تبليغاتX
دکتر داود محمدی
سازمان آموزش و پرورش استان قم
... گردید،دکتر داود محمدی دکترای رشته مدیریت فرهنگ سازمانی، استاد دانشگاه، عضو ... باره مهارتهای برقراری ارتباط موثر در مدیریت نوین، سخنرانی نمودند. محورهای سخنرانی ...
http://www.qomedu.ir/news/printversion.aspx?NewsId=734 - 8031 bytes
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 13:58 |

 

در کتاب جامع الاخبار از رسول خدا روایت است :

 

آخرالزمان زمانی است که از ایمان مگر اسمش

 

 و از اسلام مگررسمش

 

 و از قران مگر درسش نمی ماند .

 

 قلب های انان خراب است .

 

 

عالما ن انان شریر ترین خلق خدایند در روی زمین .

 

 

پس در این هنگام خداوند آنان را به سه بلا گرفتار میکند :

 

جور سلطان    قحطی    و ستم مدیران و رهبران

 

همچنین نقل است از رسول اکرم از نشانه ها:

 

در این زمان خوبی بدی و بدی خوبی می نماید.

 

از علی (ع) نقل است در علائم ظهور منجی :

 

 

وقتیکه حلال شمرند دروغ را  و خورند ربا  و رشوه بگیرند .

  

 

 دین را بکار دنیا بکار گیرند .

 

از سفیه ها مشورت گیرند .

 

قران زینت شود .

 

پست ترین افراد بزرگ قوم شوند .

 

ادم دروغگو را تصدیق می کنند و شخص امین را خائن

 

پندارندو..............

 

 

الهی ظهورش را نزدیک کن و بشریت را از دست خائنان به دین

 

 و دنیا برهان .

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 17:27 |

بحث مهد ویت و ظهور منجی همواره در میان ادیان و اقوام مختلف

 

در طول تاریخ مطرح بوده است که برای نمونه به برخی از آنها اشاره

 

 می شود :

در کتب باستانی هندی اشارات زیادی در این موضوع امده است مانند:

 

1-کتاب شاکمونی 2-جاماسب3-باسک4-دید5-پاتیکل6-دادائک

 

در کتاب گاتها که بخشی از اوستای زرتشت میباشد.

 

در زبور داود از کتب عهد عتیق1- در مزمور 37 مشتمل بر 40 آیه

 

2-مزمور 27مشتمل بر 20 آیه

 

کتاب دانیال فصل 12 مشتمل بر 10 آیه

 

کتاب اشعیا آیات 1-10 از فصل 11 همینطوردر فصل 65 آیات 16-25

 

  کتاب صفنیا آیات 7-9 از فصل 3

 

در کتب عهد جدید هم اشارات زیادی موجود است مانند:

 

انجیل متی فصل 25 آیات 31-34   و همچنین باب 24 آیات 23-۴۵

 

دریو حنای لاهوتی فصل 2 آیات 26-29 در کتاب انجیل لوقا باب 21

 

آیات 5-36 و موارد بسیار دیگر .

 

در اقوام دیگر نیز عقاید مشابه فراوان بوده است که به تعدادی اشاره

 

 می گردد:

 

 برهمنان عقیده دارند که در آخرالزمان ویشنو ظهور می نماید و همه

 

 ساکنان دنیا برهمن می شوند .

 

ساکنین جزایر انگلستان آرزومندند که آرتور  روزی ظاهر گردد و

 

 ساکسون ها را در دنیا غالب کند .

 

اهالی صربستان اتتظار ظهور مارکو کرالیویچ را دارند .

 

اسلاو ها معتقدند فردی از شرق ظهور می کند و قبایل اسلاو را متحد

 

و بر دنیا مسلط می گرداند .

 

ایرانیان باستان معتقد بودند که  گرزاسپه پهلوان تاریخی آنان زنده

 

 است و در کابل خوابیده و صد هزار فرشته از او نگهبانی می کنند تا

 

روزی که بیدار شود و قیام نماید.

 

گروهی دیگر در ایران باستان عقیده داشتند که در پس از پادشاهی

 

   سلطنت را به فرزند سپرد و به کوهستان رفت و در انجا آرمیده تا

 

روزی که ظاهر گردد و اهریمن را از گیتی براند .

 

یهودیان نیز معتقدند در آخرالزمان  ماشیع پیدا می شود و قوم یهود را

 

 نجات و سروری میدهد .

 

مسیحیان نیز به ظهور و زنده بودن مسیح اعتقاد دارند .

 

البته در تمام موارد از این اعتقاد سواستفاده های زیادی گردیده و

 

 بسیاری مانند محمد علی باب خود را امام زمان  و در آخر پیامبر

 

 شمرد  و بسیاری ادعای ارتباط با ایشان را داشته اند .

 

در مطلبی دیگر در نشانه های ظهور صحبت خواهم کرد. 

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 19:36 |

قبلا در مورد خط فقر مطلبی نوشتم .همان که وزیر محترم

 

رفاه اعلان آن را به صلاح و مفید نمی دانند. اصولا برای

 

 محاسبه خط فقر راه های متفاوتی وجود دارد: اول آنکه 50

 

درصد میانگین هزینه افراد جامعه  به عنوان روش میانگینی

 

 در محاسبه خط فقر شناخته می شود.دوم روشی است که در آن

 

میانه درآمد جامعه تعیین و 50 درصد آن خط فقر محسوب

 

می شود .سوم روش مصرف کالری است .بدین معنی که خط

 

فقررا تامین 2300 کالری روزانه تعیین میکند و کمتر از آن

 

 خط فقر محسوب می شود .راه سوم را وزارت بهداشت

 

پیشنهاد میکند و البته ایرادی اساسی بر آن وارد است و آن

 

 این نکته است که بدین ترتیب با مصرف روزانه 4 عدد

 

چیپس کوچک  نه فقط این کالری تامین می شود بلکه از

 

کالری اوور دوز هم می شویم !!!!و به راحتی می توان همه

 

 مردم را بالای خط فقر آورد .اما نکته اصلی این

 

نوشته :بانک مرکزی بالاخره اعلام نمود که درآمد هر نفر

 

 ماهیانه زیر 100 هزار تومان !!!خط فقر محسوب می شود

 

 و بدین ترتیب یک خانواده 4 نفره باید حداقل ماهیانه

 

400 هزارتومان درآمد داشته باشد؟! با این نرخ 14 میلیون

 

نفر در ایران زیر خط فقر شدید قرار دارند و بسیاری هم

 

نزدیک مرز !چه تعداد هنوز آمار رسمی ارایه نشده

 

است .تازه بعد از تحول اقتصادی و تورم بالای 70 درصد

 

این آمار چه مقدار خواهد شد  الله اعلم!؟

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 2:7 |
قبلا در مورد شبکه رنگارنگ مطلبی نوشتم .هرزه نگاری ابعاد متفاوتی دارد که یکی از

 انواع آن سیاسی است .اجرای هرزه نگارانه و وقیح نگارانه این شبکه یکی از آخرین

 محصولا ت رسانه ای است که از ماهواره پخش می شود .مارشال مک لوهان رسانه

 را وسیله انتقال پیام و بلکه خود پیام می داند .پیام این شبکه که متاسفانه مخطبانی

 نیز دارد چیست؟فحاشی؟ پرده دری کلامی؟ یا مبارزه سیاسی؟ کدام مبارز

سیاسی در جهان در هر طیفی را در تاریخ می شناسیم که منشا اثر بوده ولی با

چنین روشی. گاندی؟ماندلا؟حتی کمونیست هایی چون چه گوارا و ..........آنچه

شبکه رنگارنگ به یاد می اورد شعبان بی مخ ها ...لات ها و لمپن های روبسپیر و

مانند آن هستند ..من به عنوان یک ازمایشگاه جامعه شناسی این شبکه را گاهی

می بینم حیرت زده می شوم از اینکه کسانی با خانواده این شبکه و کلمات بسیار

زشت آن را می شنوند و می بینند و بد تر از آن با شبکه تماس گرفته و گوشی را به

 همسرشان داده تا قربان صدقه مجری لمپن رفته وابراز علاقه نمایند .جایی که از هر

 دو سو ادعای نجات کشور را دارند و هر دو می خواهند با کلمات رکیک این کار را

انجام دهند و این شبکه مهملی شده برای بیان الفاظی که معتقدم ایرانی ها در

محافل خصوصی خود نیز بکار نمی برند .متاسفانه ساده اندیشی و ساده لوحی عده

ای اسباب سواستفاده جمع کثیری در داخل و خارج شده است .روح ماکیاول حاضر

 است و دلشاد از اینکه هدف هر چیزی را توجیه میکند حتی ........

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 1:47 |
عطف به مطلب قبل امروز عصر رادیو برنامه ای در مورد نخبگان پخش می کرد و سوال این بود که چرا در

بین ۲۰۰۰ نخبه معرفی شده در کانون نخبگان که متولی آن  نهاد ریاست جمهوری می باشد نام حتی

 یک نفر از علوم انسانی و هنر نیست .در این برنامه با تعدادی از مسئولین مصا حبه شده بود .معاون

 ریس جمهور و متولی این مسئله هم از پاسخ طفره رفت .دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی هم انتقاد

کرد از این رویه و........ خلاصه بحث مفصل بود ...اما جواب ساده است و همان مطلب قبلی بنده به نقل

 از ریس جمهور محترم بود .وقتی دبیر جشنواره خوارزمی می گوید علت  انتخاب مسئو لین از مهندسین

 این است که افراد با هوش و نخبه مهندس می شوند .  پس حتما کم هوش ها هم علوم انسانی  و

هنرمیخوانند ؟!!!لذا  اساتید و دانشجویان رشته های علوم انسانی  و هنرمی توانند فعلا توبه واستغفار

نمایندتا بعد؟!!در طی این مدت انجام تمرینات در جهت تقویت  هوش مفید است بلکه ما هم مثل

بسیاری از نخبگان ثبت شده کشور  نخبه رسمی دولتی بشویم؟!!!

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 1:37 |
ریس جمهور محترم در افتتاحیه جشنواره خوارزمی فر موده اند:

علوم سیاسی  اقتصاد   جامعه شناسی مدیریت   

 روان شناسی و از این قبیل  مراتب نازله علوم انسانی هستند .   

با توجه به اینکه رشته تحصیلی اینجانب و اغلب دوستانم همین رشته های

نازل می باشد خداوند را شاکرم که زودتر به این مسئله پی برده و انشالله

در دوره فوق دکترا از این رشته ها برائت جسته و رشته ای از مراتب عالیه

انتخاب خواهم نمود لذا از دوستان تقاضا دارم چند رشته مناسب را  جهت

ادامه تحصیل و رهایی از این ننگ معرفی نمایند .    

موخره:چند سال قبل سازمان برنامه و بودجه مرحوم اعلام کرد کسانی که

در ایران مدیر هستند و دوره ای در مدیریت گذرانده اند ۵درصد می باشند !!!

امروز این مقدار چند درصد است؟ در این کشور همه بر اساس تکلیف !مدیر

 می شوند حتی اگر هیچ صبغه و دانشی در آن زمینه نداشته باشند .و بر

 اساس همین تکلیف هم به خود اجازه می دهند در سمت های متفاوت و

گاه متضاد مسولیت قبول نمایند .احتمال قوی از اثرات علوم عالیه است.!

انشالله بزودی در مورد مدیریت تکلیفی مطلبی خواهم نگاشت.

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 2:6 |
                                                                    اگر دل نخواهی که باشد نژند

نخواهی که دایم بوی مستمند

بگفتار   پیغمبرت   راه    جوی

دل از تیره گی ها بدین آب شوی

 

مبعث پیامبری را گرامی می داریم که اعلان ختم نبوت

 

کرد و تا حال پس از ۱۴۰۰ سال هنوز پیامبری ظهور

 

نکرده است .همین یگانه معجزه بر حقانیتش بس.

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت 20:47 |

 

رییس جمهور اخیرا فرموده اند ایران می تواند به جایگاه اول

 اقتصاد جهان دست پیدا نماید.

 در همین زمینه بد نیست به فاصله خود با اقتصاد اول جهان

از نگاه آمار های رسمی نگاهی بیندازیم:

1-برای تبدیل شدن به اقتصاد اول جهان باید تولید ناخا لصی

 بالغ بر 5/13 تریلیون دلار داشته باشیم.در حالیکه در حال

حاضر تولید ناخالص داخلی ایران 240 میلیارد دلار است یعنی

میبایست این رقم 50 برابر شود؟! نگران نباشید با این رشد

قیمت نفت چنانچه نفت ایران بشکه ای حدود 000/60 دلار

فروخته شود این امر محقق می شود ؟!

 

2-باید حداقل یک تریلیون دلار صادرات داشته باشیم که این

رقم فعلا 20 میلیارد دلار است  یعنی صادرات ایران فقط باید

50 برابر افزایش یابد .

 

3-مقدار جذب سرمایه گذاری خارجی که فعلا 1 میلیون دلار

 است باید به رقم 5/1 تریلیون دلار برسد یعنی افزایشی معادل

 ۱۵/۰۰۰ هزار برابر!!

 

4-در حال حاضر 8 میلیارد دلار در صندوق ذخیره ارزی پول

وجود دارد که این مبلغ باید به 250 میلیارد دلار برسد یعنی

 حدود 30 برابر.

 

البته جای نگرانی نیست و هنوز یکسال از عمر دولت  باقی

مانده .انشالله با پیگیری و اجرای برنامه تحول اقتصادی دولت

محترم بزودی این امر مححقق می شود و جایگاه اول اقتصاد

جهان از آن ما خواهد شد

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت 20:39 |

دکتر کاشانی پسر آیت الله کاشانی 5 راهکار

 

 جهت خصوصی سازی واقعی در کشور ارائه

 

کرده است:

 

1-واگذاری سهام عدالت متوقف شود

 

 

2-غرامت مصادره های ناروا پرداخت گردد

 

 

3-هر گونه واگذاری شرکت ها ی دولتی

 

منحصرا با تصویب قانون صورت پذیرد

 

 

4-حقوق کارکنان شرکت های دولتی حفظ شود

 

 

5-هر گونه واگذاری با آگهی مزایده و علنی باشد .

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در دوشنبه هفتم مرداد 1387 و ساعت 21:22 |
  • تحول اقتصادی در راه است و نکاتی در همین زمینه
  •  
  •  بنظر میرسد:

 

1-آیا اجرای این تحول به یک تیم منسجم نیاز ندارد ؟

 

از 7 محور تحول 5محور مربوط به وزارت اقتصاد میشود که

 

 

وزیر آن به تازگی بر کنار شده و وزیر جدید هم هنوز

 

 

معرفی نشده است!رابطه وزرای اقتصاد با رییس کل

 

 

 بانک مرکزی هم که همیشه نقل محافل بوده

 

 

است .وزیر کشور هم که نداریم  .

 

 

 

2- گفته میشود این طرح حاصل 5/2 سال کار

 

کارشناسی است اما مرکز آمار ایران در آمار گیری سال

 

۸۵ اطلاعات لازم را جمع آوری نکرده لذا مجددا باید کار

 

 

 آمارگیری انجام شود!! آنهم آمار در مورد چیزهایی که

 

 

 

اطلاعات آن در مراجع قانونی مثل اداره ثبت موجود

 

 

 

است .به همین جهت هم اعلام شده فرم های تکمیل

 

 

 

 شده را با مراجع چک مینمایند تا کسی اطلاعات غلط

 

 

 

نداده باشد!!! کاری که از همان اول میتوان انجام داد

 

 

 

3- گفته شده طرح کارشناسی شده است اما بعد از

 

 

ابلاغ با برخی متخصصان و اقتصاد دانان جلسه گذاشته

 

 

 میشود و در واقع نوش دارویی است تازه اگر از نظرات

 

 

استفاده شود.و در 5/2 سال گذشته کسی از آن و

 

 

جزییاتش خبری نداشت.

 

 

 

4-اعلام شده یارانه نقدی هر ایرانی در بخش غیر از

 

 

انرزی 8500 تومان است!که اگر با یارانه بخش های دیگر

 

 

 جمع شود و ضرب در تعداد عائله شود تازه باید با تورم

 

 

 حداقل 64 درصدی مقابله کرد   مثلا قیمت هر کیلو وات

 

 

برق در حال حاضر 16 تومان است که پس از تحول

 

 

 اقتصادی حداقل 77 تومان میشود ؟؟!!

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در دوشنبه هفتم مرداد 1387 و ساعت 21:21 |

طبق استاندارد های سازمان ملل متحد مقیاس خط فقر

 

 شدید درآمد حد اقل 2 دلار در روز می باشد.

 

 

 

افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی به طور

 

متوسط ماهیانه 000/37 تومان مستمری میگیرند که

 

روزی 1200 تومان میشود یا به عبارتی حدود 3/1 دلاردر

 

روز ؟!!

 

 

 

قیمت یک متر مربع زمین در تهران 3 برابر همدان و

 

 

16 برابر کرمان است .پس از تهران و همدان بالاترین

 

قیمت متعلق به کرج  اصفهان ومشهد میباشد.کمترین

 

 قیمت نیز پس از کرمان متعلق به ارومیه   زاهدان و یزد

 

 است .کمترین رشد قیمت نیز در 2 سال اخیر متعلق به

 

رشت  کرمان و شیراز بوده است.

 

 

 

 

بقولی پس از انقلاب 800میلیارد دلار نفت فروخته شده

 

است . اگر اقتصاد ما سالم بود حداقل 10 درصد بازدهی

 

 میداشتیم یعنی 80 میلیارد دلار در سال که با آن میشد

 

 کارخانه ساخت و با مالیات آن مملکت را اداره کرد .اما

 

اکنون همان کارخانه های سابق را یارانه میدهیم تا

 

تعطیل نشود .

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در دوشنبه هفتم مرداد 1387 و ساعت 21:19 |

 

موارد ذیل اصولی است که انسان های موفق مد نظر قرار میدهند:

 

1-داشتن دیدگاه مثبت و امید و اطمینان از رسیدن به هدف

 

2-آینده نگری ودید بلند مدت داشتن

 

3-برنامه ریز بودن و اهداف مشخص داشتن

 

4-تقسیم اهداف به بلند مدت   میان مدت  و کوتاه مدت

 

5-انتخاب هدف مبتنی بر استعداد  توانایی  علایق و واقعیات

 

6-خودشناسی و اطلاع واقعی از سطح تواناییها

 

7-استفاده از مشورت با متخصصین و معتمدین  خصوصا مشاوران حرفه ای

 

8-خود سازی و توانا سازی از طریق آموزش های رسمی و غیر رسمی

 

9-استفاده بهینه از زمان

 

10-استقامت و پشتکار

 

11-لذت بردن از فعالیت ها

 

12-شجاعت در استقبال از تغییر

 

13-درس گرفتن از شکست ها

 

14-چاشنی کردن معنویات و اعتماد واعتقاد به خدا به عنوان پشتوانه

 

……نکته آخر اینکه موفقیت با کلاه برداری متفاوت است …..و لذا دعوت به راه هایی که به عنوان موفقیت زود هنگام معرفی می شود و یک شبه ره صد ساله رفتن ها چیزی جز شکست را بدنبال ندارد

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در جمعه چهارم مرداد 1387 و ساعت 23:23 |

                                                          

خیانت:ای مالک از نزدیکانت به دقت مراقبت کن واگر خیانت کردندآنان را سخت مجازات کن .(نامه53)

 

ستمگری بر مردم:بدترین مردم در نزد خدا رهبر ستمگری است که خود گمراه و عامل گمراهی دیگران باشد.(خطبه 164)

 

استبداد و خود رایی:اگر زمامداران در برابر مردم زیاده طلبی و استبداد پیشه کنند...نشانه های ستم آشکار و نیرنگ بازی در دین وآشکار میشود(خطبه 216)

 

فاصله گرفتن از مردم:ای مالک قلب خویش را مملو از رحمت و محبت و لطف نسبت به مردم خود کن و مبادا چون حیوان درندهای خوردن را غنیمت شماری(نامه 45)

 

دنیا زدگی:ای دنیا از من دور شو .مهار تو را بر پشت نهاده و از چنگال تو رهایی یافتم(نامه 61

 

امتیاز خواهی برای خود و نزدیکان:ای مالک مبادا در ان چیزی که همه مردم مساوی هستند امتیازی در نظر بگیری ....زیرا بزودی پرده ها کنار خواهد رفت(نامه 45)

 

زمانه:ای مردم در زمانه ای زندکی میکنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را زیرکی می پندارند و افراد جاهل را اهل تدبیر می خوانند(خطبه 41)

 

+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در جمعه چهارم مرداد 1387 و ساعت 19:19 |

 

 

        

 

         

هامون ما بوديم                    

 

حميد هامون مرد. بي شک غمگينم که خسرو شکيبايي به عنوان يکي از بهترين بازيگران سينماي طلايي ايران در دهه شصت مرده است، اما بيش از هر چيز غمگين مرگ حميد هامون هستم. براي نسل ما، هامون فقط خسرو شکيبايي نبود. براي ما هامون نوعي زندگي بود، نوعي راه، نوعي شيوه فکر کردن و زندگي کردن. او همان چيزهايي را مي خواند که ما مي خوانديم، همان سليقه اي را داشت که ما داشتيم، همان عشق ها و نفرت هايي را به دل داشت که ما داشتيم. ما دوستش داشتيم، چون آينه ما بود. مي خواستيم از طريق او آن " خود" گم کرده مان را پيدا کنيم. مرگ حميد هامون براي من مرگ شخصيت بارز روشنفکر آويزان و سرگردان و آشفته و جستجوگر و پرشور و عاشق و زنده يک دوران است. دوراني که ما در آن زيستيم و ذهن و زبان مان پر از خاطره آن دوران است.

چيه بابا! کجا داري مي ري؟!

، سال 1367 سال سينما بود، يکي دو سالي بود که سينماي ايران داشت نفس تازه اي مي کشيد و ما همنفس اين سينما شده بوديم. سينمايي پر از زيبايي و تازگي و طراوت. سينمايي که با اميرنادري و مخملباف و کيارستمي و تقوايي و خيلي هاي ديگر آمده بود و همه چيز زندگي ما شده بود. داريوش مهرجويي سال 65 در حالي که هنوز مدت زيادي از بازگشتش نمي گذشت، اجاره نشين ها را ساخت. و يکي دو سال بعد هامون را ساخت. هامون فقط يک فيلم خوب از کارگرداني برجسته نبود. هامون گزارش زندگي ما بود. مايي که در طبقه دوم انتشارات کتابسرا دربدر دنبال کتابهاي ممنوعه مي گشتيم، در ناصرخسرو يا کوچه باريک نزديک سفارت روسيه دنبال صفحه هاي گرامافون بيتلز و جون بائز و بلک سابات مي گشتيم. دنبال يک " فيلمي" خوب (اصطلاح آن روزها براي توزيع کننده ويدئو) مي گشتيم تا فيلمهاي برگمن و هيچکاک و فاسبيندر و گودار و برتولوچي و کارلوس سائورا را به ما برساند. گاهي در کتابفروشي هاي جلوي دانشگاه مي توانستيم کساني را پيدا کنيم که براي هفته بعد مجموعه صداهاي " دلکش" و " مينو جوان" و " تاج اصفهاني" را برايمان کپي کند و  آن مجموعه را برايمان بياورد. در آن سالها برايمان مهم بود که تا ته سلينجر و کي ير که گور و هايدگر را دربياوريم، يک جوع و گرسنگي فرهنگي داشتيم که جز با خواندن و خواندن و خواندن و ديدن و دانستن پر نمي شد. تا ته شناسنامه همه فيلمها را مي خوانديم و گاهي مي شد که چهار نسخه با زمانهاي مختلف از فلان فيلم هيچکاک را نگه داريم. نوعي واکنش بود در مقابل همه درهاي بسته که رابطه ما را با جهان قطع کرده بود. البته يک طرف اين داستان هم يک شانس بزرگ بود، ما اين شانس را داشتيم که تحت تاثير بازار هنري و فرهنگي قرار نگيريم، البته تا زماني که ماهواره نيامده بود. ما در تمام سالهاي دهه شصت زندگي مي کرديم. در صف هاي سينماي جشنواره فجر ساعتها براي خريدن بليط فيلم " تارکوفسکي" که در موردش هفت تا مقاله خوانده بوديم صف مي کشيديم و فيلم ها را مي بلعيديم. وقتي نوار موسيقي شجريان درمي آمد خودمان را جر مي داديم که روزي هفتاد بار گوشش کنيم. وقتي " اندک اندک جمع مستان مي رسند" منتشر شد، دهها نسخه خريدم و براي همه کساني که مي شناختم هديه دادم، اين براي ما يک پيروزي بزرگ بود. ما در همان سالها بحث مي کرديم، داستان مي نوشتيم، عاشق مي شديم، براي خودمان سلبريتي هايي داشتيم و با تمام وجود مي خواستيم زنده و با سواد و با فرهنگ و با شعور بمانيم. هامون فيلمي بود که حال نسل ما را نشان مي داد. ما همه مي خواستيم هامون بشويم.

با تشکر از دوست گرامی دکتر ایت محسنی که این مطلب را از نویسنده ای گمنام به نام نبی ابراهیمی از نیکاراگویه ارسال نموده است

                                                              

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر داود محمدی در پنجشنبه سوم مرداد 1387 و ساعت 18:41 |