خاص ستادي، به عنوان اختيار تخصصي معروف است.(1)

- امروزه نياز به اختيار تخصصي در سازمانها واقعيتي اجتناب ناپذير است و ضرورت ايجاد هماهنگي و وحدت عمل ميان صف و ستاد و كاربرد فارغ از دغدغه و مانع تخصصي در ايفاي وظايف سازماني، اعمال اختيار تخصصي را موجه مي سازد.(1)

اختيار رسمي                     Formal Authority

اختيار رسمي و قدمت ناشي از آن وسيله انجام دادن وظايف و مسئوليتها براي رسيدن به هدفهاي سازمان است به عقيده سايمون (1957) اختيار يعني قدرت تصميم‌گيري براي هدايت فعاليتها و اعمال ديگران. فايول اختيار را به عنوان حق صدور دستور و طلب اطاعت از آن تعبير كرده است.

اختيار سنتي                  Traditional Authority

  اختيار سنتي بر باوري محرز استوار است مبني بر اينكه، مقام كساني كه درگذشته اعمال اختيار مي كردند مقدس است. اطاعت از اين نوع اختيار ديني است به مقام اختيار كه به طور سنتي مقدس. اطاعت از اين نوع اختيار ديني است به مقام اختيار كه به طور سنتي مقدس بوده است و كسي كه اين مقام را اشغال مي‌كند اختياري را كه به وسيله سنن و رسوم گذشته مقرر شده است به ارث مي‌برد. به عنوان مثال در مدرسه دانش‌آموزان ممكن است اختيار مقام و معلم را بپذيرد به اين دليل كه والدين و اجداد آنان قبل از ايشان پذيرفته‌اند.

اختيار سنتي كه بر رسوم و سنن فرهنگي و ارزشهاي اجتماعي مبتني است. اختيار سنتي براين باور و اعتقاد استوار است. كه مقام و پايگاه كساني كه درگذشته اعمال اختيار و اقتدار مي‌كردند و رسوم و سنن و ارزشهاي مربوط به آن مستلزم احترام است. بنابراين، منصب اختيار مورد حرمت و اطاعت است و شخصي كه آن ا اشغال مي‌كند اختيار مربوط به آن را كه به موجب رسوم و سنن گذشته معين و مقرر گرديده ارث مي‌برد. مثلا در زمينه آموزش و پرورش، اقتدار مقام معلم و شخص معلم از آن جهت نافذ است كه رسوم و سنن فرهنگي، از قبل، آن را حرمت و مشروعيت بخشيده است.

اختيار فرهمند(فرمند)            Charismatic  Authority

اختيار فرهمند به طرفداري خارق‌العاده متكي است كه به واسطه اعتماد شخصي نسبت به او و صفات شايان تقليدش رهبر است. اختيار فرهمند به غير منطقي و عاطفي و هيجاني بودن تمايل داشته و شديدا به صفات شخصي و خصايل ويژه رهبر بستگي دارد. اختيار رهبر فرهمند در درجه اول تابعي از جاذبه غلبه كننده شخصي وي و مخصوصا يك جهت‌گيري مشترك است كه از داخل گروه ظاهر مي‌شود و تعهد شديد هنجاري و همذات شدن با شخصي با شخص رهبر به وجود مي‌آورد از اين رو، دانش‌آموزان ممكن است به خاطر "صفات" شخص معلم از دستورهاي كلاس پيروي كنند.

اختيار فرمند مبتني است ب اعتقاد و اطمينان بودن و واجد بودن صفات خارق‌العاده كه به خاطر مورد اعتماد و اطمينان بودن و واجد بودن صفات نمونه به رهبري رسيده است. اختيار فرمند معمولا عاطفي انفعالي و غيرعقلاني است و قويا به صفات و خصايص شخص رهبر بستگي دارد و اختيار رهبر فرمند، در اصل، تابع جاذبه غلبه كننده شخصي است، و نوعا يك جهت‌گيري ارزشي مشترك در ميان گروه پديد مي‌آيد كه تعهد و پاي‌بندي شديد هنجار گونه‌اي به رهبر و شوق وافي به همانند گردي با او به وجود مي‌آورد. مثلا در قلمرو آموزش و پرورش، دانش‌آموزان يك كلاس را بر اثر جذبه شخصيتي يك معلم، رهنمودها و دستورات آموزشي او را با شوق و رغبت اطاعت مي‌كنند و رغبت اطاعت مي‌كنند و از لحاظ رفتاري مي‌كوشند او را سرمشق خود قرار دهند.

اختيار قانوني                     Legal Authority

اختيار قانوني مبتني بر قوانين تصويب شده است كه مي‌تواند با روشهاي رسمي و صحيح تغيير كند. در اين اختيار اطاعت در قبال خود شخص يا مقام نيست بلكه نسبت به قوانيني است كه اين قوانين مشخص مي‌كنند از چه كسي و تا چه اندازه بايد اطاعت كرد به عبارت ديگر، اختيار قانوني فقط به موجب قوانين رسمي و فقط در حيطه اختياري كه در ادارات وجود دارد به اشخاص و مقامها تفويض مي‌شود. در يك مدرسه اطاعت در قبال اصول غير شخصي است كه بر اداره سازمان حكمفرماست.

اختيار قانوني كه منشاء آن قوانين و مقررات عقلاني است كه براي نظم اجتماعي وضع مي‌شوند اختيار قانوني مبتني است بر قوانين مصوبي كه با رويه‌هاي صحيح رسمي قابل تغييرند. در اينجا اطاعت از شخص يا مقام و منصب در ميان نيست بلكه اصل، اطاعت از قانون است. قوانين مشخص مي كنند كه از چه كساني و تا چه اندازه بايد اطاعت كرد به عبارت ديگر اختيار قانوني فقط به موجب قوانين رسمي و در حيطه معين و محدودي به مناصب و اشخاص تفويض مي‌شود. در سازمانهاي آموزش و پرورش، نظير ساير سازمانهاي رسمي، قوانين مصوب بر امور و فعاليتهاي رسمي آموزش و پرورش حاكميت دارند.

اخلاق                               Moral   

در جـوامع گونـاگـون، اخلاق در مـديـريـت و بـه خصوص در سـازمـان ها، اهـميت خـاصـي داشـته است، زيرا به رفتار و عملکرد کارکنان مربوط مي شود. از ديدگاه مديريتي، اخلاق را مي توان چنين تعريف کرد: مقررات و اصولي که اشاره بر درست يا نادرست بودن رفتار و عملکرد کارکنان يا مردم دارد.

ادراک                                                                              Perception

ادراک فرايندي است که بدان وسيله فرد احساس خود را تفسير مي نمايد تا بتواند به محيط خود معني بدهد. مدير بايد اين مطلب را بداند که واکنش کارکنان براساس برداشت آنان قرار دارد نه براساس واقعيت

ð- ادراک ماحصل تجزيه و تحليلهاي مغز و تعبير و استنباط و تفسير اطلاعات مکتسبه بوسيلۀحواس مي باشد. (1)

ð- ادراک به يک معنا مفهوم يافتن محرکهاي مختلفي است که به حواس ما مي رسد درواقع تامحرکهاي مختلف سمعي و بصري معنا و مفهومي نيابند، ادراک آنها مقدور نخواهد بود.(2)

ð- ادراک شناخت احساس و معنی و مفهوم يافتن آن است مثلاًگرفتن اثر صوت – نور - درد و انتقال اثر آنها به مراکز عصبي را احساس مي‌ناميم امّاتشخيص اين که صورت رسيده ناشي از لرزش سيم يک سنتور يا تارهاي صوتي يک بلبل و يا يک قورباغه است. ادراک ناميده مي‌شود. دريافت نور را احساس مي‌ناميم‌، امّا تشخيص اين که نور رسيده ناشي از نور يک شمع يا يک چراغ است‌، ادراک نام دارد. در ادراک، تفکر و انديشه وجوددارد ،بنابراين ترشح غدد بزاقي، عرق کردن بدن درگرما بالرزيدن آن در مقابل سرمارا نمي توان ادراک ناميد ، درحقيقت تجسم يک غذاي خوشمزه و به دنبال آن ترشح بزاق باز کردن پنجره هاي اتاق بدليل گرما يابستن آنها بعلت سرما مي توانند ادراک به حساب آيند .(3)

ð-ادراک عبارت است از کشف، بازشناسي و تفسير انگيزه حسي، کودک به بيرون ازپنجره نگاه مي‌کند و طرحهايي از روشنايي، تاريکي ورنگها را مي‌بيند. کودک از اين گوناگوني، اطلاعاتي استخراج مي کند، بدين ترتيب اين طرح بصورت منظره خياباني ادراک مي شود.(4)

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 17:22 |
این مقاله در همایش منطقه ای بیمه از جمله مقلات منتخب بود .مورد تقدیر قرار گرفته و ارایه گردید .

چکیده

دستيابي به عملكرد موثر در هر موسسه اقتصادي مستلزم شناخت فعاليت‌ها و چگونگي انجام عمليات آن است كه تحقق آن از راه تجزيه و تحليل جريان گردش اطلاعات و بررسي سبك مديريت مديران موسسه امكان‌پذير مي‌باشد. توفيق در اين زمينه به آگاهي از دانش فن‌آوري اطلاعات، آشنايي با سيستم‌‌هاي اطلاعات مديريت و آگاهي نسبي از فن‌آوري رايانه و طراحي و استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي نياز دارد. اين تحقيق در پي سنجش تاثير كاربرد سيستم‌هاي اطلاعاتي (IS) بر بهبود رتبه‌بندي شركت بيمه كارآفرين بوده و در اين راستا هشت شاخص رتبه‌بندي در نظر گرفته شده است. از پرسش‌نامه جهت سنجش شاخصهاي "رضايت‌مندي كاركنان"، "رضايتمندي مشتريان" و "سطح روابط با عرضه‌كنندگان مالي" و از مصاحبه با مديران جهت سنجش شاخصهاي "موقعيت استراتژیک" ، "جایگاه رقبا" و "سياستهاي مالي" و در نهايت از جمع‌آوري داده‌هاي كمي براي سنجش شاخصهاي "سودآوري" و "سهم بازار" شركت مذكور استفاده شده است. تحليل نتايج حاصل از پرسش‌نامه نشان مي‌دهد كه اطلاعات صحيح و اطلاعات جامع عوامل موثري در ارتقاء سطح رتبه‌بندي شركت مذكور مي‌باشند اما اطلاعات مرتبط و نظام جامع كنترلي نقش كم‌رنگ‌تر در اين خصوص ايفا مي‌كنند. نتايج حاصل از بررسي داده‌هاي كمي نشان مي‌دهند كه وجود سيستم‌هاي اطلاعاتي رايانه‌اي در شركت مذكور تا اندازه زيادي موجب افزايش سهم بازار و سودآوري شركت موردنظر گشته است و سرانجام اينكه براساس نتايج حاصل از مصاحبه با مديران موقعيت استراتژيك، سياستهاي مالي و واكنش در مقابل رقبا تا اندازه‌ زيادي تحت تاثير كاربرد سيستم‌هاي اطلاعاتي و فن‌آوري اطلاعاتي بوده و كاربرد اين سيستم‌ها در اين سازمان بطور قابل توجهي در اين حوزه‌ها موثر واقع شده است.

واژگان کلیدی:

سیستم،اطلاعات،سیستم اطلاعاتی

-------------------------------------------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------------------------------------

 

دکتر داود محمدی-عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد جنوب

محمدرضا ابراهیمی (دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی  دانشگاه شهید بهشتی)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 16:30 |

در مطلب قبل عرض شد که نکاتی از مباحثم در برنامه ارتباط نزدیک حذف شد .اکنون محور اصلی ان مباحث را کوتاه عرض می کنم : در ان جلسه مانند برخی محافل دیگر عرض کردم با اصطلاح مهندسی فرهنگ مشکل دارم و استفاده از ان را مناسب نمی دانم چرا که اصولا فرهنگ از جنس نرم است و مهندسی از جنس سخت .ثانیا در مهندسی فرهنگ این معنی متبادر می شود که ما می توانیم یا حداقل می خواهیم که فرهنگ مردم را دستکاری کرده و تغییر دهیم .شاید با نیت خوب می خواهیم ان را در قالبی بریزیم که برایش تعیین کرده ایم  و بنظرمان الگوی مطلوبی می اید .در صورتی که فرهنگ یک جریان سیال و منعطف است که در طول زمان شکل گرفته و شامل کلیه ارزشها و اداب و رسوم و هنجارها و هنر های یک جامعه است و نمی توان بصورت دستوری و کوتاه زمان ان را مهندسی کرد .اشکال دیگر انست که این گونه اصطلاحات یاداور حکومت های ایدولوگی است که در طول تاریخ سعی در کنترل جامعه از طریق یکسان سازی و مطیع و متعبد ساختن انان داشته اند نمونه ان در تاریخ معاصر شوروی سابق است که از هنر گرفته تا کلیه امور حتی شخصی افراد تحت کنترل و مدیریت حکومت بود .خصوصا که در کنار این لفظ از اصطلاحات نظامی مانند (مقر فرماندهی خط مقدم جبهه فرهنگی )برای شورایعالی انقلاب فرهنگی و یا (افسران خط مقدم جبهه فرهنگی)برای دانشجویان !!استفاده گردد.مجموعه این موارد باعث می شود که تلقی مطلوبی از کارکرد سازمان های فرهنگی مانند وزارت ارشاد و یا صدا و سیما و...حاصل نگردد و ایشان را بجای فرهنگ سازی در حال جریان سازی ببینیم و......البته اقای دکتر رویایی در پاسخ نکاتی را فرمودند که بنظرم ان ها نیز حذف شد مانند اینکه ایشان فرمودند :استفاده از لفظ مهندسی فرهنگ در کشور ما به معنای توتالیتری در حکومت نیست و منظور مسئولان این نبوده !!!  ......دوستان فر هنگی نظرات خود را در این مورد به اشتراک بگذارند تا همه استفاده نماییم .موفق باشید

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 16:6 |
مدتها بود که قصد کرده بودم به تلوزیون نروم شاید یک سال .از رفتار بیشتر تهیه

کنندگان و عوامل دلگیر بودم به جهت برخورد های توهین امیزشان و پخش تکه تکه 

 شده صحبت هایم .تا این ایام که با رفتار وقاحت امیز صداو سیما در مسئله انتخابات

قصد کردم دیگر در این رسانه حاضر نشوم .(البته حساب برخی از صدا سیمایی ها که

ارادت دارم جداست اما جو حاکم همین است. نمونه ای از بیست و سی هستند)

خلاصه تا اینکه یکماه قبل اقای دکتر رویایی تماس گرفتند و اصرار که در برنامه ارتباط

نزدیک با موضوع مدیریت فرهنگی باید بیایی .هر چه من گفتم من دیگر تلوزیون نمی

روم اثری نکرذو من به حرمت استادی قبول کردم اما شرط کردم که در میز گرد حاضر

نمی شوم و هیچ صحبتی نمی کنم .فقط یک گوشه می نشینم و نظاره می

کنم .متاسفانه وقتی برای ضبط رفتیم دیدم مجری اقای غفاری از دوستان خوبی

است که بیش از ۳۵ برنامه با ایشان در شبکه ۴ کار کرده ام .من پژوهشگر و نویسنده

 و کارشناس بوده ام  و ایشان به عنوان مجری کمک کردند تا بحث های چالشی با

مقامات داشته باشیم .باری بعد از خوش و بش در موقع ضبط من هیچ نگفتم و اگر

دقت کرده باشید اول بار اقای غفاری رو به من می کند و سوال می پرسد و من ناچار

 پاسخ دادم اما بعد روحانی در جلسه نکاتی گفتند که احساس کردم توهین شده و

 باید پاسخ دهم لذا وارد بحث شدم و نکاتی عرض کردم و ایشان نیز جا زد و همراهی

نمود .بماند که قرار بود یک جلسه ضبط باشد که با پررویی عوامل تولید که مثل

همیشه می خواهند تا می توانند بدو شند یکسره برنامه سوم را هم ضبط کردندهر

 چه هم گوشه کنایه زدم اثری نکرد .

 .من هم دیگر طاقت نیاوردم و وسط ضبط با داد و بیدادو عصبانیت و

اظهار اینکه برای همین گفته بودم نمی ایم چون صداو سیما ی ها نه شان سرشان

می شود و نه احترام و فقط مردم را به مضحکه گرفته اند .جلسه را ترک کردم .فقط ا

ز دکتر رویایی و اقای غفاری عذر خواستم.اگر دقت کنید برنامه سوم ناگهان پایان می

 گیرد و من در تیتراژ پایانی بین حضار نیستم .انشالله در نوشته ای دیگر مطالبی که

گفتم و پخش نشد را می اورم .

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 18:38 |