تبليغاتX
دکتر داود محمدی

آثار و فوايد جنبي (بيروني)                                 External benefits

چنانچه فعاليت اقتصادي يک فرد يا يک واحد توليدي منافعي براي ديگران ايجاد کند، آن را فايده جنبي يا آثار جنبي مي گويند.

آداب و رسوم (شيوه هاي قومي)                 Folk ways

شيوه هاي معمول و آموخته رفتار در درون جامعه به عبارتي کاربرد معمولي زندگي روزمره و قراردادهاي مربوطه به آن

آربيتراژ                                                                      Arbitrage

آربيتراژ به خريد يک کالا در بازار ارزانتر و فروش همزمان کالا در بازار گرانتر اطلاق مي شود. به نتيجه اين عمل برابر کردن قيمت يک کالا در بازارهاي مختلف است, به استثناي اختلاف قيمت هايي که ناشي از هزينه حمل و نقل, ريسک و خطر خواهد بود.

آرمان شهر، مدينه فاضله                           Utopia

معنـاي دقيق واژه «نيست در جهان» يـا سـرزميني اسـت که وجـود نـدارد. ايـن مفهوم در آغاز، عنـوان اثـر برجسـته اي بـه زبـان لاتيني از تومـاس (Thomas more) بـود. او بـا اين مفهـوم، مـدينـه کامل و حکومت آرماني را توصيف مي کرد. امروزه اين واژه اغلب در جهت نشان دادن روياي کمال اجتماعي که امکان وصول بدان نيست، همچنين تعبيه خيالي و غيرقابل تحقق سازمان سياسي، اجتماعي و اقتصادي به کار مي آيد. به عبارتي، کشور خيالي يا مدينه فاضله يا دولت ايده آلي که بعضي از فيلسوفان در ذهن پرورانده اند. اين واژه در استعاده براي طرحهاي غير عملي و خيال پرستانه به کار مي رود.

آرمانهاي ملي                National Aspirations

مجموعه ارزش هايي است که مردم يک کشور يا يک دولت خواستار دستابي به آنها هستند. آرمانهاي ملي را هم رديف يا بالاتر از اهداف ملي دانسته اند.

آزادي سخن (بيان)                   Free speech

اصلي که در جوامع مردم سالار به عنوان حق طبيعي براي انسانها شمرده مي شود و براساس آن شهروندان مي توانند آزادانه مسائل سياسي را طرح و تحليل نمايند.

آزادی ورود (به صنعت) و خروج (از صنعت) Freedom of entry and exit

یکی از مشخصات بازار رقابت کامل, آزادی ورود به صنعت و آزادی خروج از صنعت است و منظور این است که هیچ گونه محدودیتی برای ورود واحدهای تولیدی جدید به صنعت در بلند مدت و همین طور خروج این واحدها از صنعت نباید وجود داشته باشد.

آزاديابي قيد                                                           Foot loose

اين واژه مربوط به هنرمنداني مانند مجسمه سازان و نقاشان مي شود که لزومي ندارد که خود در شهر ساکن باشند. تنها چند ديدار در سال با يک فروشنده کافي است تا يک ارتباط برقرار شود. براي مثال جورجيا اکيفي در نيومکزيکو زندگي مي کند و اين در حالي است که آثار او در نيويورک به نمايش در مي آيند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:19 |
100چهره‌سال به‌ انتخاب ‌تایم

100چهره‌سال به‌ انتخاب ‌تایم

جامعه  - هفته‌نامه تایم، نام 100 نفر از مؤثرترین چهره‌های سال جاری را منتشر کرده است.

 تحریریه این نشریه معتبر و پرفروش از مخاطبان نسخه آن‌لاین خود خواسته بود از یک فهرست 208 نفری به کسانی رأی بدهند که به نظرشان بیش از دیگران، جهان ما را در سال 2009 تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. نتیجه این نظرخواهی تایم، 105 نام از بین «رهبران و انقلابیون»، «سازنده‌ها»، «هنرمندان»، «چهره‌ها و قهرمانان» و «دانشمندان و متفکران» بود. جالب این‌که یادداشت مربوط به هریک از این 105نفر برگزیده را یک چهره برجسته و شناخته‌شده دیگر نوشته است.در اینجا به زندگی چند نفر از این لیست نگاهی می اندازیم:

باراک حسین اوباما
47ساله
رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا
حضور قبلی در فهرست 100 نفره تایم: 3 بار

چرا؟

او بر ماشین تبلیغاتی کلینتون و ارتش تخریبی مک‌کین و گذشته نژادپرستانه آمریکا غالب آمد و با کسب‌کردن حدود 53 درصد از آرای آمریکایی‌ها، شغلی را به دست گرفت که نخواستنی‌ترین شغل دنیا در اوضاع جاری به نظر می‌رسد.

چرا نه؟

برای کسی که با شعار تغییر رأی آورد، انتصاب‌ها و انتخاب‌های او برای کابینه‌اش اصلاً قانع‌کننده نبود.

گوردون براون، نخست‌وزیر بریتانیا:
اگر به آخرین لحظات اجلاس جی20 در لندن اشاره کنم، چیزی از اطلاعات محرمانه را فاش نکرده‌ام. این اولین اجلاسی بود که اوباما به عنوان رئیس‌جمهور در آن شرکت می‌کرد. با یک استثنا، او جوان‌ترین رهبر در آن اجلاس بود، جدیدترین در جایگاه خودش، و بیشترین ریسک وجود داشت برای این‌که به نظر برسد آمریکا دارد به جای رهبری‌کردن جهان برای آن خطابه صادر می‌کند. او به‌نرمی و با فروتنی راستینی، در این باره حرف زد که چطور می‌توانیم به جای ترس مردم از آینده ایمان آنان به آینده را بنشانیم، و چه‌طور می‌توانیم به گذشته نگاه کنیم تا پتانسیل‌هایی که به ما می‌دهد را ببینیم. بارها و بارها افراد مختلف درباره توانایی اوباما در گوش‌کردن گفته‌اند. توانایی خاص او، شنیدن چیزی است که واقعاً گفته می‌شود.

 اولین‌باری که او را دیدم از این‌که به‌ندرت آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی را مخلوط می‌کند، جا خوردم. او در رهبری‌کردن توانایی ذاتی دارد و این را با ظرفیت‌های ذهنی و روحی که همیشه در پی‌اش بوده، در هم آمیخته است. اوبامای 47ساله به عنوان اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا، همین‌حالا هم نشان داده می‌توان به دست‌نیافتنی‌ها دست پیدا کرد. البته بلاغت او هم بی‌نظیر است. ولی شجاعت او برای اولی‌بودن، رهبری‌کردن و تجربه‌کردن آن‌چه هیچ‌کس تجربه نکرده، بی‌شک بی‌نظیر است. درباره سیسرو نقل شده که وقتی مردم به او گوش می‌دادند، رو به هم‌دیگر می‌گفتند: عجب سخنرانی‌ای! ولی وقتی دموستنس حرف می‌زده، مردم رو به یک‌دیگر می‌گفتند: بیایید رژه برویم! حالا مردم دارند با اوباما رژه می‌روند.

توییتری‌ها؛ جک دورسی و بیز استون
به‌ترتیب 32 و 35ساله
بنیان‌گذاران توییتر
حضور قبلی در فهرست 100 نفره تایم: نداشته‌اند

چرا؟

برنامه سرراست آن‌ها با محدودیت 140 نویسه‌ای برای به‌اشتراک‌گذاشتن وضعیتی که کاربران در آن‌ها به سر می‌برند، از یک ایده اولیه و خام یک زیرساخت رسانه‌ای فرز و فراگیر برای مستندکردن رخدادهای عمده در زمان واقعی بیرون آورد؛ رخدادهایی مثل حمله‌های تروریستی به بمبئی و فرود پرواز شماره 1549 در نیویورک.

چرا نه؟

با وجود شمار ش میلیونی روبه‌فزونی اعضای این سایت، هنوز امکان سودآوری این وب‌سایت دور از دسترس به نظر می‌رسد.

اشتون کوچر:
سال‌ها بعد که امروز ِ ما به تاریخ تبدیل می‌شود، نام دورسی و استون در کنار نام کسانی مثل ساموئل مورس، الکساندر گراهام بل، گوگلیگمو مارکونی، فیلو فرانس‌وورس، بیل گیتس و استیو جابز می‌آید چون ابداع ‌توییتر در حد ابداع رمز مورس و تلفن و رادیو و تلویزیون و کامپیوتر شخصی، مهم و تعیین‌کننده است.

در دریای فناوری‌های وب2,0، توییتر -یک ابزار ریزبلاگ‌نویسی که هر ورودی یا توییت را به 140 نویسه محدود می‌کند- توانسته پیام‌های آنی در وب و شبکه‌های اجتماعی را ارتقا دهد. این یک شیوه نو و کاملاً بدیع ارتباطی است که توجه جهانی را بین مردم در هر سطح علاقه‌مندی به رسانه‌ها یا تأثیرپذیری از رسانه‌ها برانگیزد.

برای کسی مثل من که در ساختاری از ارتباطات پالایش‌شده - بسته‌بندی‌شده و رنگ‌وآب‌گرفته توسط سازمانی که مرا استخدام کرده - توییتر ابزاری تازه برای ابراز خودم و دست‌یابی به جریان‌های فرهنگی و دیدگاه‌ها و اطلاعات بوده است. توییتر، در اصلی من رو به اینترنت است و رسانه من برای به‌اشتراک‌گذاشتن محتوایی که خلق می‌کنم و حمایت از جنبش‌هایی که آن‌ها را به دلم نزدیک می‌بینم و سرمایه‌گذاری در ارتباطاتی که دوست دارم با افرادی با هر جور زندگی داشته باشم.

به نظر من، توییتر عرصه‌ای جدید برای انسانیت و ارتباطات است، نه افتخاری برای فناوری. حالا دیگر کلمه انقلاب، 140 نویسه جا می‌گیرد.

کوچر، یک شرکت رسانه‌ای دارد و فیلم تازه‌اش، «اشاعه»، در مردادماه جاری پخش می‌شود. او به‌خصوص با توییتر یک‌میلیونی‌اش معروف‌تر شد.

 برنی میداف
70ساله
سرمایه‌گذار

حضور قبلی در فهرست 100 نفره تایم: نداشته است

چرا؟

نام میداف، هدیه‌ای به روزنامه‌نگارهایی بود که تیترهایشان را با آدم‌های بد، بفروش می‌کنند. این تنها چیزی است که می‌توانیم درباره او بگوییم! ‌او همان کسی است که در اوج خبررسانی‌ها درباره بحران مالی جهانی، انگشت‌های اتهام به سوی او نشانه رفت. میداف با سرمایه‌هایی که از مشتریانش می‌گرفت، سود سرمایه‌های قبلی را می‌داد و به‌این‌ترتیب همیشه سرمایه‌های جدید بود که مشتریان را راضی نگه می‌داشت. او وقتی به خنسی خورد که بحران مالی دامن‌گیر همه شد و دیگر سرمایه تازه‌ای نرسید.

چرا نه؟

او نزدیک به 50 میلیارد دلار را در جریان معامله‌های کلاه‌بردارانه ضایع کرد، حساب‌های بانکی را در سرتاسر جهان خالی کرد، خیریه‌هایی که نزد او سرمایه‌گذاری کرده بودند را زمین‌گیر کرد، و به اقتصاد آمریکا لطمه جدی زد؛ اقتصادی که همین طوری‌اش هم آسیب‌پذیر شده بود.

 نورا الفایز
لیز چنی:

در عربستان سعودی، تغییرهای کوچک معانی عمیقی دارند. انتصاب نورا الفایز به عنوان وزیر آموزش زنان، چیزی در حد یک زلزله بود. الفایز که در دانشگاه ملک سعود و دانشگاه ایالتی یوتای آمریکا درس خوانده، اولین زنی است در تاریخ عربستان که به وزارت می‌رسد. انتصاب الفایز در اوایل دهه ششم زندگی او، مهم‌ترین نشانه انقلابی آرام است که از وقتی ملک عبدالله در سال 2005 به تخت نشست، آغاز شده است. پادشاه عربستان همچنین وزیر دادگستری، رئیس پلیس امر به معروف و نهی از منکر و وزیر آموزش را نیز با چهره‌هایی میانه‌روتر و اصلاح‌گرا جایگزین کرده است. اصلاح‌طلبان سعودی از این تغییرات و به‌خصوص انتصاب الفایز استقبال کرده‌اند اما آزمون اصلی به این بستگی دارد که آیا او اجازه پیدا می‌کند کارهایی صورت بدهد یا نه.

 مدت‌هاست که مسئله آموزش دختران به موضوع جدل در این پادشاهی تبدیل شده است. الفایز با دشواری‌های عملی نیز مواجه است. مثلاً او نمی‌تواند بدون زیرپاگذاشتن قوانین سختگیرانه مذهبی این کشور، با همکاران مردش چهره‌به‌چهره کار کند. به‌همین‌خاطر او گفته که جلسه‌هایش را با استفاده از دوربین مداربسته تشکیل می‌دهد. حضور او در ساختمان وزارتخانه، تأثیری فوری بر زنان سعودی داشته است. آنان تا پیش از این اجازه نداشتند وارد این ساختمان شوند. الفایز پس از انتصابش گفت: حالا من وزیرم و در اتاق من به روی همه باز است.

راهی که الفایز در پیش دارد، اصلاً آسان نیست ولی خودش امیدوار است که نتیجه تلاش‌هایش را ببیند.

*لیز چنی جایگاه‌های برجسته‌ای در وزارت خارجه دولت جورج دبلیو بوش داشته است.

  نیکولا سارکوزی
عیان حرصی علی:
«آن‌چه به من شکل داده و این شده‌ام که هستم، جمعی از همه تحقیرهایی است که در دوره کودکی‌ام تحمل کرده‌ام.» از بین همه نطق‌ها و خطابه‌ای رئیس‌جمهور فرانسه، نیکولا سارکوزی، این‌یکی از همه مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر است. به‌همین‌خاطر است که او حاضر نیست مظلوم‌نمایی را بهانه شکست یا جنایت یا ترحم‌پذیری کند. این نشان می‌دهد چرا او با کسانی که تحقیر شده‌اند همدردی کرده و آن‌ها را به جایی رسانده که به‌ندرت در اروپا به آن دست می‌یابند. سارکوزی به عنوان وزیر کشور در فرانسه، زنان مهاجر را تقویت کرد و به عنوان رئیس‌جمهور، سه پست در کابینه‌اش را به زنانی از خانواده‌های مهاجر آفریقایی‌تبار داده است.

سارکوزی 54ساله از وقتی وارد دفترش شده، با دشواری‌های زیادی از سوی افکار عمومی مواجه بوده است. منتقدانش را نادیده می‌گیرد و البته گاه بر آن انتقادها فائق می‌آید. شاید با تکیه بر آن‌چه از کودکی‌اش آموخته، او با فلسفه‌ای زندگی می‌کند که می‌گوید: ناله نکن! حرکت کن. وقتی همسرش او را پس از پیروزی در انتخابات ترک کرد، این مسئله را پذیرفت و در عوض زیباترین زن فرانسه را پیدا کرد و با او ازدواج کرد.

این مرد در زمانه دراماتیک‌ترین تغییرات بر سر قدرت است؛ زمانه‌ای که جهان ممکن است هر لحظه به سوی یک فاجعه هسته‌ای پیش برود. سارکوزی همواره به‌روشنی آمریکاگرا بوده است و با قدرت و مهارت‌های سیاسی که او دارد، می‌تواند بهترین هم‌پیمان ایالات‌متحده در ار وپا باشد. آیا او می‌تواند چرچیل اروپا شود یا صرفاً یکی دیگر از مردان فرانسوی است که کودکی اسفباری داشته است؟

*عیان حرصی علی، فعال حقوق زنان و نویسنده است.

 میشل اوباما
اوپرا وینفری:

میشل اوباما صرفاً به ما الهام نمی‌بخشد. او ما را با هوشمندی و ژرفا و شفقتش، تصدیق می‌کند. ما بهترین‌های خودمان را در او می‌بینیم و تعجب می‌کنیم که در هر حالی باشد، همواره خود خودش است.

من میشل 45ساله را اولین‌بار حدود 5 سال پیش دیدم؛ کمی پس از آن‌که سناتور باراک اوباما کنوانسیون انتخاباتی دموکرات‌ها را تکان داد. خیلی پیش از آن‌که حرف تبلیغات انتخاباتی اوباما برای ریاست‌جمهوری جدی شود، یادم است یک شب برای شام به خانه آن‌ها رفتم. فکر کرده بودم چون میشل هم مثل من تمام روز را کار می‌کند، لابد از بیرون غذا می‌گیرند. ولی این‌طور نبود؛ او آرام و آراسته در آشپزخانه داشت میگو و سبزیجات درست می‌کرد. زنی که من پنج‌سال پیش دیدم، با آن مهربانی و توجه و ملاحظه، همان زنی است که بعد از مراسم تحلیف در کاخ سفید دیدم. قدرت سیاسی او بعد از قدرت قلبش اهمیت دارد و من به این خاطر به او درود می‌فرستم. به او اعتماد دارم و می‌دانم که حرکت اشتباه نمی‌کند. او یک زن واقعی است.

  اوپرا وینفری
دایان سایر:

اصلاً مهم نیست که او تنها کسی است که ظاهراً قرار است هر سال در این فهرست تایم قرار بگیرد. او همیشه رو به پیش است، می‌جوید و تغییر می‌دهد؛ مثل سیاحانی که هر بار لنگر از ساحل بر می‌کشند، افق‌شان را از نو تنظیم می‌کنند. این ماه، اوپرای 55ساله 4270 اُمین ساعت از اجرایش در تلویزیون ملی آمریکا را پخش می‌کند. این برنامه، در واقع گفت‌وگو با آمریکا بوده از سال 1986. چیزی از کنجکاوی او کم نشده. همین‌طور میل و اشتیاق او برای باز ساختن نقطه‌های ویران‌شده جهان.


*مجری برنامه «صبح به خیر آمریکا» در شبکه ای‌بی‌سی

لیست کامل اسامی در ادامه:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:58 |

 

Roger Fisher و William Ury ، چهار قاعده اصلي را براي هدايت هر مذاکره ايي، پيشنهاد مي کنند :

1-افراد را از مشکل تفکيک کنيد. بر برخورد شخصيت ها يا من ضربه خورده، تمرکز نکنيد، بلکه بر مشکلي که نياز به راه حل دارد تمرکز کنيد.

2-بر منافع، نه بر موقعيت ها، تمرکز کنيد. اگر در موقعيت خاصي، گير بيفتيد، ممکن است به هدف واقعي مذاکره تان دست نيابيد. هميشه در جستجوي احتمالات جايگزين بايستد.

3-شيريني پاي بزرگتري درست کنيد. احتمالات ديگري را فراتر از آنچه که مخالف تان از شما مي خواهد تا با تفکر و انديشه درباره گزينه هايي که براي شما، هزينه کمتري دارد و براي آنها منافع زيادي دارد، را ايجاد کنيد.

4-بر استفاده از معيارهاي هدف، اصرار بورزيد، مانع از مذاکره ايي شويد که مورد اعتراض تمايلات با جستجوي استانداردهاي هدف يا معيارهايي است که مي تواند مورد استفاده هر دو طرف واقع شود تا منطقي بودن هر نوع موقعيت تأييد شده را، بررسي کند.

 

خلاصه پيشنهادات

1-35- شيوه مذاکره، مبتني بر نياز به حل يا سازش موضوعاتي که در آن تعارض منافع درباره نرخ مناسب شغلي بين آن دسته از افرادي است که استخدام مي کنند و افرادي که استخدام مي شوند.

2-35- در موضوعات جمعي، مذاکره مي تواند باعث رفع سوء ظن ها شود، قوانين و مقررات جديد را معرفي کند، موقعيت غير عملي مديريت را توجيه کنيد يا فهم و شناخت بهتري از موقعيت هاي مربوطه را ارائه کنيد.

3-35- در بين مشکلات مربوط به مذاکره، اتلاف وقت، فشار رواني و احتمال خطر وجود دارد.

4-35- متداول ترين استراتژي هايي چانه زني عبارتند از اجتناب، هموارسازي، اجبار، سازش يا رويارويي.

5-35- ابعاد آماده سازي عبارتند از : تعيين دستور کار، جمع آوري اطلاعات، تعيين استراتژي، توافق درباره اهداف و نقش ها.

6-35- مراحل مربوط به مذاکره جمعي عبارتند از چالش و اعتراض، حمله و يورش، تصميم گيري، تکرار رئوس مطالب، توافق در بيانيه مکتوب و تضمين تعهد طرفين.

7-35- در مذاکرات فردي، مذاکره کننده خواهان رسيدن به توافق در مورد موقعيت مناسب « معيار آزادي » مي باشد.

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:40 |

چه کسي در مذاکره، چه انجام خواهد داد ؟ استدلال غلط اين است که مذاکره به بهترين شکل توسط کساني هدايت مي شود که « به هنگام صحبت افراد، ديگران هم صحبت مي کنند » و « به مقتضاي وضعيت عمل مي کنند ». اين شيوه سبک و سياق رأي افکني و بحث گروه حل مشکل مي باشد و مذاکره، کاملاً متفاوت است. حل مشکل، بيانگر علايق مشترک است؛ مذاکره، بيان کننده، علايق متناقض بين گروه هايي است که در مباحثه با هم مخالف هستند. مذاکره کنندگان نياز به نقش خاصي دارند، نقشي که در آن باقي بمانند. نقش ها و وظايف عبارتند از :

1-مسند رياست : در اکثر مواقع، مديريت اين عملکرد را انجام مي دهد و يکي از تيم مديريت، رياست بحث و کنترل جلسه را به عهده خواهد گرفت.

2-وکيل مدافع : هر گروه نياز به فردي دارد که طرفدار اصلي باشد و موضوع را فصيح بيان کند و موضوع مخالف را هم بررسي کند. در اين حالت، بر بحث و بررسي و کنترل مباحثه، تمرکز مي شود. اگرچه در مورد وظايف رياست و وکالت ادغام شده در قالب يک فرد به دلايل وضعيتي، متداول است، اما مي تواند فشار زيادي به فرد وارد کند، چرا که همزمان هم بولينگ است و هم توپ گيري مي کند.

3-کارشناسان : سومين نقش و وظيفه، مربوط به کارشناس است. فردي که کاملاً جزئيات پيشنهاد مديريت يا تدابيري که زير سوال برده مي شوند را مي داند، و فرد ديگري که در مورد هر يک از نکات قانوني، توصيه متخصصانه ايي ارائه مي کند. تأکيد مهم براين موضع است که کارشناس، چه کاري انجام نمي دهد. فرد انتظار ندارد که اين مذاکره کننده خاص کاملاً در جريان مباحثه، قرار گيرد، چرا که سر درگم کننده است و از کنترل وکيل مدافع خارج مي شود. نقش کارشناس، ارائه پيشنهاد و رهنمون به هنگام نياز است، درست مانند خدمتگزاران شهري که قبل از حضور وزرا در کميته مجلس عوام، گزارشات را مرتباً ارائه مي کنند. مذاکره از مباحثه بدون ساختار بندي و زد و خورد، نفع نمي برد.

4-ناظران : نيازي نيست که تمامي افراد به منظور توجيه حضورشان، در حين سخنراني، حاضر باشند. اين وظيفه، بخش مهمي از وظيفه ايفاء شده توسط کساني است که کاري جزء نظارت بر بحث و بررسي ها را ندارند. آنها به لحاظ هيجاني، کمتر درگير فعل و انفعالات و امتيازدهي به نکات مي باشند، و قادر به ارزيابي موقعيت، در حين گسترش آن، هستند. هنگاميکه جلسه به وقت ديگري محول مي شود، غالباً ناظران، بحث و بررسي ايي را در قالب تيم شان آغاز مي کنند، تا استراتژي مجدداً تعريف شود و تاکتيک هاي بعدي، مورد بررسي قرار گيرد.

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:35 |

در آماده سازي براي مذاکره، مواردي وجود دارد که مذاکره کنندگان بايد قبل از شروع مذاکره، در ذهن شان آماده کنند.

 

حل يا سازش

تعارض قابل حل است، از اين رو احساسات و باورهاي اصلي مخالفت يا تناقض، از بين مي رود، حداقل در مورد موضوعاتي که باعث بروز تعارض شده است. داستان دو پسر بچه مدرسه ايي که چگونه بعد از يک دشمني طولاني، دستکش ها را در سالن ژيمناستيک به دست کردند و سپس با هم دست دادند و دوستان راسخ و هميشگي شدند، يک مثال فرضي از تعارض حل شده مي باشد. اين نوع سرانجام، فرجام رومانتيکي دارد و غالباً در موضوعات مربوط به روابط صنعتي، جستجو خواهد شد، چرا که بسياري از افراد به هنگام درگير شدن در روابط کاملاً خصمانه، احساس ناراحتي مي کنند.

 

به همين ترتيب، ممکن است تعارض و تناقض اصلاح شود، از اين رو براختلاف ها و تفاوت هاي ديدگاهي، پافشاري مي شود، اما برخي از شيوه زيست ها، شکل زندگي منطبق با موقعيت، کشف مي شود. از ديدگاه ضرورت و چاره ناپذيري تعارضي که در روابط استخدامي، بومي است، ممکن است سازش در مقايسه با حل مسئله، دورنماي متداول تري داشته باشد، ام سوال جالبي براي مذاکره کننده است تا به هنگام دسترسي به جداول مذاکره و چانه زني، درباره آن انديشه کند : کداميک – حل يا سازش ؟

 

ميزان تنش

اکثر مذاکره کنندگان بر اين باور هستند که آنها هيچ شانسي براي تعيين زمان بندي رويارويي ندارند. اين مسئله تا حدودي به دليل مخالفت و بي ميلي است ؛ به خصوص مديران تنها در مواقع ضروري، مايل به دسته بندي مذاکره هستند، و معمولاً ضرورت، بحران است. شيوه غير منفعلانه (به جاي انفعالي) باعث آغاز رويارويي ها مي شود تا حدودي هم سعي بر هدايت آنها به سوي زمان بندي هاي مطلوب و مورد نظر دارد.

ويژگي زمان بندي، ميزان تنش است. برخي از مذاکره کنندگاني که عصباني مي شوند و از کوره در مي روند، قادر به مستقيم ديدن، چيزها نيستند و در توهين و اهانت، زياده روي مي کنند :

تنش کمتر، و هيچ حقيقتي وجود ندارد به سازش برسند. زمان بندي ايده آل و متناسب، رسيدن به نقطه ايي است که در آن زمان، هر دو طرف براي رسيدن به سازش، داراي تمايل متساوي باشند.

 

تساوي قدرت

مذاکره موثر، به ندرت به استفاده محض از مزيت قدرت، محدود مي شود. بهترين سازش آن است که در آن، هر دو طرف بتواند منافع خودشان و منافع دو جانبه شان را تشخيص مي دهند. پيشينه هر مذاکره ايي، شامل قدرت نسبي منازعه کنندگان است. تساوي قدرت، سودمندترين مشخصه براي موفقيت است :

« درک و شناخت از نابرابري در قدرت، باعث از بين رفتن اعتماد مي شود، مانع گفتگو مي شود، و باعث کاهش احتمال نتيجه سودمند از رويارويي مورد نظر مي شود. نابرابري منجر به تحليل اعتماد در هر دو طرف رابطه نامتوازن مي شود؛ و مستقيماً هم بر فرد داراي قدرت پايين و هم بر فرد داراي قدرت بالا، تأثير مي گذارد. هر چقدر اختلاف قدرت، بيشتر باشد، نگرش ها، منفي تر مي باشد.

 

همزمان سازي

شيوه ها و مبادله هاي دو طرف نياز به ميزاني همزمان سازي دارد تا تضمين شود که شيوه در زماني ايجاد مي شود که طرف ديگر آماده پرداختن به آن نباشد. تعبير و تفسير مديريت از حق امتياز مديرانه غالباً باعث مي شود که مديران فوراً در جستجوي راه حل باشند. در حاليکه از مذاکره پيشدستي مي کنند. هنگاميکه آنچه که آنها به عنوان پيشنهاد مثبت مي نگرند، جبران نمي شوند، احتمالاً آن را بي نتيجه، نوميد کننده و نادرست در مي يابند : در عوض، خودشان را براي پيشنهادات طرف ديگر، آماده نمي يابند.

صراحت

بررسي و رسيدگي تعارض و ناسازگاري زماني، موثرتر و کارآمدتر مي باشد که شرکت کنندگان درباره حقايق موقعيت و احساسات شان درباره آن، با يکديگر صريح و صادقانه باشند. آمريکايي ها، تأکيد زيادي بر اين موضوع دارند، و ما بايد متوجه باشيم که صراحت از لحاظ فرهنگي، در آمريکا بيش از بريتانيا، قابل قبول است، اما به دغدغه  و نگراني آنها اشاره مي کنيم که مذاکره کنندگان بايد به احساس خشم و غضبشان اعتراف کنند تا اينکه احساسات شان را در پس فرضيه هاي خودبيني شان، پنهان کنند.

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 2:21 |

 

خواندن نوشته هاي Schmidt  و Tannenbaum (1960) و Lawence و Lorsch (1972) به مادر شناسايي استراتژي هاي مختلفي کمک مي کند که به منظور رويارويي يا برخي از تأثيرات احتمالي، تأييد مي شوند.

اجتناب

تا اندازه ايي، تعارض و تناقض، از طريق ناديده گرفتن آن، قابل کنترل است. براي مدتي، اين کار مانع از ظاهر شدن آن مي شود، از اين رو، بيش از آنکه فاش شود، پنهان و نهفته باقي مي ماند : خطر آن اين است که زماني که به ناگاه فوران کند، پرداختن آن، دشوارتر است. ديدگاه هاي مخالف، قابل شنيدن نيستند، مگر آنکه اسبابي براي بيان آنها وجوداشته باشد. مديريت سازمان در ارائه اينگونه اسباب، به خاطر، مثلاً، نداشتن پرسنل متخصص، شناسايي نکردن اتحاديه هاي تجاري و نشناختن نمايندگان کارکنان، ناکام و ناموفق است. اگر مديريت، دسته کارکنان را به گونه ايي سازماندهي کند که گويي اختلاف عقيده ايي وجود نداشته است، هر گونه اختلافي، کمتر مشهود خواهد بود و تجلي آن، فروکش مي کند. اين، استراتژي ايي است که حفظ آن به دليل گسترش حمايت قانوني از نماينده کارکنان، دشوار و دشوارتر مي شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 2:9 |

به همت دوستان انجمن علمی گروه روزشنبه ۱۲ اردیبهشت ساعت۱۴

 مراسمی در سالن میرداماد به مناسبت روز معلم برگزار می گردد .در این

جلسه ضمن سخنرانی دکتر رضایی و تقدیر از اساتید گروه خصوصا دکتر

 دبیرعسکری بنده نیز در خدمت دوستان هستم و در ادامه جلسه پرسش و

 پاسخ با حضار برقرار است .منتظر حضور گرم کلیه اساتید و دانشجویان

گرامی هستیم.

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:41 |

 

نيازسنجي

نيازسنجي عبارت است از كاربرد فنوني كه بتوان به كمك آنها اطلاعات مناسب را درباره نيازها گردآوري كرد و به الگوي نيازها و خواسته‌هاي فرد، گروه و جامعه دست يافت[1]. هدف اساسي نيازسنجي، توليد اطلاعات درباره‌ي كاربران است. از اين طريق مي‌توان مشاركت مسئولانه كاربران (مصرف كنندگان كالا يا خدمات)را جلب نمود. بر اساس آنچه «يوآ» منتشر كرده است، نيازسنجي فرايند نظام‌مند گردآوري و تحليل اطلاعات براي تصميم‌گيري درباره‌ي تخصيص منابع نسبت به تأمين خدمات و كالاهايي است كه بر اساس استانداردها و توافق همگاني، وجود آنها ضروري است، اما در حال حاضر جامعه فاقد آنها است. از طرفي براي تأمين آنها نوعي مسئوليت اجتماعي وجود دارد. بنا به عقيده «يورك» كه تعريف ساده‌تري از نيازسنجي ارائه داده است، نيازسنجي عبارت است از سنجش اين كه به چه چيز و به چه اندازه نياز است. «مك‌ليپ»[2] مي‌گويد: نيازسنجي فرايند نظم بخشي و اولويت‌بندي نيازهاي اجتماع است. فايده نيازسنجي اين است كه حدس، گمان، تعبير و تفسير را از اطلاعات موجود درباره‌ي نيازها دور مي‌كند و تغييراتي را كه در الگوهاي زندگي و رفتار مردم پديد مي‌آيد، شفاف مي‌سازد.

نيازسنجي پويا و مداوم از ملزومات اوليه جامعه‌اي است كه به مشاركت مردم، گروه­ها و سازمان­ها در تصميم‌گيري و اداره امور، به عنوان يك اصل جدي و مهم مي‌نگرد[3]. در تعريف نيازسنجي اساساً فرض اصلي اين است كه نيازسنجي روشي براي گردآوري داده‌هاست؛ در رويكرد موردنظر ما، اين فرض متفاوت است و نيازسنجي يك فرايندنظام‌مندو جاري براي فراهم‌سازي اطلاعات قابل استفاده درباره‌ي افراد و سازمان‌هاي موردنظر، تلقي مي‌گردد. نيازسنجي يك شكل تحقيق كاربردي، فراتر از گردآوري داده‌ها و تحليل آنها هست چرا که استفاده و بهره‌برداري از يافته‌ها را نيز شامل مي‌شود.

 

 

راهبرد نيازسنجي

در راهبرد نيازسنجي ملاحظات زير بايد مورد توجه قرار گيرد:

1- نيازسنجي توسط چه كساني انجام مي‌شود؟ تعيين اعتبار داده‌هاي حاصل از نيازسنجي براساس صلاحيت­هاي اخلاقي و عملي مجريان انجام مي‌گيرد. تفاوت در نگرش و بينش علمي، جهان‌بيني، فرهنگ و آگاهي، مي‌تواند موجب كسب نتايج متفاوت از بررسي­هاي انجام شده در زمينه واحد گردد.



[1]-Summers Gene F.(1987). Democratic Governace, in Need Assessment: Theory and method. By D.E.Johnson.U.S.A:lowa university press.P.3  

[2]- Reviere. Rebeccu (1996) setting the stage. In Need Assessment: A creative and Practical Guide for social scientisis. U.S.A: Taylor and Francis Publisher science: P.6.

[3] - Neuber, Keith A.and Associates (1985) Need Assessment: A model for community planning. England: Sage Publications P.13


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 3:16 |